از حمله به پل‌های جنوب تا رویای اشغال جزایر؛ سناریوی حمله زمینی چقدر واقعی است؟

با ادامه حملات متقابل ایران و آمریکا، یک پرسش بیش از گذشته در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح شده است: آیا واشنگتن پس از حملات هوایی و فشار دریایی، گزینه ورود نیرو‌های زمینی به ایران را نیز بررسی می‌کند؟

اظهارنظر برخی چهره‌های سیاسی در ایران درباره احتمال حمله زمینی آمریکا و حتی سناریوی اشغال جزایر جنوبی، این نگرانی را افزایش داده است. در روز‌های اخیر برخی تحلیل‌ها هدف اصلی آمریکا را نه صرفاً حملات هوایی، بلکه تضعیف توان ایران برای کنترل تنگه هرمز و تغییر معادلات امنیتی در جنوب کشور دانسته‌اند.

با این حال، میان «توانایی نظامی برای انجام یک عملیات زمینی» و «تصمیم سیاسی برای ورود به چنین جنگی» فاصله زیادی وجود دارد.

چرا پای حمله زمینی به میان آمده است؟

تمرکز حملات اخیر آمریکا بر مناطق جنوبی ایران، به‌ویژه سواحل خلیج فارس و دریای عمان، باعث شده برخی تحلیلگران احتمال تغییر مرحله جنگ را مطرح کنند. حمله به مراکز نظامی، راداری، پهپادی، بنادر و برخی زیرساخت‌های ارتباطی در جنوب، از نگاه برخی ناظران با هدف کاهش توان ایران برای اثرگذاری بر تنگه هرمز انجام می‌شود.

تنگه هرمز مهم‌ترین عامل اقتصادی و راهبردی این درگیری است؛ مسیری که بخش بزرگی از صادرات انرژی جهان از آن عبور می‌کند. برای واشنگتن، بازگشت امنیت کشتیرانی در این منطقه یک هدف کلیدی است و برای تهران نیز این آبراه یکی از مهم‌ترین ابزار‌های فشار در برابر دشمنان محسوب می‌شود.

در همین چارچوب، برخی تحلیل‌ها احتمال اقداماتی مانند عملیات محدود دریایی یا تصرف نقاط کوچک و راهبردی را مطرح کرده‌اند؛ سناریویی که البته با موانع جدی نظامی و سیاسی روبه‌رو است.

آیا آمریکا توان حمله زمینی به ایران را دارد؟

از نظر نظامی، آمریکا یکی از معدود کشور‌های جهان است که توان اجرای عملیات گسترده برون‌مرزی، انتقال نیرو و پشتیبانی دریایی و هوایی را دارد. تجربه جنگ عراق نشان داده واشنگتن توان ورود زمینی به کشور‌های منطقه را داشته است.

اما ایران با عراق سال ۲۰۰۳ تفاوت‌های مهمی دارد. وسعت جغرافیایی، جمعیت، ساختار نظامی، توان موشکی، پهپادی و موقعیت جغرافیایی ایران در کنار خلیج فارس، یک عملیات زمینی را به مأموریتی بسیار پیچیده تبدیل می‌کند.

تصرف یک نقطه محدود یا یک جزیره، با کنترل و حفظ آن تفاوت دارد. نیرو‌های مستقر در چنین مناطقی می‌توانند در معرض حملات موشکی، پهپادی و عملیات نامتقارن قرار بگیرند؛ موضوعی که هزینه انسانی و سیاسی سنگینی برای آمریکا خواهد داشت.

تجربه عراق و افغانستان؛ کابوس واشنگتن

یکی از مهم‌ترین موانع تصمیم برای حمله زمینی، تجربه‌های گذشته آمریکا است. جنگ عراق و افغانستان نشان داد پیروزی نظامی اولیه الزاماً به معنای موفقیت سیاسی نیست.

ورود نیرو‌های آمریکایی به خاک ایران می‌تواند جنگ را از یک درگیری محدود به یک نبرد گسترده‌تر تبدیل کند؛ نبردی که احتمالاً هزینه‌های آن فقط به میدان نظامی محدود نمی‌شود و می‌تواند امنیت انرژی، بازار‌های جهانی و متحدان آمریکا در منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

برای دولت ترامپ نیز مسئله افکار عمومی اهمیت زیادی دارد. ارسال نیرو‌های زمینی و افزایش تلفات سربازان آمریکایی می‌تواند حمایت داخلی از جنگ را کاهش دهد؛ همان موضوعی که رؤسای جمهور آمریکا پس از تجربه عراق و افغانستان همواره نسبت به آن حساس بوده‌اند.

آیا هدف آمریکا اشغال است یا فشار برای مذاکره؟

در میان تحلیل‌ها، یک دیدگاه مهم این است که هدف اصلی واشنگتن نه اشغال ایران، بلکه افزایش فشار برای تغییر رفتار تهران است.

بر اساس این نگاه، حملات اخیر بخشی از راهبردی برای تضعیف توان موشکی، پهپادی و دریایی ایران و وادار کردن تهران به پذیرش شرایط جدید در موضوعاتی مانند تنگه هرمز و مذاکرات است.

اظهارات مقام‌های آمریکایی نیز تاکنون بیشتر بر فشار نظامی، تحریم و محدود کردن توانایی‌های ایران متمرکز بوده و نشانه روشنی از تصمیم برای اعزام گسترده نیروی زمینی منتشر نشده است.

خطرناک‌ترین سناریو؛ جنگی که کنترل آن از دست طرفین خارج شود

حتی اگر حمله زمینی گسترده در کوتاه‌مدت محتمل‌ترین سناریو نباشد، ادامه روند فعلی می‌تواند خطرناک باشد. حملات بیشتر به زیرساخت‌ها، گسترش درگیری به کشور‌های منطقه و افزایش فشار بر مسیر‌های انرژی، می‌تواند دو طرف را به سمت تصمیم‌هایی سوق دهد که هزینه آن از محاسبات اولیه بیشتر باشد.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی فقط این نیست که آیا آمریکا توان ورود زمینی به ایران را دارد یا نه؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا واشنگتن حاضر است هزینه جنگی را بپردازد که پایان آن قابل پیش‌بینی نیست؟

در منطقه‌ای که یک خطای محاسباتی می‌تواند بازار انرژی جهان و امنیت چندین کشور را تحت تأثیر قرار دهد، فاصله میان «تهدید» و «عملیات واقعی» همچنان بزرگ است؛ اما ادامه چرخه حمله و پاسخ، همین فاصله را هر روز کمتر می‌کند.

About Author