دنیای مانده زیر آوار و بودجه‌هایی که معلوم نیست کجا خرج می‌شود

در خبرها آمده بود «دنیا ویسی، دانش آموز پایه اوّل دبستان روستای “گرماش” سنندج، بر اثر فروریختن دیوار مدرسه تخریبی از دنیا رفت.»
دنیای قصه ما احتمالا از مدرسه زیاد شنیده، آنجا سواد یاد می‌گیری، دوست پیدا می‌کنی، درس می‌خوانی و …
دنیای با هزار شور و شوق روزهای تابستان را شب کرده بود تا مهر از راه برسد. مهر از راه برسد تا او به مدرسه برود.شب رفتن به مدرسه با وسواس دفتر مشق و کتاب‌های خود را در کیف مدرسه‌اش می‌گذارد. کیفی که احتمالا به خاطر عکس « آنا و السا» دو خواهر معروف انیمیشن ( Frozen ) آن را خریده است و شب‌ها حسابی آن را بغل کرده.
مدرسه روستای گرماش، برای دنیا، دنیای دیگری بود. جایی که قرار بود سواد یاد بگیرد تا برای پدرش بنویسد: « بابا آب داد، بابا نان داد»
پدر و مادرها وقتی پسر یا دخترشان را در لباس مدرسه می‌بیند، حسابی ذوق می‌کنند و قربان، صدقه فرزند دلبرشان می‌روند. به ویژه دیدن دخترکان در لباس مدرسه حسابی ذوق دارد.
مدرسه برای دنیا اما با دیگر بچه‌های ایران فرق داشت. مدرسه برای دنیا، پایان دنیا بود. قرار نبود او در مدرسه سواد یاد بگیرد، دوست پیدا کند، درس بخواند، دکتر شود و … قرار بود دنیا آنجا بمیرد.
دیوار دبستان ظفر گرماش، روی دنیا خراب می‌شود! بله، درست شنیدید دیوار مدرسه خراب می‌شود. مدرسه‌ای که باید امن باشد.
مدیرکل آموزش و پرورش استان کردستان گفته که خیلی از مدارس در روستاهای کردستان فرسوده هستند. آقای مدیر می‌گوید این مشکل به گوش مسؤولان هم رسیده است اما ….
نمی‌دانم مسؤولین در این کشور چه می‌کنند اما آیا مهم تر از بازسازی مدارس در کشور، کار دیگری هم وجود دارد؟ آنهم در استانی که سرمای استخوان سوز و پر برف دارد.
میلیاردها تومان در این کشور هزینه کارهای فرهنگی می‎‌شود که ثمرش را هیچ‌کس نمی‌بیند. با بخشی از این هزینه می‌شود تمام مدارس ایران را بازسازی کرد.
آقای رییس جمهور شما مسؤول هستید. مسؤول ریختن دیوار دبستان ظفر گرماش. آقای نماینده شما مسؤول هستید. مسؤول ریختن دیوار دبستان ظفر گرماش. آقای وزیر آموزش و پرورش نماینده شما مسؤول هستید. مسؤول ریختن دیوار دبستان ظفر گرماش.
آقای روحانی چرا باید در کشوری که در آن هزار هزینه الکی می‌شود، مدرسه‌ای، لنگ چند ده میلیون برای بازسای باشد. اقای نماینده شما که می‎‌دانستید مدارس منطقه شما دچار بحران‌های این‌چنینی است چرا در روز تصویب بودجه یقه ندریدید که بودجه‌ای برای این کار بگیرید. به جای بودجه چند میلیاردی برای یک موسسه فرهنگی می‌شود چندین مدرسه را در روستاهای مختلف آباد کرد. آقای وزیر شما هم در هیات دولت می‌توانستید یقه پاره کنید و بودجه بگیرید.
چند دنیای دیگر باید بمیرد تا به فکر مدارس این کشور باشیم. به خدا دق کنیم رواست. کودکی در مدرسه زیر آوار دیوار ماند و مرد.
دنیا حالا زیر خروارها خاک است با هزاران آرزو و بیچاره پدر و مادرش./عصرایران

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میدهید!

باخبر شدن از
avatar

wpDiscuz