اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
گردشگری در دنیای امروز، دیگر نه یک سرگرمی لوکس، که پیشران اقتصاد هویتبنیان است، ابزاری که میتواند غبار کهنگی را از چهره مناطق تمدنساز بزداید و به آنها جانی تازه ببخشد. روی همین اصل مسئولان منطقه آزاد ارس با درک چنین اهمیتی سعی دارند در راستای سیاست گذاری های جدید ظرفیت های گردشگری منطقه را بیش از گذشته برای گردشگران معرفی نمایند. بر همین اساس با برگزاری یک تور رسانهای متفاوت، سنتشکنی کرد و به جای تمرکز همیشگی بر مجموعه های صنعتی و طرحهای عمرانی، دست اهالی قلم را گرفت تا آنها را به ضیافت تاریخ، میراث و طبیعت بکر این خطه ببرد. این تغییر نگاه، یک گام مهم اقتصادی و فرهنگی است؛ گامی که اگر با تداوم و استراتژی همراه شود، میتواند ارس را نه فقط قطب صنعتی، بلکه به یکی از اصلیترین مقاصد گردشگری ایران و به جهت اشتراکات اجتماعی و زبانی با کشورهای منطقه حتی فراتر از مرزها تبدیل کند.
ارس، در جستجوی هویت گردشگری
پیشتر، تورهای رسانهای در ارس، شبیه به بازدیدهای فنی از پروژههای زیربنایی و صنعتی بود؛ تورهایی که ذهن را با اعداد و ارقام و آمارهای تولید درگیر میکرد. اما این بار، دوربینها به جای خط تولید، بر روی سازههایی چرخیدند که گویای اصالت این خاکاند. این ابتکار، نشان از یک بلوغ مدیریتی در سازمان منطقه آزاد ارس دارد، درک این نکته که صنعت، بدون پیوند با تاریخ و طبیعت، پیکری بیروح است.
پل ضیاءالملک؛ تماشای شکوه کهن در جوار ارس
اولین پرده از این ضیافت تاریخی، در کنار رود خروشان ارس و در نزدیکی مرز نخجوان گشوده شد؛ جایی که پل ضیاءالملک ایستاده است، بزرگترین پل آجری جهان که گویی زمان در آن متوقف شده است. عظمت این بنا، تنها در طول و عرض آن نیست، بلکه در ریشههایی است که تا ۲۵۰۰ سال پیش و دوران اورارتوها قد میکشد.
شنیدن روایت این پل، گوشهای از تاریخ پرفراز و نشیب آذربایجان را برای ما عیان کرد. این سازه که با مهارتی خیرهکننده، ۲۰ متر بالای سطح آب و ۱۰ متر در اعماق آبهای ارس ریشه دوانده، گواه دانش مهندسی پیشینیان ماست. مرمت این پل به دست ضیاءالملک سلجوقی، فصل درخشانی از آبادانی را در این منطقه رقم زد، اما روزگار، سختیهایی را نیز بر آن روا داشته است. روایتی که از دوران اوزون حسن آققویونلو شنیدیم، تلخ اما شنیدنی بود؛ جایی که همین پل، آخرین سنگر دفاعی شد و برای جلوگیری از پیشروی دشمن، بخشی از آن تخریب گشت. حالا اما ورق برگشته است؛ این بنا در آستانه فصلی نو است و با تکمیل پروندهاش، سودای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو را در سر دارد، اتفاقی که میتواند این نقطه را به یکی از کانونهای توریستی بینالمللی تبدیل کند .
سنت استپانوس؛ معبد سکوت و زیبایی
پس از تماشای صلابت آجری پل، به سراغ نجابت سنگی کلیسای سنت استپانوس (مشهور به کلیسا خرابه) رفتیم. بنایی که گویی در آغوش کوههای منطقه پنهان شده تا در آرامش مطلق، راوی تاریخ مسیحیت در آذربایجان باشد. سنت استپانوس فقط یک کلیسا نیست؛ یک اثر هنری زنده است که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و از سال ۱۳۸۶، همراه با سایر کلیساهای آذربایجان، بر تارک میراث جهانی یونسکو میدرخشد. معماری منحصر به فرد این بنا، تلاقی ذوق ایرانی و ظرافت مذهبی است؛ جایی که سنگها به سخن درآمدهاند تا ایمان و هنر را در کنار هم به نمایش بگذارند. وقتی در میان دیوارهای این بنا قدم میزنی، صدای تاریخ را میشنوی که از دوردستهای قرون گذشته به گوش میرسد.
ژئوپارک ارس، وقتی زمین، زبان تاریخ و اقتصاد را میگوید
اما اگر تاریخ، با سنگ و آجر روایت میشود، زمین نیز زبان خاص خود را دارد، زبانی که در لایههای صخرهها و شکافهای زمین نهفته است. ایستگاه بعدی ما، ورود به قلمرویی بود که در آن، طبیعت نه به عنوان یک پسزمینه ساده، بلکه به عنوان یک موزه زنده خودنمایی میکرد: ژئوپارک جهانی ارس.
نجفزاده با تأکید بر تنوع زمینشناختی این منطقه میگوید: «راکفال یکی از شاخصترین پدیدههای زمینشناختی در محدوده ۱۶۷۰ کیلومتر مربعی ژئوپارک ارس است. ارزش این پدیده در نمایش عریان فرایندهای طبیعی است که سیمای زمین را در طول هزارهها شکل دادهاند.»
اما نگاه مدیر ژئوپارک ارس، صرفا یک نگاه تکبعدی علمی نبود؛ او به خوبی میداند که این دارایی طبیعی، اگر با اقتصاد جوامع محلی پیوند نخورد، تنها یک ثروت خفته باقی میماند. نجفزاده با اشاره به اینکه راکفال بخشی از مسیر ارزیابی کارشناسان یونسکو بوده، افزود: «اهمیت این ژئوپارک به تنهایی در سنگها نیست؛ بلکه در تلفیق این جاذبههای طبیعی با میراث تاریخی و فرهنگی منطقه است. وقتی گردشگر به تماشای صخرههای عظیم میآید و در کنارش از کلیسای جهانی سنتاستپانوس بازدید
بازدید میکند، یعنی ما توانستهایم یک بسته گردشگری کامل ارائه دهیم. این همان نقطهای است که ژئوتوریسم میتواند موتور محرک اقتصاد جوامع محلی جلفا و اطراف آن باشد.»
در حقیقت، ژئوپارک ارس با این وسعت گسترده، دیگر نه یک منطقه حفاظتشده صرف، بلکه یک اقتصادِ گردشگرپذیر است که اگر زیرساختهای رفاهیاش همپای آوازه جهانیاش رشد کند، میتواند مرزهای صنعت توریسم در شمالغرب ایران را جابهجا کند.
کلیسای چوپان؛ سجادهای کوچک در دل تاریخ
مقصد بعدی، نه یک بنای عظیم، بلکه روایتی دلنشین از ارادتی کهن بود: کلیسای چوپان یا آندرهورتی مقدس. این سازهی کوچک سنگی، که در سمت ایرانی رود ارس خودنمایی میکند، گواه بر مسیری است که ارامنه منطقه، پیش از رسیدن به کلیسای باشکوه سنتاستپانوس، در آن گام نهادهاند. این کلیسای کوچک، به دستور راهب بزرگ سنتاستپانوس، مکانی برای عبادت چوپانانی بود که از درهشام، گلههای خود را به دشتهای جلفا میآوردند.
این کلیسا با ابعادِ تقریبی ۵*۷ متر که قدمت آن به سال ۱۵۱۸ میلادی میرسد، گویی آخرین پناهگاه معنویِ این مردمان سادهزیست در مسیر کوچِ فصلیشان بوده است. مرمت این بنا در سال ۱۳۹۶ توسط منطقه آزاد ارس، با هزینهای حدود ۱۰۰ میلیون تومان، نشان از درک ارزش این میراث معنوی دارد؛ میراثی که حالا در کنار سنتاستپانوس، در فهرست میراثِ جهانی شمالغرب کشور جای گرفته است.
میراث جنگ و رشادت در دشت ارس
اما ارس، تنها راوی تاریخ کهن و ایمان دیرین نیست بلکه گواه حماسههای معاصر نیز هست.سال ۱۳۲۰ همزمان با شعلهور شدن آتش جنگ جهانی دوم، در همین خاک حاصلخیز ارس، داستانهای ناگفتهای از غیرت و ایستادگی رقم خورد. در آن برهه هنگام تعیین نقاط مرزی، کشمکشهایی میان ایران و شوروی بر سر مالکیت جزایری در ارس بالا گرفت. در اوج این اختلاف، ستوان کثیری، نقشهبردار لشکر تبریز با دلیری مثالزدنی، پرچم ایران را بر دوش اسب خویش نهاد و دل به آب ارس زد. اگرچه اسب او در این راه جان باخت، اما خود ستوان با کمک سرباز دلاور، صمد محمداوغلو، توانست خود را به جزیره رسانده و پرچم ایران را بر فراز آن به اهتزاز درآورد. این اقدام شجاعانه، کافی بود تا روسها تحت تأثیر قرار گیرند و جزیره به ایران تعلق گیرد.
اما روایت ایستادگی در ارس، به اینجا ختم نمیشود؛ سه دلاور دیگر ایرانی نیز در شهریور ۱۳۲۰ در همین حوالی در مقابل نیروهای ارتش شوروی ایستادگی کرده و به شهادت رسیدند. این حماسه ها، یادآور آن است که ارس، تنها یک منطقه آزاد اقتصادی نیست؛ بلکه سرزمینی است آغشته به تاریخ، خون و حماسه.
چشمانداز آینده؛ ارس، پیشتاز گردشگری ایران
در پایان این تور رسانهای، محمد مسعودینیا، معاون فرهنگی، اجتماعی و گردشگری منطقه آزاد ارس، از چشمانداز روشنی برای ارس سخن گفت که نویدبخش جایگاه رفیع این منطقه در صنعت گردشگری کشور است. او با اعلام برگزاری سومین مجمع تورگردانان سازمان همکاری اقتصادی (اکو)» و «دومین همایش تورگردانان بینالمللی» در سال ۱۴۰۵ در ارس، بر عزم جدی این منطقه برای تبدیل شدن به قطب گردشگری منطقهای تأکید کرد.
مسعودینیا با افتخار اعلام کرد که منطقه آزاد ارس، طیِ سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، رتبه نخست را در میان مناطق آزاد کشور، هم در جذب گردشگر داخلی و هم خارجی، کسب کرده است. وی همچنین از توسعهیِ چشمگیرِ زیرساختهایِ اقامتی خبر داد؛ افزوده شدن حدود ۱۰۰۰ تختِ اقامتی در ۱۶ ماه گذشته و بهرهبرداریِ قریبالوقوع دو هتل جدید، این منطقه را به لحاظ ظرفیت پذیرش، تقویت کرده است.
از دیگر دستاوردهای مهم، عضویت منطقه آزاد ارس در سازمان جهانیِ گردشگری بود که در اواخر سال ۱۴۰۴ به رسمیت رسید. این گام، ارس را در عرصه بینالمللی به رسمیت شناخته و فرصتهای جدیدی را برای جذب سرمایهگذاری و گردشگر خارجی فراهم میکند.
معاونِ فرهنگی ارس، همچنین از نهایی شدن مراحل ارزیابی ژئوپارکِ جهانیِ ارس و اجرای پروژه شهر سالم در منطقه خبر داد؛ پروژهای که جلفا را به عنوان نخستین شهر سالم در میان مناطق آزاد کشور معرفی خواهد کرد. این خبرها، همگی حکایت از یک برنامه جامع و بلندپروازانه برای ارس دارند؛ برنامهای که بر توسعه همهجانبه ظرفیتهای گردشگری، تاریخی، طبیعی و حتی اجتماعی تمرکز دارد.
آنچه از ارس در قالب این تور رسانه ای می توان گفت آن است که هویت واقعی یک منطقه، در گرو پیوند عمیق آن با گذشته، طبیعت و مردمانش است. از صلابت پل ضیاءالملک تا سکوت معنوی کلیساها ، از حماسه ایستادگی ستوان کثیری تا ظرفیت جهانی ژئوپارک ارس؛ همه و همه، نشان از پتانسیل عظیم این منطقه دارند.
پرسش اساسی این است که آیا اراده مدیریتی، در کنار این پتانسیل های عظیم، قادر خواهد بود تا این نگین گمشده را به درستی بر تارک گردشگری ایران بنشاند؟ آینده، پاسخی برای این پرسش خواهد داشت.
پست های مرتبط
توقف فوری ساختوسازهای غیرمجاز در محور بستانآباد–سراب
پایان مرمت خانه پدری «استاد شهریار» در خشکناب
آذربایجان شرقی میتواند دروازه تجارت ایران با اروپا و اوراسیا باشد