ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
فوت مظلومانه مرحومه مهسا امینی و حوادث بعد از آن که با مدیریت داهیانه برخی از مسئولان کم کم به یک بحران اجتماعی تبدیل شد، بهانه ای به دست مخالفان آزادی قلم و رسانه داده تا از این رهزن رسانه های داخلی را به بی بصیرتی، نبود سواد رسانه ای و انفعال متهم نمایند. همین اتهامات بی پایه و اساس خود بهانه ای بود تا چند خطی را با آقایان منتقد از باب آشفته بازار رسانه سخن بگوییم.
بی تردید از مولفه های اصلی دنیای مدرن بحث جنگ رسانه ای است که حدودا برای اولین بار و در حمله آمریکا به عراق خودی نشان داد و به تعبیری این اتفاق بیشتر از آن که در حوزه میدان موضوعیت داشته باشد، جدال کلامی بود مابین محمد سعید الصحاف از عراق و کاندولیزارایس از آمریکا. امروز هم امپراتوری رسانه ای غرب بدرستی تجاوز نظامی روسیه به اوکراین را مدیریت می کند و ضعف رسانه ای روس ها از عوامل عدم توفیق شان از همان روزهای اول حمله مشخص است.
اعتراضات مردمی پیامد فوت خانم امینی عرصه تقابل رسانه های رسمی داخلی و خارجی بود و علی رغم میل باطنی باید اعتراف کرد که طرف مقابل دست بالا را داشت. رسانه های تا دندان مسلح به بروزترین سیستم های اطلاع رسانی حریفی بودند که قرار بود با همین امکانات ناچیز به سراغش برویم و حاکمیت در لحظه آخر با خلع سلاح و گرفتن همان اندک امکان نشر اخبار دست و پا بسته ما را وارد آوردگاهی کرد که برنده اش پیش پیش معلوم بود.
استنباط حاکمیت این بود که می تواند با برنامه های فکسنی صداوسیما و حرف های یامفت کیهان از این تقابل رسانه ای پیروز بیرون بیاید ولی دقیقا برعکس پیش بینی آقایان کفه ترازوی رقابت به سمت رسانه های به اصطلاح معاند خارجی سنگینی می کند. از بدو امر بارها هشدار دادیم که امکان استفاده از اینترنت پرسرعت را برای رسانه های داخلی مهیا کنید که خود به تنهایی از عهده کار برنمی آیید، اما گوش کسی بدهکار نبود و امروزمتهمیم که در این رقابت مغلوب شده ایم. به فرض که رسانه داخلی بخواهد از باب روشنگری دست به تولید محتوا بزند، در کدام بستر رسانه ای این مطالب را باید منتشر کند تا به دست مخاطبانش برساند؟ رسانه های چاپی را در طی این ده سال با قوانین آبکی و الکی خانه خراب کرده اید و کل تیراژ روزنامه های کشور روزانه به صد هزار نسخه نمی رسد و کور سوی امید همان بستر شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بود که رای به تعطیلی اش دادید و ما را نه تنها دست و پا بسته به مصاف قدرت های رسانه ای فرستادید، بلکه از پشت سر تیپایی هم زدید تا نکند که ما هم توفیقی در این رابطه کسب کنیم. بعضا آقایان مسئول رسانه های داخلی را روابط عمومی خود می پندارند در صورتی که اگر می خواهید مرجعیت رسانه ای از خارج به داخل معطوف شود، چاره ای جز ایجاد فضای آزاد برای نقد و بررسی نداریم. رسانه حد فاصل بین حاکمیت ومردم است و همواره صادقانه تلاش کرده تا با تعدیل مواضع خصمانه و عریان انتقادات کف جامعه آن را به صورتی مودبانه تر و قابل تحمل تر برای آقایان مسئول ارائه دهد. سیاست حذف این طبقه واسط در حوادث اخیر خودش را نشان داد و همه ما شاهد بودیم که خواسته های معترضین به صورت عریان و بدون سانسور به سمع و نظر آقایان رسید و پرده های احترام دریده شد. در روزگاری که نایی برای رسانه های داخلی نمانده و مشکلات مالی از آن ها موجوداتی بی آزار ساخته، خواهش می کنیم که دست از سر کچل ما بردارید و بگذارید روزگار به روزمرگی بگذرانیم تا بعد
پست های مرتبط
توسعه متوازن و پایدار؛ ضرورتی برای امروز و آینده
در ستایش مردی که در میان طوفان ایستاد و صدای حقیقت را به گوش جهان رساند
شکست عملکردی شورای شهر تبریز