روزنامه کثیرالانتشار سراسری صبح ایران
به دو زبان ترکی و فارسی

۱۳۹۹/۰۷/۰۴
روزنامه ساقی آذربایجان
تبلیغات
آمار بازدید
  • 1
  • 22
  • 761
  • 1,332,723
ویروس خشونت در بیمارستان های تبریز

شــکایت شــهروندان آذربایجان شرقی از عملکرد بیمارســتان های و مراکز وابسته به دانشــگاه علوم پزشــکی تبریز طی روزهای اخیر فزونی یافته است. تعدد پیام هــای وارده به تحریریه »نصر« از سوی مخاطبان مبنی بر نا رضایتی از خدمات بهداشــتی و درمانی دانشــگاه علوم پزشکی تبریز، خبرنــگار “نصر” را مجاب به پیگیری حضوری این مســئله کرد و بیمارستان امام رضــا (ع) به عنوان یکی از بزرگترین مراکز درمانی تبریز سوژه اصلی وی قرار گرفت. در ابتــدا وارد اورژانــس بیمارســتان امــام رضــا (ع) مــی شــویم، بخشــی کــه برای چنین بیمارســتان بزرگــی، کوچک به نظر می رســد. تخت های بیماران به صورت دو ردیفــه و یک ردیف اضافــی و به صورت غیر اســتاندارد در هر کنج بخش اورژانس ً چیده شــده و بــا حضــور همراهــان بعضا متعدد بیماران، پرســنل اورژانس، خدمات، حراســت، نیــروی انتظامی و دانشــجویان پزشــکی و پیراپزشــکی فضایــی شــلوغ و دلهــره آور برای بیمــاران و حتی پرســنل بیمارســتان امام رضا (ع) تبریز ایجاد کرده است.آمبولانس ها یکی پس از دیگری در همین وضعیــت، بیماران جدیــدی را وارد اورژانــس می کننــد تا اوضــاع این بخش پیچیده تر و شرایط غیرقابل تحمل تر شود. سر صحبت را با تعدادی از همراهان بیماران باز می کنم؛ یک مرد میانســال در حالی که کلافه به نظر می رســد، می گوید: پدرم را ســه روز پیش بــه علت افزایش شــدید قند خون به این بیمارستان منتقل کردیم، اما پس از دو روز هنــوز پدر پیر من به بخش منتقل نشــده و در شــرایط بد و محیط پر استرس اورژانس نگهداری می شود. در همیــن حیــن در اتاق احیــاء اورژانس، یکــی از بیماران فوت می کنــد و همراهان وی با سر و صدای زیادی گریه و زاری می کنند و در حالی که کنترل خود را از دست داده اند، افراد حاضــر در بخش را نیز متاثر می کنند.بر خالف تصور رایج که ســکوت ّ را جو غالب بیمارستان ها می داند، در اینجا خبری از ســکوت نیســت و هــای و هوی عجیبی در فضا حکم فرماست. ســراغ پســری جوان می روم کــه روی لبه تخت پدرش نشسته و چشمان منتظری دارد. پس از ســام و احوال پرسی، متوجه می شوم پدر وی ســکته کرده و یــک طرف بدنش بی حس شده اســت. ”جواد“ می گوید: دو ساعت است منتظر پزشک معالج هستیم، اما هنوز خبری از پزشک نشــده و پرستار تنها یک سرم وصل کرده است. واقعیتش فضــای اورژانس بیمارســتان امام رضــا (ع) برایم غیر قابل تحمل بود و همین قدر بازدید و گفتگو را برای گزارشم کافی دانستم. اورژانس این بیمارستان در شرایطی است که شاید فرد سالم را هم بیمار کند! از اورژانس خارج می شــوم؛ در راهروهای بیمارســتان هم افرادی به سرعت و با عجله مــی دونــد و پیگیــر معالجه عزیــزان خود هســتند. ظاهراً آسانســورها هــم جوابگوی حجــم بیمــاران نیســت و علاوه بــر انتظار ده هــا نفــر در جلــوی آسانســورها، تعداد افراد بیشــتری از حد مجاز آسانسورها سوار مــی شــوند. مــن ترجیــح مــی دهــم از پلــه ها اســتفاده کنم و از ســایر بخش های بیمارستان بازدید نمایم، اما در حین اینکه از پلــه ها بالا می روم فکر می کنم اگر خدای نکــرده حادثه غیــر مترقبــه ای روی دهد، این بیمارســتان و نظایر آن جوابگوی مواقع بحرانی خواهند بود؟ بخش های بستری بیماران به مراتب وضعیت آرام تری دارند؛ با یک خانم میانســال ســر صحبت را باز می کنم. می گوید: همســرم به علت عارضه ریوی در بیمارســتان بستری شــده، امــا چــون در بخش اصلــی تخت خالی نبــوده، همســرم را در بخش گوش، حلق و بینی بســتری کرده اند. امکانات این بخش جوابگوی بیماری همســرم نیســت و پزشــک معالج هم کمتر به سراغ همسر من مــی آید. البته چند روز اســت که قول داده اند همســرم را به بخش تخصصی ریه منتقل کنند، ولی هنوز انجام نشــده است.در ادامه مســیر دانشجویان پزشکی را می بینم که در گروه های حــدود ۲۰ نفری وارد اتاق های بیماران می شــوند تا اســاتید دانشگاه علوم پزشکی تبریز درباره بیماران بستری شده به دانشجویان توضیح دهند؛ این در حالی است که ســختگیری عجیبی برای ورود همراهان بیمــاران بــه دلیــل احتمال ســلب آرامش بیماران بســتری شــده صورت مــی گیرد. در ادامــه با یکــی دیگر از همراهــان بیمار در بیمارســتان امام رضــا (ع) تبریز مالقات مــی کنم؛ مــردی که کنــار پنجــره راهرو ایســتاده و بیــرون را نگاه می کنــد. از وی درباره وضعیت بیمار و خدمات بیمارستانی ســوال می کنم؛ می گوید: مادرم یک هفته اســت که در اینجا بســتری شــده، با اینکه پرستاران بخش با بردباری به وضعیت مادرم رســیدگی می کنند، اما پزشکان این مرکز خیلــی جوان هســتند و فکر مــی کنم هنوز مدرک پزشکی شــان را دریافت نکرده اند که برای مادر من نسخه می پیچند! وی ادامــه می دهد: اتاقــی که مادرم در آن بستری شده انگار کلاس درس است و افراد متعددی می آینــد و وی را معاینه می کنند و می روند و در اتاق مادرم کلاس تشــریح علل بیمــاری با یــک نمونه عینــی برگزار می شــود! این وضعیت برای ما قابل تحمل نیست و اگر چاره داشتم، همین امروز مادرم را به بیمارستان خصوصی منتقل می کردم. از طبقات بــالای بیمارســتان پایین می آیم و در طبقــه همکف شــاهد ازدحام شــدید جمعیت هســتم. نزدیک تر مــی روم تا بهتر ببینم. تعــدادی به دلایل مختلف خواســتار ورود بــه بخش هســتند، اما نگهبانــان مانع آن ها می شوند.کمی از صحنه دور می شوم تا مــورد غضب نگهبان ها قرار نگیرم؛ یکی از نگهبان ها در برابر خواست ارباب رجوع بــرای ورود بــه بخش بــا عصبانیت عجیبی برخورد می کند و مردم را با شدت به بیرون هل می دهد و پشــت سرشان درب ورودی را محکم می کوبد! بــا رفتار عجیــب و دور از شــان نگهبانان و حراست بیمارســتان امام رضا (ع)، یکی از ارباب رجوع ها به شــدت عصبانی می شود و بــا نگهبان با صدای بلند بگو مگو می کند تا اینکه افســر پلیس حاضــر در محل قضیه را فیصله می دهد. هــای و هوی عجیبی در بیمارستان حاکم شده، طوری که انگار هیچ قانونی بر اینجا حاکم نیست! صبر می کنم تا فضا آرام شود؛ اما با وضعیتی که بر این بیمارســتان حاکم اســت، شــاید چنین چیزی ســخت به دســت بیاید! ســراغ همــان افســر پلیس مــی روم کــه درگیری چنــد دقیقه پیــش را فیصله داد؛ دوســتانه با وی ســر صحبــت را باز می کنــم و از علت بروز چنین رفتارهایی دور از شــان از ســوی حراســت بیمارســتان می پرســم. می گوید: آن هــا بــه نوعــی همــکار مــن هســتند و نمی خواهم آن هــا را یک جانبه قضاوت و محکوم کنم، اما شــرایط کار در بیمارستان مشــخص اســت و تعجب می کنــم که چرا آمــوزش هــای لازم بــه پرســنل حراســت بیمارســتان هــا داده نمی شود.کســی که به بیمارســتان مراجعــه می کند بــه حد کافی اعصابش از بیمــاری عزیــزان و نزدیکانش خــورد شــده و باید رفتــار مناســب تری با آن هــا شــود، هــر چند شــاید بــه نگهبانان هــم بایــد حــق داد کــه در برابر ایــن همه مراجعــه بالاخره جایــی از کــوره دربروند. از بیمارســتان امــام رضــا (ع) تبریــز خارج می شــوم، امــا حالــم دیگر خوب نیســت! ویروس خشونت در بیمارستان بیشتر از سایر ویروس هایی که شــاید به بدنم وارد شــده، حالم را بد کرده اســت. من بر خالف افســر پلیس کــه به حراســت بیمارســتان حق داد گاهــی از کوره دربرود، چنیــن حقی چه به وی و چه دیگران قائل نیستم.شــرایط کاری هــر مجموعه ای مشــخص اســت و کســی که مســئولیتی را در هر مجموعــه ای اعم از ً بیمارستان قبول می کند، قبال به شرایط کاری آگاهی داشته و با اختیار آن ها را می پذیرد و زیر بار مسئولیت می رود. هیــچ کس فــردی را مجبــور نمــی کند تا مســئولیتی را بپذیــرد.کار در بیمارســتان ها ً ســخت و طاقت فرسا یکی از مشــاغل واقعا در جامعه ماســت، اما این مجوزی برای کم کاری، اهمــال کاری و خشــونت ورزی در مســئولیت هــا نمی توانــد باشــد. وضعیت بیمارســتان امام رضــا (ع) تبریز به هیچ وجه شایســته و در شــان شــهروندان تبریــزی و آذربایجانی نبود و بی نظمی و نارسایی های موجود حاکم در آن کام بسیاری از مردم را تلخ کرده بود. این در حالی اســت که با ابلاغ سیاست های کلــی نظام ســامت در فروردین ســال ۹۳ توسط مقام معظم رهبری، انتظارها به بهبود روند خدمت رســانی در بیمارستان ها بیشتر شــده، اما آنچه که مشاهده شــده و توسط مردم بارها طی پیام های متعددی بیان شده، خالف این امر را ثابت می کند. نارضایتی شــهروندان از خدمات دانشــگاه علوم پزشــکی تبریز در حالی است که مقام معظم رهبری پیش تر در دیدار با مســئولان وزارت بهداشــت تاکیــد کــرده بودند که باید طــوری رفتار کنید که بیمــار به غیر از درد و آلام بیمــاری خــود، درد و مشــکل دیگری را متحمل نشــود.مدیریت حاکم بر دانشــگاه علوم پزشــکی تبریز در سال های گذشــته انتقادات زیادی را بر انگیخته است و با عملکردی غیر شــفاف بارها از ماجرای پرداخــت های متفاوت حقوق پرســتاران تا آتش ســوزی بیمارســتان رازی با رویکرد غیر تعاملی با رسانه ها از پاسخگویی و تنویر افکار عمومی فرار کرده است. دانشــگاه علوم پزشــکی تبریز بر خالف سایر دســتگاه ها، با مردم ارتباط تنگاتگی داشته و با جان و مال مردم ســر و کار دارد و الزم اســت پاســخگویی دقیق و شــفاف تری نســبت به دســتگاه های دیگر داشــته باشــد، نه اینکه با رویکــری غیر تعاملی با رســانه ها تالش کند ً با بر مشــکالت و کاســتی هایی که مســتقیما حفــظ جان و ســامت مــردم مرتبط اســت، ســرپوش بگذارد. آنچــه که عیان اســت، اما پاســخی بــرای آن داده نمــی شــود وضعیت نا به ســامان و غیر قابل قبول بیمارســتان های تبریز و آذربایجان شــرقی است. ممکن است برخی مشــکالت زیرســاختی بــا تخصیص بودجه های میلیاردی قابل حل باشد، اما دیگر اخالق مداری، حســن خلق و رفتــار با ارباب رجوع ها، پاسخگویی، عذرخواهی از کاستی ها و حتی استعفاء به دلیل ناکارآمدی ریالی بودجه نمی طلبد که اجرای آن ها معطل تخصیص و تصویب بودجه از سوی وزارت بهداشت باشد. ویروس خشونت، آزاردهنده تر از هر ویروس بیماری زای دیگری است و مردم بیشتر از همین شــکایت دارند، وگرنه کرامــت و صبر مردم بزرگ ایران در برابر کاستی ها بارها ثابت شده است. گزارش : نصرنیوز

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
باخبر شدن از
سامانه پیامکی
اشتراک روزنامه

عزیزان علاقه مند به دریافت مرتب روزنامه ساقی آذربایجان از طریق پست می توانند با دفتر روزنامه تماس حاصل نموده و یا به سامانه پیام کوتاه روزنامه پیامک بفرستند.

اشتراک یکساله: 340 هزار تومان

اشتراک شش ماهه: 170 هزار تومان

ضمنا هزینه بسته بندی و ارسال از طریق پست بر عهده روزنامه می باشد.

درخواست اشتراک آنلاین

اشتراک پیامک

برای عضویت در خبرنامه پیامکی، اطلاعات خود را وارد کنید

اشتراک ایمیلی

نظرسنجی

وب سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟

نمایش نتایج

Loading ... Loading ...
آذربایجانین گوزه للیک لری
پیگیری وعده مسئولان
  • از مسئولین محترم استان که وعده های آنان در این ستون پیگیری گردیده خواهشمند است توضیحات خود را در خصوص علل عدم تحقق وعده های داده شده جهت اطلاع شهروندان محترم و تنویر افکار عمومی به دفتر روزنامه ساقی ارسال فرمایند.

تصویر روز