رمزگشایی یک جنجال

حتما باید از خود بپرسید در این گیر و دار بحران اقتصادی اصلا چه وقت وزن کشی سیاسی است ؟
وقتی همه مملکت دچار بحران معیشتی و مالی سهمگینی است و بسیاری از زیرساخت های اقتصادی دچار چالش های اساسی است،
جنجال جدید اعضای حزب اعتدال و توسعه چه معنایی دارد؟
حزبی که سال ۹۲ حتی ۱۰۰۰نفر هم اسمش را نشنیده بودند چه برسد به اینکه کاندیدا معرفی کند و رییس جمهور تعیین کند.
بلاهت خاصی میخواهد تا کسی باور کند این حزب توانسته روحانی را از فراموشخانه سیاست راهی پاستور کند.
اما جنجال اخیری که واعظی دفتردار روحانی آغاز کرده یک طراحی حساب شده هست و نه یک چالش تصادفی. واعظی گفته ما اصلا نیازی به اصلاح طلبان نداشتیم و اصلا با آنها ائتلاف نکرده ایم .دهقان، عضو دیگر حزب اعتدال هم گفته : شخصیت حسن روحانی بود که ۱۷ میلیون رای را به صندوق ریخت تا او رییس جمهور شود و …
به نظر میرسد این جنگ لفظی واعظی و اعتدالی ها بمنظور جدا کردن حساب دولت از اصلاحات انجام میشود . روحانی متوجه شده است که محبوبیتش در میان مردم به پایین ترین میزان ممکن کاهش یافته و برای بقای دولتش چاره ای جز پناه بردن به هسته های سخت قدرت ندارد. البته آن سوی میدان چرخش روحانی را مورد تشویق قرار داده اند اما شرط آنها جدایی کامل حساب دولت از خط قرمز آنها یعنی گفتمان اصلاح طلبی است. البته این مساله یک سابقه تاریخی هم داشت. در سیاست ورزی روحانی محافظه کاری شرط اول و آخر بقاست و در این میان بعد از درگذشت اکبر هاشمی، عملا مطالبات اصلاح طلبانه به مثابه یک استخوان لای زخم ها بوده است . از ابتدا هم مشخص بود که وی نه اعتقادی به آن مطالبات دارد و نه توانایی برای اجرای آنها .
بنابراین، حال که روحانی مجبور به چرخش در سیاست خارجی شده است برای یک کاسه کردن سیاستش، گرای چرخش به راست در سیاست داخلی را هم صادر کرده.
امثال نوبخت و واعطی هم مامور پر رنگ کردن این تمایزها هستند تا با بزرگ شدن جنجال سیاسی، بهانه لازم برای تصفیه دولت از گفتمان اصلاح طلبی فراهم گردد.
البته اصلاح طلبان داخل دولت هم عملا مجبور به یک بایکوت سیاسی خواهند شد تا یک صدای واحد راست گرایانه از کابینه به گوش برسد.
روحانی تصور میکند با ارائه این صدای راست گرایانه و با کمک هسته اصلی قدرت توانایی حل مشکلات اساسی کشور در این دو سال را دارد بطوریکه بتواند لااقل با یک نمره ناپلئونی از آزمون ریاست جمهوری پیروز بیرون رود. امری که چندان قابل اثبات و قابل اطمینان نیست.
غلامرضا منصوری

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
باخبر شدن از