توسعه از نوع سیاسی یا اقتصادی؟

vqhاین سوال جزو مهم ترین بحث های تئوریکی است که همواره مورد اختلاف نظرهای اساسی بوده است.
بعد از دوران تثبیت ج ا ا ، دولت هاشمی با تایید تقدم توسعه اقتصادی بر توسعه سیاسی ، دولت خاتمی با تایید عکس گفتمان دولت سازندگی بر سر کار آمد.
دولت های احمدی نژاد و روحانی نیز هرچند فاقد مبنای نظری مشخص بودند اما هرکدام درمواقفی به یکی از این دو مولفه گرایشاتی داشته اند.
بهرحال بازهم میتوان پرسید برای رسیدن به توسعه، ابتدا باید به کدام مولفه دست یافت؟
یک تذکر در این خصوص مفید بنظر میرسد، اینکه در توسعه هیچ عاملی بی تاثیر از دیگری نیست اما در این بحث های نظری برای سهولت در تفهیم ،تا حدودی برای هر کدام از این مولفه ها استقلال نسبی میدهیم.
سیاست را ابزاری برای تخصیص بهینه منابع قدرت و اقتصاد را ابزار تخصیص بهینه منابع ثروت در نظر میگیریم.
با این مقدمه میرسیم به اصل مطلب.
نظر نگارنده بر این است که برای رسیدن به توسعه، توسعه سیاسی از تقدم برخوردار است. یعنی بدون توسعه سیاسی رسیدن به توسعه اقتصادی نیز بسیار سخت است.
برای این مفروض به اقامه دو دلیل کوتاه بسنده میکنم.
الف. در جوامع سنتی که سیستم های اجتماعی، یکپارچه تر و متحدالشکل تر بود، نیاز به مشارکت های سیاسی چندانی وجود نداشت اما در جوامع مدرن، بسیاری از گروه های نوپدید شدیدا بدنبال مشارکت در پروسه های سیاسی هستند. در نظر گرفته نشدن این گروه ها، هر نوع توسعه ای را ابتر باقی خواهد گذاشت .
ب.در کشور ما رابطه قدرت و ثروت معادله مشخصی دارد. بدلیل بهره مندی دولت از منابع رانتی ، امکان توسعه اقتصادی که باید مبتنی بر رضایت مندی عمومی باشد ناممکن است .
اگر دولت بر اساس شاخص های استاندارد توسعه سیاسی شکل نگرفته باشد هرنوع اراده ای برای توسعه اقتصادی نیز بی ثمر خواهد بود .
لذا به نظر میرسد در کشور ما ، بدون توسعه سیاسی رسیدن به توسعه دشوار خواهد بود.

غلامرضا منصوری

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
باخبر شدن از