از رئیسی قدیس نسازید!

بساط قدسی سازی را ببندید و اجازه دهید تا او یک رییس جمهور باشد نه به تعبیر علم الهدی فرستاده ای که انگیزه خدایی دارد. بگذارید احترامش به جهت درستکاری و بهبود شرایط کشور حاصل شود و خود مشک از عطرش مردم را سر مست نماید، نه به زور بازوی عطار!

آنچه در صحنه سیاسی کشور این روزها و بعد از انتخاب ابراهیم رئیسی به عنوان رییس جمهور می گذرد، بی شباهت به حوادث و فضای سیاسی ماه ها و روزهای بعد از انتخابات سال ۸۴ نیست! انتخابات دوره سیزدهم ریاست‌جمهوری که در ۲۸ خردادماه ۱۴۰۰ برگزار شد، از دو جهت کم‌سابقه بود. آنچه باید اتفاق می‌افتاد تا رقابت به ‌معنای واقعی کلمه در یک کارزار سیاسی شکل گیرد، به مدد تصمیم‌گیری نهادهای نظارتی رخ نداد و این موضوع و مجموعه شرایط بحرانی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… کم ‌مشارکت‌ترین انتخابات ریاست‌جمهوری را رقم زد. محصول آن هم انتخاباتی بی‌رمق با مشارکتی ۴۸ درصدی شد و انتخاب کاندیدای اصولگرایان که با اعوان و انصار در مناظرات شرکت کرد و در یک انتخابات بدون رقیب جدی، تنها چند میلیون رای بیشتر از سال ۹۶ بر صندوق آرایش افزوده شد!
از همین رو شاید تلاش جریان اصولگرایی بر این اصل استوار است که مجددا شرایط سال ۸۴ را بازتولید و رئیسی را به عنوان چهره ای کاریزما و مقدس به جامعه تحمیل کنند! این روزها خود جریان اصولگرایی رقم اعلامی میزان مشارکت را بالا و پایین می کنند تا تشکیک در مورد صحت آمار اعلامی توسط وزارت کشور، تقویت شود. در حالی که از سوی بلندگوی براندازان شبانه روز این نظریه به افکار عمومی القا می شود، اصولگرایان هم دست در دست این عزیزان عملا دولت را به اعلام آمار اشتباهی متهم می کنند تا از این طریق وجاهتی بیشتر برای فرد منتخب بتراشند، غافل از اینکه هم صدا با دشمنان سعی در گل آلود کردن فضای سیاسی بعد از انتخابات دارند.
در کنار دستکاری آمار اعلامی کلماتی که در رابطه با رییس جمهور منتخب به کار برده می شود، از یک سو حیرت آور و از سویی نگران کننده است. برای نمونه هفته گذشته و در جریان سفر ابراهیم رئیسی به مشهد مقدس القاب و اوصافی به وی متصف گردید که در نوع خود یادآور القاب احمدی نژاد و ترس از بازتولید فضای سیاسی آن روزها بیشتر می شود. علم‌الهدی پدر زن رییس جمهور منتخب در مسیر تقدیس رئیسی می گوید که وی یک طلبه است و سر سفره امام زمان بزرگ شده و باانگیزه خدمت به ساحت مقدس ولی‌عصر آمده است و انگیزه خدایی او بر همه انگیزه‌هایش غلبه دارد.
سیداحمد خاتمی، از فقهای شورای نگهبان نه‌ تنها به عنوان عضوی از نهاد نظارتی علنا از رییسی حمایت و از او تمجید کرد، بلکه در سخنرانی که در جمع اساتید بسیج دانشگاه داشت، گفت که بعد از انقلاب استقبال فوق‌العاده مردمی را از نامزدی ابراهیم رییسی در مورد دیگری سراغ ندارد. اظهاراتی که با نگاهی به رای ابراهیم رییسی و میزان مشارکت مردم جز بزرگنمایی و مبالغه نیست.
اگر دقت کرده باشید، روزگاری همین اوصاف در مورد پدیده انحرافی اصولگرایان هم به مبالغه اظهار شد و نهایتا جز پشیمانی چیزی عاید آنان نکرد. یکی از او معجزه هزاره سوم ساخت و دیگری او را فرستاده خدا خواند! آن قدر به این القاب اصرار کردند که بنده خدا خودش باورش شده بود که هنگام سخنرانی در سازمان ملل هاله ای از نور او را احاطه کرده است! ولی وقتی دید که آش دیگر خیلی شور شده، در مقام تکذیبش برآمد.
این که اصولگرایان از هر تریبون و مراسمی برای توجیه مشارکت ضعیف و آرا برآمده از آن استفاده کنند و در مقام دستکاری آرا برآیند، قابل فهم است. اما مشکل آنجا شروع می شود که قدسی سازی شود و رئیسی هم به درون هاله نور برود. اینجا کار سخت می شود مخصوصا برای اهالی رسانه که قرار است چشمان تیز شهروندان باشند و در چهار سال آینده عملکرد دولت را رصد و هر جا موردی بود، به نقادی آزادانه بپردازند. عملکرد اجرایی توام با نقد است، بساط قدسی سازی را ببندید و اجازه دهید تا او یک رییس جمهور باشد نه به تعبیر علم الهدی فرستاده ای که انگیزه خدایی دارد. بگذارید احترامش به جهت درستکاری و بهبود شرایط کشور حاصل شود و خود مشک از عطرش مردم را سر مست نماید، نه به زور بازوی عطار!