بی سوادان ایران

سطح سواد شهروندان یک کشور رابطه مستقیمی با بسیاری از شاخص های توسعه ای آن جامعه دارد. بعنوان مثال بالاترین نرخ های آموزش ابتدایی و عالی مربوط به کشورهای اسکاندیناوی یا شمال غربی اروپاست که اتفاقا هم از سطح رفاه بالایی قرار دارند و هم سیستم های سیاسی شان بسیار کارآمد است. نرخ آموزش شهروندان تحت شاخصه های توسعه انسانی مورد بررسی قرار میگیرد که حسب تعریف سازمان ملل شامل بندهای زیر است
۱٫ زندگی طولانی و سالم = میزان امید به زندگی که سطح سلامت را نشان می دهد.
۲٫ دسترسی به دانش و معرفت = سطح سواد و آموزش
۳٫ سطح زندگی مناسب = درآمد سرانه که برابری قدرت خرید مردم را نشان می دهد
هرسه معیار به دلیل در هم تنیدگی و تاثیر متقابل شان توامان مورد بررسی قرار میگیرند.
آمارهای یونسکو سازمان ملل متحدنشان از آن دارد که رتبه ما در ۲۰۱۵ برای سطح توسعه انسانی عدد ۶۹بوده است. هرچند این رتبه نسبت به ۲۰۱۰ چند رتبه کاهش یافته و وضعیت عمومی کشور ما رو به بهبود بوده است اما بهتر است برای قضاوت در مورد وضعیت توسعه انسانی در ایران خود را کشورهای منطقه مقایسه کنیم.در منطقه خاورمیانه قطر با کسب نمره ۸۵/۰ در رتبه نخست منطقه قرار دارد. عربستان در رتبه دوم و امارات در رتبه سوم قرار دارند. بحرین، کویت، عمان و لبنان نیز در شاخص های توسعه انسانی از ایران پیش هستند.
۹ میلیون بی سواد
یکی از دلایل پیش بودن ۸ کشور منطقه ای از ایران نرخ بی سوادی در کشورماست.
حسب اعلام رییس سازمان نهضت سوادآموزی هم اکنون ۹ میلیون بی سواد مطلق در کشور وجود دارد. یعنی ۱۲درصد جمعیت کل کشور سواد خواندن و نوشتن هم ندارند و این جای تاسف است.
نهضت سوادآموزی وظیفه ریشه کنی بی سوادی در کشور را برعهده دارد. این نهاد در سه دهه اول انقلاب به عنوان سازمانی مستقل و تحت هدایت رهبری فعالیت می‌کرد اما امروز به عنوان سازمانی وابسته به وزارت آموزش و پرورش مشغول فعالیت است که با توجه به آمار مذکور، به نظر میرسد در ماموریت خود موفقت درخشانی کسب نکرده باشد.
البته رییس سازمان نهضت سوادآموزی درپاسخ به نرخ بی سوادی در کشورمان میگوید نرخ بیسواد در افغاستان و پاکستان ۴۵ درصد است . در حالیکه شرایط ایران با آن دو کشور به هیچ وجه قابل مقایسه نیست .هر دو کشور غرق در جنگ داخلی هستند و شاید دهها سال است که روی آرامش را ندیده اند . اما این وضعیت برای کشور ما ابدا زیبنده نیست.
۲درصد گروه سنی ۱۰ تا ۱۹ سال بی سواد هستند.
مرکز پژوهش های مجلس می گوید در سه سرشماری سال‌های ۷۵، ۸۵ و ۹۰ تعداد بیسوادان ثابت مانده است و مهمتر از آن باید به این نکته اساسی اشاره نمود که متاسفانه ۲ درصد از شهروندانی که در سنین تحصیل الزامی ابتدایی قرار دارند به هیچ وجه از خدمات آموزشی سیستم بهره مند نشده اند و بی سواد مطلق هستند.
نو بی سوادی
ماجرای بی سوادی به بی سوادی مطلق یا همان عدم توانایی خواندن و نوشتن ختم نمی شود.مساله بسیار مهمتری نیز در سالیان اخیر توسط جامعه شناسان طرح گردیده است که آن هم نو بی سوادی است . این شاخص به این امر می پردازد که بسیاری از شهروندان ، علیرغم اینکه از آموزش های کلاسیک و یا آکادمیک برخوردارند اما مهارتهای علمی واقعی شان در سطح قابل قبولی قرار ندارد. مثلا دانش آموختگانی را در نظر بگیرید که مدرک تحصلی معتبری از دانشگاه محل تحصیل خود دارند اما مهارت واقعی برای استفاده از دانش آموخته شده شان را ندارند . بعنوان نمونه ، فارغ التحصیل رشته برق که نحوه کار کردن با یک دستگاه ساده الکتریکی را نمی داند.
هرچند نو بی سوادی در سطوح مختلف علمی میتواند با توصیفات متعدد و متنوعی همراه باشد اما یقینا این مساله در قالب های مختلفی از زبان مسئولین کشور نیز شنیده شده است .
وزیر کار در می گوید اغلب فارغ التحصیلان دانشگاه توانایی انجام امورات محوله در کارخانجات و مراکز تولیدی –صنعتی را ندارند بنابراین لازم است آنها مجددا تحت آموزش قرار گیرند.
باید اشاره نمود که حسب آمار مراکز رسمی و بررسیهای اجتماعی صورت گرفته در سالهای اخیر به نظر میرسد سطح عمومی سواد جامعه هم توسط بی سوادی مطلق و هم توسط موضوع جدید نو بی سوادی در حال تهدید است. اگر برای این دو معضل اجتماعی راهکاری اتخاذ نشود در نشل های آتی شاهد اثرات منفی این دو پدیده مهم خواهیم بود.

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
باخبر شدن از