چهلمین بهار اصلاح گرایی، استبدادگریزی واستکبارستیزی

فردا ۲۲ بهمن است. سالگرد یک انقلاب بزرگ افتخارآمیز تاریخی . نه تنها بزرگ و افتخارآمیز برای تاریخ ایران، که برای منطقه خاورمیانه و حتی برای جهان. رویدادی که متفکران بزرگی چون میشل فوکو و اسکاچ پل را به بازبینی در اندیشه های سیاسی و اجتماعی شان واداشت.
انقلاب اسلامی سال ۵۷، سه بعد بسیار مهم داشت که می توان آنها را چنین صورت بندی نمود. نخست استبدادگریزی و دوم استکبار ستیزی و سوم اصلاح گرایی. شاهکار انقلاب اسلامی اتفاقا در همین توامان بودن سه عنصر آن به هنگام پیروزی و همچنین شاهکار مهمتر آن، تداوم این سه مولفه در طول ۴۰ سال نظامی بنام جمهوری اسلامی ایران است که از دل انقلاب سال ۵۷ متولد شده است. برای درک اهمیت انقلابی که در سال ۵۷ رخ داد باید نگاهی مختصر داشت به این سه ریشه انقلاب که بعدها جزو مطالبات انقلاب نیز در آمده و تداوم یافته است.
استبدادگریزی
محمد رضای پهلوی ، وارث یک رژیم دست نشانده از سوی اجانب بود. پدرش رضاخان را انگلیسی ها بر این کشور مسلط نمودند و با خفت تمام آن موقع که تاریخ مصرفش تمام شده بود به او دستور دادند تا کشور را ترک نماید و سلطنت پوشالی را به پسر جوان و بی اراده اش محمدرضا تحویل دهد. رژیم شاهنشاهی در طبقه بندی نظامات سیاسی جزو متحجرانه ترین رژیم های سیاسی جهان معاصر است که با انقلاب اسلامی جای خود را به یک نظام مردم سالاری مبتنی بر آموزه های دینی داد.
رژیم شاهی براستبداد متکی بود و هر آنچه شاه دستور می داد به عنوان قانون مورد اطاعت بود و بقیه مسئولین کشوری ولشکری ذره ای اختیار در برابر فرامین شاه نداشتند. البته استدلال غلط آنها این بود که شاه ظل الله است و هر انچه می فرماید فرمان خداست . جمهوری اسلامی ایران اما این انگاره غلط را به موزه های تاریخ سپرد و با مردمسالاری دینی ثابت نمود هم مردم در حکومت نقش دارند و هم دیانت مبنای عمل می تواند باشد.
استکبارستیزی
قبل از انقلاب ، ایران یک مستعمره بی اختیار بود. فقط یک نمونه تصویب قانون کاپیتولاسیون برای نشان دادن وضعیت این کشور کافی است. قانونی که شرافت ایرانیان را به پائین تر از اهمیت یک سگ آمریکایی فرو می کاهید. بعد از انقلاب ، امروز مرزهای ژئوپلوتیکی ایران تا مرزهای اسرائیل کشیده شده است و هنوز هم در حال رشد و بالندگی است. به قول مقام معظم رهبری ابرقدرت دنیا را از منطقه اخراج کرده ایم و در حال تشکیل یک بلوک مهم قدرت در دنیا هستیم.
اصلاح گرایی
از ریشه های مهمی که به وقوع انقلاب اسلامی منجر گردید اصلاح ناپذیری سیستم بود. تفاوت مهم جمهوری اسلامی با رژیم سابق بر همین مدار است. از فرامین رهبری تا امکان حضور بخش اعظمی از نیروهای سیاسی زیر شناسنامه اصلاح طلبی موید همین نکته است. درواقع رژیم شاه زمانی به پایان کار خود رسید که دیگر اصلاح ناپذیر شده بود . اما در جمهوری اسلامی برای اصلاح پذیری سیستم مکانیزم های متعددی در نظر گرفته شده است مانند فرامین حکومتی که نمونه بارز آن همین فرمان اصلاح ساختار بودجه ای کشور توسط رهبر انقلاب بود و یا مکانیزمی چون مراجعه به آرای عمومی . این امر چنان در نظام جمهوری اسلامی مورد اهمیت است که دو اصل قانون اساسی مانند اصل ششم و ۵۹ ام به صراحت لزوم رفراندوم در مواقع مورد نیاز را مورد تائید قرار می دهد.مقایسه دو نظام امری جداگانه است و واضح است که گذر از یک نظام استبدادی به نظامی مردمی – دینی، هم جای خوشحالی و دفاع دارد اما این ها هیچ کدام به معنی نفی مشکلات و نواقص موجود در کشور جمهوری اسلامی ایران نیست.
چه اینکه در موضوعاتی مانند عدالت اجتماعی رهبر معظم انقلاب نیز از پیشگاه ملت عذرخواهی نمودند و این جای شکی باقی نمی گذارد که انتقادات موجود غیرقابل انکار است اما متاسفانه دامنه وسیع انتقادات این انگاره را بوجود آورده است که برخی ها از دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایران خجالت می کشند.
باید گفت یک نظام مردمی دینی با هر آنچه به او نقد وارد است ، دهها سر و گردن نسبت به یک سیستم عقب مانده استبدادی بالاتر است و آورده های بی نظیر انقلاب اسلامی مانند آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی ، بی نظیرترین دستاوردهای این ملت در تاریخ معاصر بوده اند که با افتخار تمام باید از آنها یاد کرد.

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
باخبر شدن از