اسب تروای سوسیالیسم!

چیزی که در این‌جا اتفاق افتاده، نوعی گسستی فلسفی‌ست که در تحولات مربوط به شخص بایدن هم قابل مشاهده است. در سوی مقابل جمهوری خواهان ادعا می کنند که همه اینها شاهدی بر جولان اسب تروای سوسیالیسم خزنده است!

۲۵۰ سال از زمانی که آدام اسمیت در کتاب معروف ثروت ملل مبحث تازه ای به نام سرمایه داری را مطرح کرد، می گذرد. سرمایه‌داری منجر به انباشت ثروت در اندازه‌ای شد که اسمیت و هم‌دوره‌ای‌های او هرگز تصورش را هم نمی‌کردند. در سایه این نگاه در طی دو قرن گذشته استاندارد‌های زندگی به طرز چشمگیری ارتقا یافته و منجر به نوآوری‌هایی شده که به شکلی بنیادی رفاه انسان‌ها را منجر گردیده است با ‌این‌حال، این داستان در سراسر جهان مثبت نیست. کاستی‌های سرمایه‌داری در سال‌های اخیر بیش‌از‌پیش مشخص شده است.
از همین رو و در دهه اخیر در قالب نوشتارهای مختلفی به این سیاست حملات تندی صورت گرفته و اقلا اتحادیه اروپا به لحاظ سیاسی از قبل این نقدها دچار تغییرات سوسیالیستی شده است. شاید بیراه نباشد که جنبش جلیقه زردها در فرانسه را بازتابی از همین رفتارها دانست که در سال ۲۰۱۸ رخ داد.
در بین کشورهای توسعه یافته همواره آمریکا از آن روی که محل پیدایش این تفکر بوده همواره در این رابطه پیشتاز بوده است. حتی انقلاب بلشویکی اتحاد جماهیر شوروی سابق هم نتوانست این رویکرد را در جامعه آمریکا تغییر و یا حداقل اصلاح نماید. هر چند در دوره ترامپ اقداماتی از قبیل خروج از توافقنامه ترانس-پسیفیک و معرفی تعرفه بر کالا‌ها و خدمات چینی، برزیلی و آرژانتینی که به آمریکا صادر می‌شدند، می تواند در راستای افزایش رفاه عمومی شهروندان آمریکایی و در نهایت گریزی به سوسیالیسم تعبیر شود. اما با روی کارآمدن بایدن روند سوسیالیزه کردن ایالات متحده آمریکا شتاب بیشتری گرفته است.
مردی که در سال ۱۹۹۶ یکی از جدی ترین مخالفان میزان پرداخت‌های نقدی برای مادران تنها بود، امروز در صدد ایجاد یک شبکه بلندپروازانه از اقدامات حمایتی است که کاخ سفید ارزش آن را در حدود ۱٫۸ تریلیون دلار تخمین می‌زند! چیزی که در این‌جا اتفاق افتاده، نوعی گسستی فلسفی‌ست که در تحولات مربوط به شخص بایدن هم قابل مشاهده است. در سوی مقابل جمهوری خواهان ادعا می کنند که همه اینها شاهدی بر جولان اسب تروای سوسیالیسم خزنده است!
اسب تروایی که با سیاست های حمایتی بایدن شاید ساختار اقتصادی آمریکا را دچار تحولات شگرف و جدی نماید. هر چند نگاه ما قبل انتخابات به بایدن از او مردی میانه‌رو توسعه‌گرا را به تصویر می کشید، اما اکنون او بسته‌های حمایتی قانونی عظیم را ترویج می کند که باعث خوشحالی بسیاری از چپ‌های مترقی می‌شود. در مقابل جمهوری خواهان استدلال می کنند که مزایای بیکاری بسیار سخاوتمندانه، مانع رشد است. اگر تورم افزایش یابد، بایدن به دلیل هزینه های بیش از حد و افزایش بیش از حد هزینه ها مورد حمله قرار خواهد گرفت.
اما امر مسلم آن است که بعد از اروپا و رویکردهای سوسیالیستی اش در حوزه اقتصاد، آمریکا نیز کم کم به جمع متحدان قدیمی اش پیوسته و بایدن پرچمدار این تغییرات ساختاری است. باید به سبب این تغییرات ساختاری لقب بزرگترین کارگردان سیاست های اجتماعی را به بایدن اعطا کرد، سیاست هایی که اقلا در پنجاه سال گذشته در آمریکا بی سابقه بوده و سروصدای زیادی به پا کرده است. منتقدین بیشتر نگران نفوذ زیرکانه و موش وار سوسیالیسم به خاک آمریکا هستند، نفوذی که امثال لنین و استالین در انجام آن ناموفق بودند شاید این بار به دست یک آمریکایی صورت گیرد و حتی شاید بایدن یلتسین آمریکا لقب بگیرد و شاهد عصر جدیدی در مناسبات اقتصادی دنیا باشیم.