✍ محمدتقی فاضل میبدی – استاد حوزه و دانشگاه
به نظر میرسد آقای دکتر پزشکیان در سیاست پایان دادن جنگ و تحریم روز بروز تنهاتر میشود و از آینده کشور و اوضاع اقتصادی پیش رو نگران است.
گروهی باعنوان “ انتقام” با پرچم “ یالثارات” درتقابل باسیاستهای او، برای از سر گیری جنگ در تلاشند. دبیر شورای امنیت ملی و کسان دیگر با گفته ها و مصاحبه هایشان با رییسجمهور و وزارت خارجه همراه و همسو نیستند. بلکه سخنانی که شاید زیانهایی در پی داشته باشد. از محاصره تنگه هرمز معلوم نیست چه حاصل آید؟ ممکن است زیانش بر سودش فراز آید. محاصره دریایی دشمن متجاوز واردات و صادرات کشور را مختل کرده. حتی برای داروی بیماران رحم نکردند!
دلار از مرز دویست هزار و سکه از مرز دویست میلیون تومان گذشته و بر مشکلات ونگرانی مردم هر روز افزوده میشود. اگر دنبال عزت ایرانیم، بدانیم که ذلتی بالاتر از فقر و تنگدستی و تورم بالای هشتاد درصد برای مردم نیست. با این شعارهای شبانه نمی شود هژمونی آمریکا را در منطقه مهار کرد. نیروی نظامی ما تا کنون با رشادت خود مقاومت ماندگاری کرده، ولی این همه ماجرا نیست.
مردم معیشت و رفاه نسبی میخواهند. جوانان کار و مسکن و زندگی و امید میخواهند. نگذاریم وضع اقتصادی و معیشت مردم از این بدتر و سفرههایشان کوچکترشود. بیایید به تفاهم نامه پاکستان برگردیم که به سود عزت ایران و آینده کشور است. شعار ادامه جنگ سودی رانصیب ملت نکرده است. کارشناسان خارج از دولت و نخبگان عزلت گزیده سیاسی کشور، که در گوشه ای سر در گریبان کرده، به عرصه آیند و با درایت جمعی دولت را یاری دهند. به نامهریانیهایی که برسرشان میآید، توجه نکنند.
سیاست صدا و سیما براین است تا کشور روی آرامش نبیند. سخنان صلحجویانه و تفاهم و گفتگو را سانسور میکند. مجریان و مصاحبه شوندگانی که بر کرسی سیما مینشینند، غالبا در تقابل با دولت و دیپلماسی صلح، بازار خود را در این رسانه ملی گرم میکنند.
ترامپ یک رییسجمهور غیر قابل پیش بینی است. با شعار های فحش گونه برخی مداحان و ترک مذاکره نمی شود به جنگ او رفت. ضربه های زیانبار و هولناکی نه تنها بر کشور که بر اقتصاد جهان وارد کرد. منابع تامین کننده انرژی یعنی برق و گاز و نفت ما را مختل نمود. صدها میلیارد دلار خسارت پشت دست ملت گذاشت. به کودکان میناب هم رحم نکرد. قوانین بین المللی را زیر پاگذاشت. حال در برابر چنین موجود خطیری چه باید کرد؟ تا کشور آسیب بیشتری نبیند. جرا اجازه نمیدهید نخبگان و کارشناسان گذشته و حال، که برخی نا اهلان آنها را ناسزامی گویند، وارد عرصه دیپلماسی شوند؟ در صدا و سیما آنها را بخواهید و نظراتشان را بخوانید و بشنوید. به قول مولانا:
مشورت ادراك و هوشياري دهد/
عقلها مر عقل را ياري دهد/
نگذارید کشور به دست نا اهلان بیفتد. و در این دیار« طوطی کم از زغن باشد».
برای مردم زندگی عزتمندانه بخواهید. سایه شوم گرانی و تورم و ناامیدی را از سر ملک و ملت کم کنید. چه زیبا گفت سعدی:
حکومت به دست کسانی خطاست/ که از دستشان دستها بر خداست/ مکُن تا توانی دل خلق ریش/
وگر میکُنی میکَنی بیخ خویش/
سخنان محسن رضایی مرا یاد مائو انداخت
✍محمد طاهری
۱- محسن رضایی گفته است: «به جوانان عزیز توصیه میکنم همانطور که در میادین جمع میشوند، در خانههایشان شروع به تولید محصولات مورد نیاز خود و جامعه کنند.»
این توصیه آدم را یاد ایده «کورههای خانگی» مائو (رهبر سابق حزب کمونیست چین) میاندازد. مائو مردم را تشویق کرد که در حیاط خانههای خود فولاد تولید کنند.
۲- برای تأمین سوخت کورهها، درختان قطع و حتی وسایل چوبی خانهها سوزانده شد. دیگ، ماهیتابه و دیگر وسایل فلزی را هم ذوب کردند تا آمار تولید فولاد بالا برود. همه مردم چین برای تولید فولاد خانگی بسیج شدند. نتیجه اما عمدتاً تودههایی از آهن بیکیفیت و کمارزش بود.
۳- نمیدانیم منظور دقیق آقای رضایی از تولید خانگی چیست و البته کسبوکار خانگی با تجربه مائو یکی نیست. اما کورههای خانگی مائو یک درس روشن داشت. اینکه تولید پدیدهای خانگی نیست و با دستور از بالا شکل نمیگیرد. تولید مدرن به تخصص، تقسیم کار، سرمایه، فناوری، بنگاه و بازار نیاز دارد.
دکتر مؤمنی و دریاچهٔ یخزده!
✍ احمد زیدآبادی
من برای دکتر فرشاد مؤمنی احترام قائلم؛ نه بدین دلیل که به نگاه اقتصادیاش التفاتی داشته باشم بلکه به این دلیل که در پشتِ نگاه اقتصادی او انگیزهای صادقانه و دردمندانه میبینم.
دردمندی گرچه خصیصهای بسیار ارزشمند و قابل احترام است اما همچون هر پدیدهٔ دیگری اگر به تعیبر قرآن از میزان یا حد خود درگذرد، رهزن عدل و انصاف و همهجانبهگری میشود بخصوص هنگامی که به شورمندی و خشم نیز آغشته شود. آقای مؤمنی با انگیزهای دردمندانه از حذف ارز ترجیحی توسط دولت مسعود پزشکیان به خشم آمده و از همین بابت شخص او را هدف حملات کلامی بسیار تند و تیز خود میگیرد. این حملات به خودی خود جای نگرانی ندارد، اما در جغرافیای سیاسی امروز، خواه ناخواه آقای مؤمنی را در جبههٔ جناح تندرو و افرادی چون حجتالله عبدالملکی وزیر کار دولت مرحوم رئیسی مینشاند. اگر قرار گرفتن در چنین جایگاهِ سیاسی، انتخاب آگاهانهٔ دکتر مؤمنی باشد، به خودش مربوط است، اما اگر ناخواسته باشد، به نظرم لازم است در گزینش واژهها برای نقد آقای پزشکیان و دولتش احتیاط بیشتری به خرج دهد. شرایط سیاسی امروز ایران در نرمترین توصیف، مثل حرکت روی دریاچهای یخزده است. خطر لیز خوردن و به زمین افتادن، طبیعتِ چنین شرایطی است اما خطر واقعی شکستن لایهٔ یخ و فرو رفتن به قعر آب است.
نمیدانم روی چه حکمتی، زنجیرهای از حوادث، دست به دست هم دادند و آقای پزشکیان را که معمولاً در حواشی سیاست کشور میزیست، برای عبور از روی دریاچهٔ یخزده جلو انداختند. آقای پزشکیان در حالی در ساختمان پاستور مستقر شد و بار ادارهٔ امور اجرایی و اقتصادی به گردنش افتاد که مجموعهٔ بحرانهای عمیق تاریخی و دَورانی جامعهٔ ایران به نقطهٔ تلاقی رسید و کشور ما را در معرض بزنگاهی فوقالعاده خطرناک قرار داد. ما همه از محدودیتها و تنگناهای دستگاه اجرایی کشور برای عملی کردن برنامههای خود خبر داریم، اما دولت آقای پزشکیان در وضعیتی کاملاً بیسابقه قرار گرفته است.
او و دولتش عملاً به صورت هدفی سهل و آسان در آمدهاند تا از یمین و یسار مسئول همهٔ نابسامانیهای تاریخی جامعهٔ ایران معرفی شوند!
به واقع او تلوتلوخوران میکوشد تا مسیری امنتر و مطمئنتر برای عبور از روی دریاچهٔ یخزده پیدا کند، اما بسیاری به او ناسزا میگویند یا او را بر روی یخهای لغزنده، هل میدهند و یک عده هم از سر جهل یا برنامه، بیوقفه در حال شکستن یخهای سطح دریاچهاند به این قصد که دولت به قعر آب سقوط کند و خودشان جای او را بگیرند!
سوگوارانه اما دریاچه فقط زیر پای دولت نیست، زیر پای جامعه و کشور است. اگر یخها بشکنند، فقط دولت به قعر آب سقوط نمیکند که جمعی بتوانند جایگزین آن شوند! با هر تَرکی در یخ روی دریاچه، زیر پای کل کشور تَرَک برمیدارد و همه میدانیم که چه میشود!
در این وضعیت اسفبار، آیا بهتر است آقای پزشکیان و دولتش افسار قدرت را رها کنند و خود به گوشهای بخزند؟ من خود گاهی به اين میاندیشم؛ اما بدبختانه جماعتی که زین خود را آماده کردهاند تا به محض پیاده شدن مسعود پزشکیان از اسب چموش قدرت، خود بر آن سوار شوند، هیچ فهم درستی از حکمرانی و کشورداری ندارند و بلافاصله خود و تمامی کشور را در قعر دریاچه غرق میکنند.
غرق اين کشور در اعماق دریاچه اما فقط خواستهٔ پارهای سودائیان قدرت در داخل نیست، انگار خیلیها چه از روی خشم و کینه، چه از سر جهل و نادانی کمر به این کار بستهاند. اینکه سیدمحمد خاتمی میگوید دست آقای پزشکیان را به دلیل امضای تفاهمنامه میبوسد، خود گواه درک خطری است که فردی در جایگاه او از مجموع شرایط داخلی و منطقهای و بینالمللی کشور دارد. وقتی آقای خاتمی برای رفع خطر از کشور این میزان از فروتنی و تواضع را نشان میدهد، از کسانی چون دکتر مؤمنی انتظار نمیرود که در کنار جبههای قرار گیرد که هدف غاییاش شکستن یخ دریاچه و غرق کشور در قعر آن است!
جناب سقاب؛ بنشین ماستت را بخور و دم بر بند!
✍ مجید مرادی
سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینهسازی مصرف سوخت و مدیریت انرژی، با اشاره به فساد ساختاری در قاچاق سوخت: «هر دو جناح سیاسی کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم، شیشههای دفترم را خرد میکنند.»
جناب سقاب اصفهانی! اگر اوضاع چنین است و قدرت ایستادن در برابر این حرامیان را نداری دکان سوم را که خودت باز کردهای ببند یا بعد از این فقط بنشین ماستت را بخور! و دم فرو بند!
نمیتوانیم آمار اعتیاد زنان را اعلام کنیم!
✍رییس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور:
رشد اعتیاد، و مصرف سیگار و مشروبات الکی در بین زنان ایرانی زیاد است و متاسفانه حتی نمیتوانیم آمار آن را اعلام کنیم! خیلیها میگویند اصلا در جامعه اسلامی نباید در خصوص این موضوعات صحبت کنید.
پست های مرتبط
وقتی «ابر اختلاسگر» برای اقتصاد ایران قهوه «VIP» سرو میکند!
پرونده جنجالی در بانک مسکن؛ زمین خواری با امضای آقای مدیر! / ۹۵ هکتار زمین به چه کسانی رسید؟
تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران