تبریز فرزندش را یا حسین گویان راهی پاستور کرد

تبریز؛ رهبرمان روزی گفتند آذربایجان سر ایران است؛ همه‌مان ذوب شدیم در این کلام‌شان؛ ایشان مدام از غیرت آذربایجان گفتند و می‌گویند، مدام از اصالت آذربایجان حرف می‌زنند، رهبر ترک ما همیشه پدر بوده‌اند برای فرزندی این خطه! ما ترک‌ها هم همیشه سعی کردیم فرزند خوبی برای این پدر خوبی‌ها باشیم، همه کار می‌کنیم تا ایشان بخندند، ما جان می‌دهیم برای یک لبخند گوشه لب‌شان. مثل دیروز که ۶۵ درصد تُرک‌ها آمدند برای وطن، برای رهبر و برای سرافرازی ایران؛ آمده‌اند تا نشان دهند آذربایجان همیشه سر ایران است، آمده‌اند نشان دهند ما تُرک‌ها خود حماسه‌ایم و آمده‌اند نشان دهند همه چیز برای ایران است و بس. خلاصه بگویم واقعیتش را که بخواهید غم پرواز ابدی ۳۰ اردیبهشت اگر برای همه ایران یک غم بود برای ما آذربایجانی‌ها چند برابر بود؛ فکرش را بکنید یک عمر به میزبانی معروف بودیم و به یکباره میهمان‌ عزیزمان از دیار ما پر بکشد؛ یا امام از شنبه تا جمعه‌مان را که روی چشم نگه داشته بودیم را از دست دادیم و همان روز استاندار دهه شصتی‌مان شهید شد. ما غم داشتیم و داریم و مچاله شده‌هایی مابین یک مشت خاطره تلخ از آن روزها بوده‌ایم؛ محرم‌مان پنجاه روز زودتر شروع شد و لباس سیاه عزایمان به لباس سیاه محرم گره خورد اما یک چیز این وسط کام‌مان را شیرین کرد در این هیاهیو و بغض‌های اشک شده و فریاد شده. آری فرزندمان توانست رای اعتماد یک ملت را بگیرد و برود تا کارهای نیمه تمام شهید جمهورمان را تمام کند؛ او قرار است مسعود شود برای ایران و برای ایران و برای ایران.
محل شکرگزاری از این حماسه همان جایی بود که چند روز پیش با رئیس جمهور منتخب در آنجا عهد بسته شده بود؛ همان عهدی که قول داد تا هوای ملت را داشته باشد و یک آن یادش نرود که خودش هم از میان یکی از ماها بود، او به ما قول داد و مردم هم پای همین قول به او اعتماد کردند و چهار سال از همه چیز کشور را دستش سپردند؛ مردم برای سعادت به ریس جمهور مسعود پزشکیان اعتماد کردند و خواستند تا شود طبیب جمهور. امروز همه آمدند برای شکرگزاری حماسه و همه فریاد زدند یا حسین، یا حیدر و رییس جمهورشان را با نام سیدالشهدا(ع) راهی پاستور کردند.امروز همه از امام سوم‌مان برای رییس جمهور نهم‌مان قوت و قدرت خواستند برای مسعودی وطن.

About Author