آشنایی با فعالیت های فرهنگی و اجتماعی خانواده شهید خلیل پور نهر

گزارش اختصاصی

photo_2018-08-07_03-35-00قسمت اول
در چند دهه گذشته فعالیتهای موثر و مستمر فرهنگی و اجتماعی خانواده شهید محمد خلیل پورنهر توانسته است ضمن تاثیرگذاری ، توجه افکار عمومی و مدیران و مسئولان استان و کشور را نیز متوجه به خود سازد و طبق شنیده ها و مستنداتی که در دسترس است، بارها و بارها از سوی دستگاههای مسئول فرهنگی و اجتماعی کشور از جمله شخص ریاست جمهور وقت کشور و ریاست وقت سازمان انرژی اتمی کشور مورد تقدیر و تشکر و تجلیل قرار گرفته است.
بر همین اساس علاقمند شدیم تا ضمن ترتیب این مصاحبه، این خانواده را بیشتر و بهتر بشناسیم و با فعالیتهای ارزنده آنها آشنا شویم.
س: فعالیت خانواده شهید محمد خلیل پورنهر از چه زمانی آغاز شده است و علت اینکه اکثر مکاتبات و حضور فرهنگی و اجتماعی تان در کلان کشور و حتی خارج از کشور متبرک به نام یک شهید بزرگوار است چیست؟
ج: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم عجل لولیک الفرج. ابتدا عرض ادب و احترام دارم به ساحت مقدس آقا امام زمان عج و رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی و همه خادمین صدیق کشور و ملت و همچنین عرض ادب دارم به ساحت مقدس و معطر و مطهر شهدای عزیز و ایثارگران بزرگوار و خانواده های معظم آنان.
اما بعد. فعالیت های فرهنگی و اجتماعی این خانواده دقیقا بعد از شهادت محمد عزیزمان در سال ۱۳۶۰ آغاز شد و سپس در ادامه با درک صحیح و عمیق از فرهنگ ایثار و شهادت و آشنائی با ابعاد مختلف وصایای سیاسی و الهی شهدای عزیز روزبه روز بر کیفیت آن افزوده شد و خوشبختانه الان به لطف خدا در سطح استانی و ملی فعالیتهای خود را ادامه داده و در برخی موضوعات مهم انسانی و اخلاقی هم فعالیتهائی را برای خارج از کشور صورت می دهیم که خوشبختانه آثار ارزنده ای از خود بر جای گذاشته است و نهایتا نتیجه همه این فعالیتها، کسب دهها تقدیرنامه و تجلیل و تکریم ملی و استانی برای این خانواده است که به لطف خدا نصیب ما شده است و خوشبختانه در ادامه همین فعالیت ها و نقش آفرینی ها، مورد وثوق و احترام بخشی از دستگاههای مسئول استان و کشور در سی و هشت سال گذشته بوده ایم. اما در اینکه چرا فعالیتهای این خانواده متبرک به نام یک شهید عزیز است، به این خاطر می باشد که دوست داشتیم و دوست داریم مردم بزرگوار کشورمان با تمام وجود و عینا مستحضر باشند که کار جوانان عزیز این مملکت پس از شهادت آنها در همانجا تمام نمی شود، بلکه شهادت آنها تازه آغاز راه شهدا با حضور خانواده هایشان در تمام صحنه ها و عرصه ها است. یعنی کار باید بجائی برسد که خانواده های معظم شهدا و ایثارگران، مدادالعلما افضل من دماءالشهدا بشوند. یعنی آنها که رفتند کار حسینی کردند و آنهائی که ماندند باید کار زینبی بکنند و این خیلی مهم است. ماندن و مثل حضرت زینب (س) پیامبری کردن و مدافع خون مقدس شهدا بودن. قطعا این مسئولیت بسیار بزرگی است که بر دوش خانواده های محترم شهدا و ایثارگران قرار گرفته است و رسالت بسیار عظیمی نیز هست. لذا عمده هدف خانواده ما از این تمرین سخت و شیرین، معرفی یک الگو و مدل تاثیرگذار فرهنگی و اجتماعی از یک خانواده شهید و یک خانواده فعال و مسئول و متعهد و مسئولیت پذیر ایرانی هست که خوشبختانه به لطف حق ما به آن دست یافته ایم و ان شاءالله بزودی کتابچه ای مصور از فعالیتهای این خانواده تهیه و در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. ما در این تجربه موفقی که حاصل کردیم دقیقا نشان دادیم که همه خانواده های ایرانی، مخصوصا خانواده های معظم شهدا می توانند با شخصیت مستقل و بدون هیچ وابستگی حزبی و دسته و گروه و تشکل سیاسی و صنفی و هیچ منفعت طلبی و هیچ سهم طلبی و با وجود همه تنگناها و محدودیتها و مشکلات و تنگ نظریها و تهدیدها و موانع و مشکلات و اخم و تخم ها و تخریب و تحریفها و خاصه مشکلات اقتصادی که گریبانگیر همه فعالان فرهنگی و اجتماعی هست در صحنه باشند و ایفای نقش موثر بکنند.
س: اگر اجازه بفرمائید بازگردیم به فعالیتهای اخیر خانواده شهید محمد خلیل پورنهر که عمدتا در حوزه آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه و گسل تبریز و بافت فرسوده و حاشیه نشینی شهر تبریز و تبریز ۲۰۱۸ و توسعه و پیشرفت استان آذربایجان شرقی در برنامه چشم انداز بیست ساله ایران ۱۴۰۴ و سند سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی هست و لطفا در این موارد توضیحاتی را بفرمائید.
ج: البته باید عرض بکنم این موضوعاتی که فرمودید فقط بخشی از ماموریت این خانواده است که چندسالی هست بطور مستمر پیگیر آن می باشیم. اما اینکه چرا مستمرا پیگیر این موضوعات هستیم باید بگویم الان یکی از مهمترین و حساسترین نگرانیهای کشور، مسئله آب است. بطوری که این موضوع خواب را از چشمان سران مملکت و مدیران و مسئولان کشور و مردم ربوده و نگران و به تکاپو انداخته است. آری آب مایه حیات است. همه چیز از آب آفریده شده است. اگر همین آب نباشد و منابع آبی ایران به خطر بیفتد که متاسفانه بعلت بی تدبیری دستگاههای مسئول آب کشور و صد البته اسراف خود مرد م افتاده است، قطعا بحرانی عظیم برای کشور و ملت بزرگوارمان در راه است، چنانچه در ماههای اخیر نیز شاهد بخشی از این بحران و نگرانی و حوادث تلخ در برخی از استانها بودیم که این وضعیت به شدت نگران کننده به نظر می رسد و حقیقتا خدا رحم بکند. در چنین وضعیت نگران کننده ای، این خانواده موضوع آب را در اولویت اول فعالیتهای خود قرار داده و خوشبختانه در طول سالهای گذشته، در کنار تلاشهای روشنگری و تذکر و هشدار به سران کشور و دستگاههای مسئول آب ایران، دهها ایده و پیشنهاد را به وزارت نیرو و سازمانهای تابعه و همه شرکت های آب منطقه ای و آبفا و مراکز علمی و آموزشی و پژوهشی و دانشگاهی کشور ارائه داده که برخی ازاین ایده و پیشنهادات با استقبال خوبی مواجه شده است که موجب دلگرمی ما نیز شده است. یکی از پیشنهادات بسیار مهمی که این خانواده از چند سال پیش پیگیری می کند و خوشبختانه تقریبا در مسیر تحقق آن نیز هستیم، تاسیس بنیاد بین المللی خیرین آب ایران است که با تاسیس آن قطعا می شود از استعدادهای برجستگان علمی و نخبگان سیاسی و دانشگاهی و توانمندان اقتصادی ایرانی ساکن خارج از کشور و همچنین از استعدادهای سازمانهای بین المللی خاصه سازمان یونسکو و آیسسکو بهره بگیریم و پس از اخذ مجوز و تاسیس این بنیاد است که ایران خواهد توانست از طریق نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران، شعب بنیاد را در کشورهای هدف تاسیس و از این طریق با ایرانیان مقیم خارج از کشور ارتباط مستمر و کیفی داشته و مشارکت گسترده علمی و اقتصادی ایرانیان را از برنامه های مدیریت بحران آب کشور موجب بشود. خوشبختانه ما در گذشته ضمن حضور در وزارت نیرو و شرکت مدیریت منابع آب ایران و شرکت آب منطقه ای و شرکت آبفای استان آذربایجان شرقی و برخی سازمانهای مرتبط با موضوع، بستر تاسیس این بنیاد را فراهم بکنیم و امیدواریم با لطف و عنایت خدا و ورود شخص امام جمعه محبوب تبریز و نماینده محترم ولی فقیه در آذربایجان شرقی به این موضوع، به هدف بزرگ و مهم و تاریخی خود برسیم. این بنیاد قطعا فعالیت همه انجمن ها و فعالان مستقل حوزه آب و محیط زیست را حمایت خواهد کرد و بهترین مرکز برای جلب مشارکتهای مردمی ایرانیان خارج از کشور خواهد بود. تنها در این صورت است که کشور از توانمندی بالای علمی و اقتصادی ایرانیان داخل و خارج از کشور بهره خواهد جست.
س: آیا راهکار خاصی هست که بتواند در مدیریت بحران آب موثر واقع بشود.
ج: طبیعی هست که باشد. همه راهکارهای اصولی و قابل دسترس از سوی متخصصین و کارشناسان وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت و معدن و تجارت و سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان برنامه و بودجه و دانشگاهها و مراکز مطالعات و تحقیق و پژوهش کشور و حتی مراکزی در خارج از کشور و خاصه سازمانهای جهانی به دقت بررسی و شناسائی و معرفی می شود. اقدامات خوبی هم انجام شده و برخی تلاشها نیز صورت می گیرد که بشود این بحران را بطور شایسته مدیریت کرد. البته انتقاد از این است که چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی. این واقعا مورد سوال برای همه ملت و فعالان مردمی این حوزه ها است که چرا باید موضوع آب و محیط زیست به اینجا می کشید تا در چنین بحران عظیمی گرفتار شویم و جان و مال مردم به خطر بیفتد. تمام مملکت به خطر بیفتد. حتما باید یک روزی مسببان این مصیبت شناسائی و مورد سوال و مواخذه قرار بگیرند.
س: لطفا به چند راهکاری که باید صورت بگیرد تا مدیریت بحران آب و محیط زیست بشود اشاره بفرمائید.
ج: البته همه راهکارهای لازم و مهم از سوی مدیران و مسئولان دستگاههای مسئول کشور بارها و بارها از سوی صدا و سیمای کشور گفته شده است. اما آنچه واقعا لازم است صورت بگیرد این است که بقول خود دولتی ها و فعالان آب کشور، حتما باید مدیریت منابع آب بشود. مدیریت منابع آب بسیار مهم است. از اول هم باید چنین می شد. اما حالا به هر دلیلی نشده است و این یک اشکال بزرگ و نابخشودنی است و این اشکال به کلان حاکمیت بر میگردد که سیاست گزاری و برنامه ریزی و هدفگذاری و دقت درستی نداشته است. این فاجعه نتیجه بی برنامگی و ضعف مدیریت منابع آب ایران است که حتما باید مورد توجه و دقت قرار بگیرد و برای آینده آب و حتی انرژی کشور تدبیر اساسی صورت بگیرد. دوم اینکه مردم باید اصلاح الگوی مصرف بکنند و با سیاستهای مصوب آب همراهی بکنند. بطور قطع و یقین همراهی و همگامی مردم با دستگاههای مسئول آب و محیط زیست بسیار راهگشا است. مردم ایران بر اساس آمارهای جهانی، مسرف ترین مردم هستند. بدترین مصرف کنندگان هستند. اینها واقعا در اندازه تاریخ و تمدن و شایستگی های جهانی مردم بزرگوار ایران نیست که چنین باشند. تمام آمارهای جهانی نشان از این دارد که مردم ایران به شدت منابع مالی و ذخایر روی زمین و توی زمین خود را هدر می دهند و دچار افراط و تفریط وحشتناک در این حوزه می باشند. مصرف بی رویه و نگران کننده مردم ایران در هر حو زه قطعا مصیبت بزرگی بر کشور و آینده فرزندانمان بوده و هست و خواهد بود.
اما دو موضوع مهمی که حتما باید ذکر بکنم ابتدا این است که دولت محترم اعتبارات مصوب آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه را بموقع و کامل بدهد. تعلل نکند. آنچه را که تصویب کرده و تخصیص داده است، همان را متعهد به پرداخت باشد. متاسفانه بعضا اخباری به گوش می رسد که دولت به هر دلیل از تخصیص منابع مالی و اعتبارات امتناع می ورزد. این موضوع متاسفانه موجب دلسردی در دستگاههای مسئول آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه می شود. اگر اعتبار نباشد قطعا موفقیتی هم در کار نخواهد بود. این را باید به یاد داشته باشیم. دوم اینکه دستگاههای مسئول آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه باید به فعالان و تشکلهای مردم نهاد ارزش داده و آنها را مورد حمایت قرار بدهند. حمایت از فعالان حوزه آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه و تشکلهای مردم نهاد این حوزه می تواند به توسعه مشارکتهای مردمی بینجامد. مشارکتهای مردمی واقعا مهم هست. همه چیز به دست مردم است. دولت بدون مردم نمی تواند به موفقیت های شایان توجه دست پیدا بکند. هر موفقیتی در منطق مشارکت های مردمی نهفته است. ائل گوجی. سیل گوجی.
س: اما در مورد تلاشهایتان در مورد حفاظت از محیط زیست لطفا اشاره ای هر چند مختصر داشته باشید.
ج: اما در مورد تلاشهای محیط زیستی این خانواده قابل عرض می دانم که اصولا همه ما به محیط زیست برای زیست بهتر نیاز داریم. نیاز حیاتی داریم. ما به آب و هوا در کیفیت آن و نه کمیت آن نیاز داریم. اگر محیط زیست نباشد، قطعا هیچ زیستی برای نوع بشر و همچنین برای میلیونها موجود زنده دیگر در کره زمین نخواهد بود. بشریت شدیدا نیاز به محیطی آرام و تمیز و پاک و فرح بخش و سالم برای زندگی دارد. البته این امنیت و آرامش نه تنها برای ما، بلکه برای نسل آینده بشریت نیز باید باشد.
ما باید تلاش برای حفظ محیط زیست بکنیم و در نزد خانواده و فامیل و محل زندگی و محل کار خودمان، آن را به یک فرهنگ غنی و لازم و شایسته و یک وظیفه انسانی و اخلاقی تبدیل بکنیم. ما باید برای تحقق چنین ماموریت ارزشمندی هزینه و سرمایه گذاری بکنیم. از اقتصادمان. از علممان. از ارتباطاتمان. از آبرو و اعتبارمان. از همه داشته های مادی و معنوی مان. هیچ نباید کوتاهی بکنیم. ما باید خدمت به محیط زیست و همچنین آب و آنچه را که ارتباط مستقیم با جان و مال هموطنانمان و جامعه بشریت دارد عبادت بدانیم. باید آن را حج بدانیم. باید روزه بدانیم. باید خمس و زکات بدانیم. باید عین شهادت در راه خدا بدانیم. ما باید برای حفاظت از محیط زیست و آب ایثارگرانه و شجاعانه و مومنانه و مسئولیت پذیرانه وارد بشویم و ایفای نقش فعال بکنیم. لذا بر همین اساس است که حسب علاقه خاص این خانواده به موضوع حفاظت از محیط زیست، بر این موضوع نیز وارد شده و در تلاش هستیم تا با لطف خدا و در اندازه استعدادهای خود ( حتی یک قدم و یک قلم و یک ایده و پیشنهاد ) اقداماتی را بطور شایسته صورت دهیم.
خوشبختانه برای تحقق ماموریتهای مهم سازمان محیط زیست پیشنهاداتی از جمله تاسیس بنیاد بین المللی خیرین محیط زیست ایران را به ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست کشور آقای دکتر کلانتری ارائه دادیم که خوشبختانه بصورت مکتوب از طریق دفتر ایشان به ما اطلاع داده شد که چنین نیت ارزشمندی را دنبال می کنند و تلاش دارند بزودی چنین تشکیلات مهم مردم نهادی را داشته باشند. در نهایت اینکه همه خانواده ها مسئول هستند تا در کنار سازمان حفاظت محیط زیست قرار بگیرند و در مسیر ماموریتهای آن حرکت بکنند. حتی اینکه انتقادی بر عملکرد آن در سالهای گذشته داشته باشند. بلاخره انتقاد هم لازمه پیشرفت است. قطعا مسببین اصلی انهدام محیط زیست کشور روزی شناسائی و مورد سوال قرار خواهند گرفت. اما نباید از حق گذشت که خود مردم هم در انهدام محیط زیست خود نقش و سهم داشته اند. روی هم رفته مردم ما قدردان خوبی برای محیط زیست نیستند. این اشکال بزگ است. این ضعف باید برطرف بشود. ما باید برگردیم به حفاظت از محیط زیست کشورمان.
س: در مورد دریاچه اورمیه تلاش و اقداماتتان چه بوده است؟
ج: در مورد دریاچه مظلوم اورمیه باید بگویم که متاسفانه عمق فاجعه در دریاچه واقعا خیلی بزرگ است. فاجعه و مصیبت بزرگی در راه است ( البته اگر تدبیر سریع و اساسی نشود ) و جان و مال و سلامتی میلیونها انسان در خطر بزرگ است. صنعت و کشاورزی و اشتغال میلیونها نفر از اهالی منطقه در خطری عظیم است. بلاخره به دلایلی مختلف از جمله بی تدبیری و بی مسئولیتی و ضعف و بی برنامگی برخی از دستگاههای مسئول استان آذربایجان شرقی و غربی و مرکز و بعضا خود مردم منطقه در استفاده بی رویه از چاههای غیرمجاز و کاشت محصولات پرآب، مصیبتی بزرگ بر دریاچه وارد شده است که می توانست با ورود بموقع و رفتار مسئولانه دستگاههای ملی و منطقه اصلا چنین چیزی نشود و یا اینکه ابعاد فاجعه در این میزان نباشد. پس معلوم می شود که در این موضوع کوتاهی و قصور و خیانت و جنایت بزرگ شده است ( عمد یا سهو ) و قطعا باید یک روزی مسببان آن به دست قانون و عدالت و محاکمه و توبیخ سپرده بشوند. متاسفانه همان گونه که عرض کردم در این فاجعه زیست محیطی، جان میلیونها انسان و موجودات زنده دیگر در معرض خطر قرار گرفته است. حقیقتا کشاورزی و صنعت و اشتغال در خطر است. تمام منطقه آذربایجان و کردستان و حتی برخی از کشورهای هم مرز با ایران در منطقه آذربایجان شرقی و غربی و کردستان در معرض خطر هولناک طوفان نمک و بیماریهای خطرناک قرار دارند. فاجعه دریاچه اورمیه قطعا موجب نابودی کامل مناطق زراعی و نابودی صنعت کشاورزی و دامداری و نابودی اشتغال منطقه خواهد شد و اجبارا و الزاما و ناچارا کوچ انبوه ساکنین منطقه را به شهرها به همراه خواهد داشت و این تازه آغاز یک مصیبت و فاجعه ملی خواهد بود. لذا با این دیدگاه و برداشت کلی، به موضوع دریاچه اورمیه وارد بر موضوع شدیم و نگرانیهای خودمان را در اندازه استعداد و دانش و مطالعات خودمان به همراه برخی راهکارها و هشدارها مستمرا بصورت مکتوب و به همراه برخی راه حل ها برای مدیران و مسئولان کشور رساندیم و حتی با ارسال چند نامه و حضور فعال در فضای مجازی از مقام معظم رهبری دعوت کردیم که لطفا سفری به دریاچه اورمیه تشریف داشته و عمق فاجعه و مصیبت را از نزدیک ببینند و تدبیر اساسی و جدی بکنند. ( شنیدن کی بود مانند دیدن ). ما اعتقاد داریم که حضرت آقا به عنوان پدر معنوی ملک و مملکت و ملت باید به این منطقه مصیبت زده تشریف بیاورند و عمق فاجعه را از نزدیک زیارت بکنند و امید مردم منطقه باشند. ما باز روی تشریف فرمائی شخص رهبر فرزانه انقلاب به دریاچه اورمیه اصرار بزرگ می کنیم و ایمان داریم به این که حضور حضرت آقا در منطقه مصیبت دیده دریاچه، می تواند برکات معنوی خاص به همراه داشته و بر اهمیت و ضرورت پیگیری احیاء دریاچه بیفزاید و ان شاءالله بعد از این دیدار خواهد بود که قطعا همه قوا و دستگاههای مسئول کشور با قدرت بیشتری، بسیج برای احیای دریاچه خواهند شد. حتی شاید تحرکات جهانی هم برای احیای دریاچه اورمیه سرعت بگیرد. اینها برکات معنوی و روحانی حضور رهبر عزیز انقلاب در دریاچه اورمیه خواهد بود. اما اگر این سفر انجام نشود و دریاچه بمیرد، آنوقت اقدامات بعدی، هر چی که باشد و در هر اندازه ای هم که باشد و از سوی هر شخصیت عظیم الشانی هم که باشد قطعا نوشداروی بعد ازمرگ سهراب خواهد بود و اگر اشکی هم ریخته شود، اشک تمساح خواهد بود. آری قطعا تاریخ بشریت این مصیبت و فاجعه را از یاد نخواهد برد. آری این نتیجه بی تدبیری دستگاههای مسئول و دولتهای وقت بوده است که این فاجعه و مصیبت را بر دریاچه و منطقه و مردم وارد آورده اند.
همه عوامل دخیل در این مصیبت باید یک روزی پاسخگوی اعمال و قصور و اهمال و تعلل و خیانت و جنایت خود باشند. صد البته ما بخشی از تقصیر را متوجه بر خود مردم منطقه هم می دانیم که با بی تدبیری تمام آتش بر زندگی خود و منطقه ریخته اند و با ضعفهای پنهان و آشکار خود ( سهو یا عمد ) روزگار را بر خود و فرزندانشان و خانواده هایشان و نسل آینده تدارک دیده اند. اینک همان آتش بزرگ دامن خودمان را گرفته است و از ماست که بر ماست شده است. جای دارد در اینجا از فعالان محترم مستقل مردمی و تشکلات مردم نهاد و دستگاههای مسئول که مسئولانه و متعهدانه در جهت حل بحران آب و احیای دریاچه اورمیه و حفاظت از محیط زیست تلاش ارزنده می کنند و نقش فعال دارند تشکر و قدردانی بکنیم. همچنین از نماینده محترم ولی فقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه محبوب و مردمی شهر تبریز حضرت حاج آقا دکتر سید محمدعلی آل هاشم بخاطر تلاش های ارزشمندشان برای دعوت و تذکرات بموقعشان در سخنرانی ها و نماز جمعه برای احیاء دریاچه اورمیه و آب و محیط زیست تشکر و قدردانی می کنیم. ما نباید مسئولیت ها و تعهدات انسانی خود را در قبال احیای دریاچه اورمیه و آب و حفاظت از محیط زیست فراموش بکنیم. ما باید در صحنه باشیم و مسئولانه ایفای نقش بکنیم. هیچ چیزی نباید مانع از حضور ما در صحنه و ایفای نقش باشد. ما متعهد هستیم در برابر مسئولیتهای الهی و انسانی و اخلاقی و در نزد وجدان خودمان که بهشت و جهنم و برزخ در آن است گام پیش بگذاریم. اینکه دیگران مانع بر تلاشهای ما باشند و یا مشوق باشند، اینها اصلا و ابدا نباید در احوالات و تلاشهای ما تاثیر بگذارد. کار را حتما باید برای خاطر خدا و مردم انجام داد نه برای رضایت و تائید این و آن. مخصوصا اینکه در خطه آذربایجان و تبریز کار کردن، شیرینی و تلخیهای خاص خودش را دارد. اینجا نباید دنبال تقدیر دیگران از خود بود. همیشه باید منتظر بهترین نقدها و تخریبها و تحریفها بود. خاطره ها از این اتفاق نامبارک در تبریز چند جلد کتاب است. اینها را باید متوجه بود و با تمام قدرت پیش رفت.
س: ببخشید اینک ه می گوئید در تمام فعالیتها و تلاشها نباید منتظر تشویق و تائید دیگران باشیم و در تبریز کار کردن شیرینی و تلخی خاص خودش را دارد یعنی چه؟ آیا اشاره به این می کنید که در فعالیتهای خودتان با موانع و کارشکنی و تخریب و تهدید مواجه شده اید؟ لطفا اگر ممکن است این را مختصرا اشاره بفرمائید.
ج: قطعا همین طور است. در تمام تلاشها و کوششها و فعالیتها بطور طبیعی تشویق هست. تائید هم هست. تخریب و تهمت و افترا و کارشکنی و مانع تراشی و اتهام و … جزو ذات فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و تلاشهای خیرخواهانه و نیکوکارانه هست. عرضم این بود که باید برای همه اینها آمادگی داشت و نباید از این برخوردها هراس به دل راه داد. نه تشویق و نه تائید نباید ما را مغرور بکند. نه توهین و افترا و تخریب و تحریف و مانع تراشی و تهمت ها نباید مانع از ادامه کار و خدمت باشند. نباید برای خاطر اینها متوقف باشیم. اگر متوقف بشویم باید ازاین خطه قهرمان کوچ بکنیم تا شاهد بر تلخیهای زندگی مردم در منطقه نباشیم.
سوال: آیا امیدی برای احیای دریاچه اورمیه هست. یا نه.
پاسخ. البته نظراتی بین موافقان و مخالفان احیاء وجود دارد. عده ای می گویند دریاچه اورمیه احیا خواهد شد. عده ای هم مخالف این نظر هستند. اما واقعیت این است که هیچ کس بطور قطع و یقین نمی داند و نمیتواند تضمین بکند که دریاچه اورمیه بطور صددرصد احیا خواهد شد یا نه و همه اش حدس و گمان و البته به همراه اما و اگرها هست. بلی واقعیت این است که دریاچه اورمیه نیاز به حمایت همه جانبه دولت و آحاد مختلف مردم و سازمانهای جهانی دارد. دریاچه اورمیه نیاز به آب دارد. نیاز به اعتبارات مالی دارد. نیار به زمان دارد. نیاز به مدیریت و برنامه ریزی دارد. نیاز به پشتکار بالا دارد. نیاز به دلسوزی و عشق و علاقه دارد. نیاز به سعه صدر و سماجت هم دارد. اما متاسفانه باید عرض بکنیم ایران آب ندارد درست زمانی که دریاچه نیاز به آب دارد. متاسفانه آب موجود در منطقه برای احیای دریاچه کافی نیست. اما با انتقال آب می شود امیدوار ماند. انتقال آب به دریاچه به اعتبار بزرگ نیاز دارد و در شرایط تحریم و مشکلات اقتصادی کشور، به ندرت بتوان منابع مالی آن را تامین کرد و این حکایت بسیار تلخی است مگر اینکه حمایتهای جهانی از دریاچه بشود. البته خوشبختانه ستاد ملی احیای دریاچه اورمیه برنامه های خوبی برای دریاچه دارد که باید منتظر بر آن ماند و چاره ای هم جز صبر و تحمل و امیدواری نیست. اما آنچه به شدت نگران کننده است، این می باشد که اگر دریاچه احیا نشود، تکلیف چیست و دولت چه برنامه ای برای بعد از خشکی احتمالی دریاچه اورمیه دارد. سوال این است که آیا دولت محترم برای چنین احتمال تلخی آمادگی دارد یا نه؟ اگر نداشته باشد، مصیبت بسیار عظیم تر از آنچه پیش بینی می شود خواهد بود. این برنامه برای بعد خشکی دریاچه اورمیه باید تهیه بشود. حتما باید کارهای مطالعاتی آن از هم اکنون صورت بگیرد. حتی اینکه دریاچه ان شاءالله در مسیر احیا واقع بشود.

س: اخیرا در فضای مجازی پیشنهادی را در مورد ضرورت مهم ورود باشگاههای فرهنگی ورزشی تراکتورسازی و ماشین سازی و گسترش فولاد و شهرداری تبریز به موضوع آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه پیشنهاد داده اید که خوشبختانه مورد استقبال دستگاهها مسئول و فعالان آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه قرار گرفته است. لطفا در این مورد توضیحات بیشتری بدهید.

ج: بلی همینطور است که شما اشاره فرمودید. خانواده ما بلحاظ فعالیت در حوزه ورزش کشور مورد تقدیر رسمی تعدادی از قهرمانان لیگ برتر فوتبال کشور قرار گرفته است و ضمنا با برخی از باشگاههای مهم کشور ارتباطات خوب فرهنگی نیز داشته ایم و از این طریق با ظرفیتهای بسیار بالای فوتبال و باشگاههای فرهنگی ورزشی کشور هم آشنا هستیم. لذا بر اساس همان شناخت ابتدا این پیشنهاد را به وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنعت معدن و تجارت و سازمان حفاظت محیط زیست تقدیم کردیم تا ضمن نشست مشترک فنی و تخصصی با فدراسیون فوتبال ایران، یک تفاهم نامه ملی را در کلان کشور امضاء بکنند که در این تفاهم نامه، تمام باشگاههای فرهنگی ورزشی فوتبال کشور موظف باشند تمام ظرفیتهای فرهنگی و ورزشی و کانون هواداری باشگاههای خود را در اختیار اهداف و ماموریتهای آب و محیط زیست قرار بدهند. منتها در کنار این موضوع پیشنهادی هم به دستگاههای مسئول آب و محیط زیست استان دادیم که مربوط می شد به ظرفیتهای بسیار بزرگ باشگاه معظم فرهنگی و ورزشی تراکتورسازی تبریز که این روزها در مسیر تغییر و تحول و کسب موفقیتهای بسیار بزرگ است و قطعا میتواند با ظرفیت هواداری چندین میلیون نفری در داخل و خارج کشور و ظرفیت بالای فرهنگی و ورزشی خود، اقدامات بسیار غنی و پایداری را صورت بدهد. البته نباید از کنار ظرفیتهای باشگاههای معظم گسترش فولاد و ماشین سازی و شهرداری تبریز که هر کدام استعدادهای ارزنده ای را دارند به سادگی عبور کرد. اما ظرفیت باشگاه تراکتورسازی الان یک ظرفیت جهانی است و به نظرم اگر دستگاههای مسئول استان بتوانند جلسه مشترکی با جناب آقای مهندس حاج محمدرضا زنوزی مالک محترم باشگاههای تراکتورسازی و گسترش فولاد و ماشین سازی داشته باشند، قطعا می توان به نتایج بسیار مهمی در زمینه همکاری آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه دست پیدا کرد.
س: یعنی فکر می کنید، آقای مهندس زنوزی در همین ابتدای کار خود در باشگاه تراکتورسازی استقبال مناسبی از این موضوع بکنند؟
پاسخ: قطعا همین طور است. حتما استقبال می کنند. بلاخره ایشان فرزند شایسته این خطه قهرمان است و غیرت بر این آب و خاک و ارزشها و مقدساتمان دارد. خوشبختانه نظر به شناختی که بنده دورادور از روحیات و خلقیات و نیتهای انسان دوستانه آقای مهندس زنوزی دارم، ایمان دارم که اگر توضیحات فنی خوبی از طریق دستگاههای استان به اطلاع ایشان رسانده بشود، قطعا استقبال خوبی از این نشست و پیشنهادات خواهند کرد و ایمان دارم که ایشان تمام استعدادهای خود را بکار خواهند گرفت تا موثر بر موضوعات مطروحه بشوند. مثلا استفاده از ظرفیت چند ده میلیون نفری هواداری باشگاه تراکتورسازی و استفاده از ظرفیت فرهنگی این باشگاه که تعریف خاص خودش را در تفاهم نامه همکاری خواهد داشت، می تواند نگاه میلیونها ورزشکار و هوادار ورزش فوتبال مخصوصا باشگاه تراکتورسازی را متوجه بر موضوع آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه بکند. خوشبختانه ابتکارات و خلاقیتهای خاص آقای مهندس زنوزی و سرعت عمل ایشان و درک سریع و زمانه شناسی وی در گذشته ای نه چندان دور از جمله در تبریز ۲۰۱۸ و سایر موضوعات مهم کشوری و استانی خاصه در امور خیریه و نیکوکاری دلیل بر این ادعاست. البته این موضوع یک اجبار و الزام برای ایشان نیست. بلکه پیشنهاد یک هدف و ماموریت انسانی است. امیدوارم این مهم بزودی محقق بشود. قطعا دست آورد بسیار بزرگی برای استان و کشور خواهد بود و مدل موفقی از همکاری استانی جامعه فرهنگ و ورزش استان با دستگاههای مسئول آب و محیط زیست و دریاچه اورمیه معرفی خواهد شد. باید قبول بکنیم که ظرفیت اقتصادی و صنعتی و تجاری و فرهنگی و ورزشی آقای زنوزی یک ظرفیت قابل اعتنا و قابل احترامی است و نباید با این ظرفیت با بی تفاوتی و تنگ نظری برخورد بشود. ایشان یک استعداد و فرصت بسیار بزرگی برای استان آذربایجان شرقی و کشور هستند. البته این احترام و اعتنا نه تنها برای ایشان، بلکه باید برای همه سرمایه گذاران اخلاق مدار ایرانی صورت بگیرد تا این استعدادها برای ایران بمانند و نقش بزرگ ایفا نمایند.
س: با تعریف و توصیف و ذکرخیرشما از آقای زنوزی، آیا شما قبلا با ایشان آشنائی دارید؟ اگر نه، شناخت شما بر کدام اساس است؟
ج: متاسفانه یا خوشبختانه من از نزدیک آقای مهندس زنوزی را زیارت نکرده ام و ارتباطی کاری هم نداشته ام. یعنی کارم و فعالیتهایم با توانمندیهای ایشان زیاد هماهنگ نبوده است و ضرورتی ایجاد نشده است که وارد بر مزاحمت به وی بشوم. البته اینکه ارتباطی بین ما و ایشان هست زیاد مهم نیست و این موضوع به احترام ما نسبت به ایشان صدمه نمی زند. اما مطالعه خوبی روی استعدادهای خاص ایشان در فضای مجازی و نشریات و روزنامه ها و سایت های خبری و تحلیلی داشته ام که همینها اجازه می دهد جسارتا در مقام قضاوت منصفانه بنشینم و ذکر خیر بکنم و ایمان داشته باشم که ایشان اگر بخواهند و خوب توجیه بشوند، حتما می توانند در حوزه های بالا که مشروحا عرض شد، ایفای نقش مسئولانه و متعهدانه و مسئولیت پذیرانه بکنند. ضمنا ایشان دارای روحیه انسانی و عاطفی بزرگی هستند که همین قدرت عاطفی ایشان می تواند از وی یک شخصیت برجسته و توانمند در حوزه اخلاقیات به نمایش بگذارد. من این قضاوت را بر اساس نامه بسیار عاطفی و حماسی که که آقای مهندس زنوزی یک زمانی برای والده بنده به عنوان یک مادر شهید نوشته و با ایشان درددل نموده و تماس تلفنی نیز برقرار کرده بودند می کنم. انصافا نامه ایشان به والده بنده با وجود کوتاه بودن متن، بسیار متین و محبت آمیز و قطعا به عنوان یک نامه برجسته به لحاظ معنویت و ادبیات و عشق و علاقه و محبت و صداقت و تواضع و فروتنی به امانت در نزد والده بنده موجود است و این نامه قطعا به عنوان یک نامه بسیار عاطفی و احساسی و صادقانه در نزد خانواده ما به امانت و احترام خواهد ماند.
س: در مورد گسل تبریز هم لطفا اگر توضیحی هست بفرمائید.
ج: اما در مورد سوال دیگر شما که در مورد گسل تبریز پرسیدید، باید عرض بکنم، امروز یکی از مهمترین موضوعاتی که ما مسئولانه و متعهدانه روی آن تمرکز پیدا کرده ایم و مکاتبات فراوانی هم با دستگاههای مسئول کشور داشته ایم، موضوع گسل تبریز و مخاطرات عظیم آن و ساخت و ساز هزاران خانه و کاشانه و مراکز تجاری و خدماتی و آموزشی بر روی آن و همچنین موضوع مناطق فرسوده و حاشیه های خطرناک تبریز هست که عمق نگ رانیها از آن واقعا بسیار است و روز بروز نیز بر عمق نگرانیها افزوده می شود. خدای ناکرده اگر گسل تبریز که خطرناکترین گسل کشور است بخاطر بارگذاری های غیراستاندارد فعال بشود و زلزله ای رخ بدهد، آنوقت تکلیف این شهر و مردم آن چیست؟ چه کسی مسئول این جنایت هولناک در تبریز خواهد بود؟ چرا باید نوشداروی بعد از مرگ سهراب بشود. چرا باید عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی. چرا باید دستگاههای مسئول شهری و استان و کشور چنین اجازه ای را به مردم بدهند که در این مناطق مشغول ساخت و ساز باشند و حریم گسل در آن رعایت نشده باشد. این بی مسئولیتی و بی وجدانی و اقدام بسیار خطرناک و هولناک و خسارت عظیم مادی و معنوی را متوجه بر چه سازمانی باید بدانیم. لذا ما در مکاتبات فراوانی که با دستگاههای مسئول کشوری و استان داشته ایم، این موضوع را به صراحت گفته ایم و متذکر شده ایم و آن را در برگی از کتاب تاریخ استان و کشور ثبت مالکیت معنوی نموده ایم و خدای ناکرده اگر چنین اتفاقی بیفتد قطعا از محل همین اسناد که ثبت و ضبط هم شده است سوال و پیگیری خواهیم کرد. لذا از مدیران و مسئولان محترم کشور و استان عاجزانه تقاضا داریم که این موضوع را جدا پیگیری و به سرانجامی مناسب برسانند. حقیقتا خطر بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که احساس می کنیم. بارگذاری در منطقه گسل تبریز بسیار سنگین است و ممکن است این گسل از محل همین بارگذاریهای سنگین تحریک و فعال بشود. که اگر فعال بشود. نه تو مانی و نه من.
س: اما تبریز ۲۰۱۸:
ج: در پاسخ به سوال شما در مورد تبریز ۲۰۱۸ ( پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی ) قابل عرض است که متاسفانه قرعه پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی در بدترین زمان ممکن بنام تبریز افتاد. در هر حال اتفاقی بود که روی داد و نمیشد هم کاریش کرد. متاسفانه این سال مصادف با انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستاها بود و همه دستگاهها از یک سال قبل از آن درگیر بسترسازی انتخاباتی بودند و در این بین تغییراتی هم در مسئولیتهای کلان کشور خاصه در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی و مسئولیتهای مهم استانی انجام شد که همگی آسیب بزرگ بر تبریز ۲۰۱۸ بودند. همچنین از لحاظ اقتصادی نیز کشورمان در وضعیت مناسبی قرار نداشت و ندارد و همین موجب شد اعتبار خوبی در اختیار تبریز ۲۰۱۸ قرار نگیرد و این باعث گردید که تبریز ۲۰۱۸ نتواند موثر برای معرفی توانمندی گردشگری تبریز و ایران بشود و این فرصت تاریخی برای تبریز و ایران تقریبا از دست رفت. البته گرچه دستگاههای مسئول آذربایجان شرقی توانستند برخی کارهای خوب و خلاقانه ای را با شور و شوق و علاقه خود انجام بدهند، اما همه اینها متاسفانه اصلا کافی برای خطه قهرمان تبریز و تاریخ مشعشع آن نبود و نیست. اما آن چیزی که عیان شد، متاسفانه ایران در حوزه شناخت و بهره گیری از پایتخت فرهنگی و گردشگری کشورهای اسلامی در تبریز و مشهد مقدس و اصفهان درک بالا و عملکرد خوبی نداشت و ندارد و همینها خسارات بزرگ بر کشور ما بوده و هست و خواهد بود، آنهم درست زمانی که ما به این فرصتهای بزرگ نیاز شدید داریم. چون این موقعیت ها فرصتی غنی و جهانی برای معرفی ایران و توسعه روابط بین الملل و بین الدول، مخصوصا در جهان اسلام است. این قصور و تقصیر از سوی دولت های محترم وقت واقعا بخشودنی نیست و قابل انتقاد فراوان است. این قصور و تقصیر موجب می شود که کشورهای اسلامی رغبت چندانی برای معرفی شهرهای ایران جهت پایتختهای فرهنگی و گردشگری نداشته باشند. همچنین به اعتماد نفس و غرور ملی کشور هم آسیب وارد می شود.
س: یعنی شما معتقد هستید که مسئولان استانی قصوری در این خصوص نداشته اند و همه این تقصیرات متوجه بر دستگاههای مسئول کشوری است؟
ج: چرا همیشه و در همه حال قصور و تقصیر هست. همیشه هم بوده و خواهد بود. در شرایط فعلی کشور، وقوع چنین چیزهائی را نباید بعید دانست، گرچه اینها دلیل بر تنبلی و بی مسئولیتی نمی شود. البته بحث، مشکل مدیریت و برنامه ریزی و اجرا و نظارت و جلب مشارکتهای مردمی و بخش خصوصی هم هست، اما وقتی همه دستگاههای مسئول آماده برای برگزاری بهترین مراسم آماده هستند و این را برای خودشان افتخار جهانی میدانند، ولی شرایط اقتصادی کشور چنین اجازه ای را نمیدهد، آنوقت چه کسی را باید مواخده کرد؟ یقه چه کسی را باید گرفت. بلاخره همه چیز را باید از مسیر انصاف نگریست. خوشبختانه من چند بار که خدمت مدیرکل محترم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی بودم و صحبت کردیم، احساس نمودم که همه مجموعه های مسئول استان درصدد اقدامات موثر هستند، اما موانعی بر سر راه موجود است که واقعا نمی شود کاری بیش از اینکه الان هست کرد. لذا باید به همین که الان هست بسنده کرد و منتظر اتمام تبریز ۲۰۱۸ بود. البته اینطور نیست که تبریز ۲۰۱۸ دست آوردهای خوبی نداشته است. اما آنگونه که باید می شده است، نشده و این خسارت بزرگی است. گرچه شاید برخی نیز بر خلاف نظر بنده فکر بکنند. صد البته بر نظرات آنها نیز احترام دارم و اعتقاد دارم که حرف آنها نیز باید شنیده شده و مورد دقت و احترام قرار بگیرد. همیشه با مخالفین خودمان باید با ادبیات بهتر و منصفانه صحبت بکنیم. بطوری که همه بتوانند نقدهای خود را صادقانه مطرح بکنند. البته نقد سالم. نه نقد مخرب. انتقاد حق همه است. اما تخریب و توهین و اتهام و تحریف حق هیچ کس نیست.
س: داستان پیشنهاد شما به مدیران ارشد استان در مورد جایگاه آذربایجان شرقی در سند چشم انداز بیست ساله توسعه ایران و سند سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی چی هست.
ج: سند چشم انداز بیست ساله توسعه ایران ۱۴۰۴ و برنامه سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی دقیقا برای توسعه ایران تنظیم شده است. آذربایجان شرقی هم بطور طبیعی جزو این برنامه است. اما سند مشخص و مستقلی بنام آذربایجان نبود. بلکه ما باید خودمان آن را از میان سند و برنامه استخراج می کردیم و سپس بر اساس این برنامه و سند پیش می رفتیم. لذا من در نامه ای به استاندار محترم وقت پیشنهاد تبریز ۱۴۱۴ را دادم که پیشنهادی برای توسعه آذربایجان بر اساس سند چشم انداز و سیاستهای کلی اقتصادی مقاومتی بود که اگر موفق به درک درست و منطقی و شفاف از سند و برنامه میشدیم، بهتر می توانستیم عمل نمائیم. خوشبختانه خود استان پیشتر تلاشهائی برای این کار داشته است و پیشنهاد ما نیز در کنار آن مورد احترام قرار گرفت. البته هر استان می تواند مشابه آذربایجان شرقی عمل بکند. بر اساس سند چشم انداز و سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی. آذربایجان شرقی باید خودش را در آئینه سند چشم انداز و برنامه اقتصاد مقاومتی ببیند و عمل نماید.

محمد خلیل پورنهر

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
باخبر شدن از