روزنامه کثیرالانتشار سراسری صبح ایران
به دو زبان ترکی و فارسی

۱۳۹۶/۰۸/۳۰
روزنامه ساقی آذربایجان
آمار بازدید
  • کاربران حاضر: 0
  • بازدید امروز: 776
  • بازدید دیروز: 907
  • کل بازدید ها: 463,380
من می خواهم در آینده وزیر بهداشت شوم !

آقای معلم من می خواهم در آینده وزیر بهداشت شوم! تا بتوانم قصه پرغصه مرکز سلامت شهرم را که مردم از آن رنج می برند وکسی به دادشان نمی رسد، نجات دهم. نام شهر من ایلخچی، یکی از شهرهای زیبای آذربایجان شرقی، در ۲۰کیلومتری جنوب غربی کلان شهر زیبای تبریز و در مسیر جاده ترانزیتی سه استان آذربایجان شرقی و غربی و کردستان و کشورهای ترکیه و عراق قرار گرفته است. مردم شهر من، به مردمی با نجابت وصداقت مشهور است و در انجام کارهای خیر همیشه پیشقدم بوده و مشارکت داشته‌اند و این عمل خداپسندانه ایشان، زبانزد خاص وعام است گرچه تاکنون تاوان زیادی از بابت نجیب وصادق بودن خود پرداخت کرده‌اند و اکثر مسئولین ادارات مختلف شهرستان در احقاق حق و حقوق آنها کوتاهی کرده اند ولی با اینهمه بی مهری، شهروندان این خصلت خود را هنوز حفظ نموده‌اند.
در این شهر یک مرکز بهداشتی درمانی شبانه روزی وجود دارد که در سالهای اخیر در راستای سیاستهای نظام سلامت به مجتمع سلامت علامه محمد جعفری ایلخچی تبدیل شده است این درمانگاه درسال ۱۳۴۲ به همّت شهروندان خیّر این شهر که اکثراً کشاورز و از قشر محروم بودند، احداث و تحویل دانشگاه علوم پزشکی تبریز گردیده است. هرروز بیماران زیادی از گوشه و کنار این بخش به آن مراجعه می کنند که در بین آنها مسافران رهگذر زیادی نیز مشاهده می شود چون از شهر ما هر روز حدوداً ۱۲۰ هزار خودرو سبک و سنگین تردد کرده و ترافیک وآلودگی صدا و هوا را به ما هدیه می‌کنند و تصادفات زیادی نیز هم در داخل شهر و هم خارج شهر رخ می دهد وشهروندان زیادی تاکنون زیر چرخ این خودروها جان داده‌اند. بدین جهت تعداد مراجعین به درمانگاه روزانه نزدیک به ۳۰۰ نفر می‌باشد. درمانگاه ما تابحال اتفاقات ناگوار زیادی به خود دیده است مراجعینی که با هزار امید خود را به این محل می رسانند، به علت نبود امکانات لازم،از خدمات دهندگان این مرکز رنجیده خاطر می‌شوند خصوصاً زمانی که مصدومان و حادثه دیدگان حوادث رانندگی را در مواقع اضطراری جهت درمان اولیه به این مرکز می آورند بعلت نبود همین امکانات، همه شرمنده این عزیزان می شویم! و خاطرات بدی در دفتر خاطرات آن ثبت می‌شود.و همیشه با خاطره بد از این شهر یاد می‌کنند.
این مرکز یک رئیس دارد که حدوداً سه سال است که در آنجا خدمت میکند که این امر همه را متعجب نموده است چرا که قبلاً هر سال، یک رئیس انتخاب می کردند ولی سابقه سه ساله رئیس فعلی نشانگر تحولی دگر در این مرکز می باشد که به چشم می خورد، چندین پزشک و پرستار زحمتکش در آن مشغول به خدمت هستند از همه مهمتر این مرکز یک آمبولانس دارد که درگذشته به همّت بزرگان شهر، مستقیماً از وزارت بهداشت تهیه گردیده است، این آمبولانس علاوه براینکه قبلاً بیماران زیادی را به شهر تبریز انتقال می‌داد و جان بیماران اورژانسی با رسیدن بموقع نجات می‌یافت، ولی در حال حاضر مسائل و مشکلات این آمبولانس آنقدر زیاد است که به یک سریال تبدیل شده و مرا بیاد فیلم داستانی « باز هم مدرسه‌ام دیر شد » به بازیگری اکبر عبدی هنرمند کشورمان را بیشتر از همه بیادم می‌اندازد چرا که قصه‌ی آن با قصه‌ی پرغصه آمبولانس این مرکز شباهت زیادی دارد بدین صورت که او همیشه می‌گفت باز مدرسه‌ام دیر شد، ولی ما هم، همیشه می گوییم باز آمبولانس مان بدون راننده شد.! چون مسئولان مجتمع سلامت شهرستان اسکو هر وقت بیکار می شوند رانندگان آن را به اسکو انتقال می‌دهند و شهروندان ایلخچی را به همراه مسافران رهگذر هنگام نیاز درمانده می کنند و اگر آمبولانس اورژانس بین راهی ۱۱۵ ایلخچی هم به داد این مردم نرسد باید فاتحه مردم خوانده شود .
خلاصه، هرچه از مشکلات این درمانگاه و آمبولانس آن بگویم کم گفتم. و فعلاً تنها آمبولانس این مرکز در اثر بی‌تدبیری و سوء مدیریتی مسئولین بهداشتی اسکو با تجویز استراحت پزشکی در آشیانه خود بستری بوده و کاملاً استراحت می‌کند پس شهروندان مواظب باشند بعد از وقت اداری مریض نشوند اگر مریض شدند آمبولانس راننده ندارد و باید خودشان با خودرو شخصی به بیمارستان اعزام شوند. آقای معلم نمی‌دانم درد نبود آمبولانس را بگویم یا درد نبود یک نیروی خدماتی که برای نظافت این مرکز که خود بنوعی متولی حفظ سلامتی مردم هستند، را بگویم. نهادی که درصورت مشاهده عدم رعایت بهداشت از طرف سایرصنوف، سریعاً اعتراض نموده و دست بقلم می شود در حالیکه یک نفر نیروی خدماتی برای نظافت ندارد.
وقتیکه یک بیمار تصادفی را به این مرکز می آورند، بعلت خونریزی همه جا خونی می شود و کسی نیست که آن را تمیز کند تا این صحنه‌های خونی برای سایر مراجعین، خصوصاً کودکان، تأثیر منفی نداشته باشد. و یا از نبود نگهبان، یا نبود امکانات اولیه ، ثانویه ویا … . و یا از نارضایتی مردم، یا از نبود پرستار آقا، که بیش از نیم قرن است که با یک پرستار خانم اداره می‌شود چون مواقعی پیش می‌آید که پرستار خانم نمی تواند به مریض آقا خدمات بدهدو وجود یک پرستار آقا لازم و ضروری می باشد و … یا از فرسودگی ساختمان قدیمی آن بنویسم. آقای معلم فعلاً این مرکز در شیفت های بعد از ظهر و شب با یک پزشک و یک پرستار و یک مسئول پذیرش برای بخش ایلخچی با ۳۵ هزار نفر جمعیت و برای مسافران رهگذر با دست خالی با صورت سرخ، انجام وظیفه می کنند. مگر میشود با اسلحه بدون گلوله به مقابله دشمن رفت. پس اگر این سه عضو زحمتکش جامعه پزشکی با نبود امکانات نتوانند خدمات ارزنده‌ای بیش از این ارائه نمایند، نباید از آنها دلگیر شویم. بلکه از بی مهری مسئولین ذیربط و از بابت عدم تجهیز امکانات این مرکز گله‌مند شویم.
حال اگر در آینده وزیر بهداشت شوم، در اول کارم طی حکمی رؤسای بی مسئولیت را که در مسئولیت خود سهل انگاری و کوتاهی می کنند از سمت خود عزل و افراد لایق و مسئولیت پذیر را که برای سربلندی جامعه و همیشه به فکر همنوع های خود هستند را سرکار بیاورم. ثانیاً برای کسانی که با کمترین امکانات، بیشترین خدمات را به مردم ارائه می‌کنند تا بلکه آبروی نظام سلامت را حفظ نمایند نشان افتخار لیاقت می‌دهم.
خدایا چنان کن سر انجام کار
توخشنود باشی و ما رستگار
این بود انشای من.

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر میدهید!

باخبر شدن از
avatar

wpDiscuz
همگام با تبریز 2018
اشتراک پیامک

برای عضویت در خبرنامه پیامکی، اطلاعات خود را وارد کنید

اشتراک ایمیلی

اشتراک روزنامه

عزیزان علاقه مند به دریافت مرتب روزنامه ساقی آذربایجان از طریق پست می توانند با دفتر روزنامه تماس حاصل نموده و یا به سامانه پیام کوتاه روزنامه پیامک بفرستند.

اشتراک یکساله: 340 هزار تومان

اشتراک شش ماهه: 170 هزار تومان

ضمنا هزینه بسته بندی و ارسال از طریق پست بر عهده روزنامه می باشد.

درخواست اشتراک آنلاین

نظرسنجی

وب سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟

نمایش نتایج

Loading ... Loading ...
سامانه پیامکی
آذربایجانین گوزه للیک لری
پیگیری وعده مسئولان
تصویر روز