ریشه های سمت گیری دولت

منصوریروحانی در مصاحبه تلویزیونی اخیرش در رسانه ملی، بدون اینکه مجری صامت برنامه چیزی پرسیده باشد بعنوان پاسخ به یک پرسش به یکباره اظهار کرد: اینکه میگویند روحانی عوض شده است ، نه اینگونه نیست من همان روحانی ام. همین مساله نشان از بالاگرفتن انتقادها علیه دولت از میان جریانی(اصلاح طلبان) بودکه دولت را با تکیه بر بدنه اجتماعی شان، به پاستور رسانده بودند. آنها امروز صریح تر از گذشته در مورد دولت دست به نقادی می زنند اما نکته ای که دراین خصوص، میتوان طرح نمود نقد دولت فارغ از های و هوی امروز است، بگونه ای که ریشه های نارضایتی اصلاح طلبان از دولت روحانی طرح شود نه بهانه های مقطعی و امروزی شان.
آنها به درستی معتقدند که انتخاب روحانی از بین دو گزینه بروکراسی و دموکراسی یقینا بروکراسی بوده است . مهران صولتی می گوید، روحانی تعمدا بجای ورود به یک زمین پرسنگلاخ و پرحاشیه سیاسی (دموکراسی خواهی ) میخواست تا با تکیه بر ظرفیت لابی گری اش دست به موازنه قوا در سطح عالی قدرت بزند که هزینه ای هم بر بدنه حامی دولت تحمیل نکند.
خود همین مساله یکی از دلایل عمده محافظه کاری دولت را در چند سال گذشته رقم زده است .
دوم . دولت فعلی و قبلی دولت های متخصص محور بوده اند تا روشنفکر محور. دراین دو دولت عده ای بروکرات که در ۴۰ سال گذشته در منصبهای اداری مشغول بوده اند همچنان زمام امور را بر عهده دارند و ویژگی مشخص وبارز آنها نداشتن سابقه روشنفکری است که این مساله بعضا به نفع دولت و بعضا به ضرر دولت نیز تمام شده است.
نکته سوم هم اولویت بخشی به سیاست خارجی به جای سیاست داخلی بود. چه روحانی از ابتدا سیاست داخلی را در دست یک اصولگرای سنتی وا نهاد تا همچنانکه در بند اول ذکر شد، فارغ از مطالبات و تحرکات سیاسی صرفا به موازنه قوا در سطوح عالی مشغول باشد. روحانی البته با پر رنگ سازی مسائل خارجی، زمینه را برای تداوم چنین سیاستی فراهم نمود.
به هرحال این روزها دولت ترجیح می دهد از بین فشار داخلی و خارجی، نیروی خود را صرف مقابله با فشارهای خارجی نماید. و دم دستی ترین نتیجه این سیاست ، فراموش کردن موضوع مهم سیاست داخلی خواهد بود آنچنان که این امر تا حد زیادی اتفاق افتاده است و روحانی با تلی از مطالبات پاسخ نداده شده در این حوزه مواجه است .

غلامرضا منصوری

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
باخبر شدن از