ریزعلی خواجوی؛ قهرمان میانه در تراز نخبگان ملی از نگاه رهبر انقلاب

ریزعلی خواجوی، قهرمان فداکار میانه‌ای که با اقدام شجاعانه خود برای نجات جان مسافران قطار به نمادی از ایثار و مسئولیت‌پذیری تبدیل شد، در بیان رهبر معظم انقلاب در کنار علی لندی، نوجوان فداکار ایرانی، به‌عنوان الگویی ملی معرفی شده است.رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند: «ما ریزعلی خواجوی‌ها و علی لندی‌ها را نخبگانی می‌دانیم که نامشان باید بر سردر امکنه فرهنگی درج شود.»ایشان همچنین با اشاره به جایگاه شهدا و ایثارگران در جامعه تأکید کردند که این الگوهای فداکاری با ایثار جان و سلامت خود، اثری فوق‌العاده بر سرنوشت ایران اسلامی و ملت عزیز آن گذاشته‌اند و مدال بندگی را از معبود یگانه دریافت کرده‌اند.یادآوری نام ریزعلی خواجوی در این سطح، بار دیگر جایگاه این قهرمان میانه‌ای را در حافظه تاریخی و فرهنگی کشور برجسته می‌کند؛ شخصیتی که فداکاری او می‌تواند الگویی برای نسل‌های امروز و آینده در زمینه مسئولیت‌پذیری، شجاعت و ازخودگذشتگی باشد.تأکید بر معرفی چنین شخصیت‌هایی در فضاهای فرهنگی نیز یادآور این ضرورت است که قهرمانان واقعی جامعه، به‌ویژه چهره‌هایی که با رفتار خود جان دیگران را نجات داده‌اند، در برنامه‌های فرهنگی و تربیتی کشور جایگاهی شایسته داشته باشند.
نام ریزعلی خواجوی، سال‌هاست از دل تاریکی یک شب تاریخی تا روشنای حافظه جمعی ایرانیان امتداد یافته است؛ قهرمانی از میانه که با شعله‌ای در دست، چراغی از ایثار در تاریخ ایران روشن کرد. امروز، وقتی نام او در کنار نخبگان ملی از سوی رهبر انقلاب یاد می‌شود، این پیام دوباره جان می‌گیرد که قهرمانان واقعی، نه با مدرک و مقام، بلکه با بزرگی انتخاب‌هایشان شناخته می‌شوند؛ و شعله‌ای که ریزعلی برافروخت، هنوز در حافظه این سرزمین روشن است.
دهقان فداکارریزعلی خواجوی، ملقب به دهقان فداکار، یکی از چهره‌های ماندگار در تاریخ اجتماعی ایران است. سال‌هاست که در فرهنگ عامه ایران از وی به‌عنوان نمادی از فداکاری یاد می‌شود.دهقان فداکار، نامی آشنا برای آحاد مردم ایران است. او در ۵ اسفند ۱۳۰۹ در شهرستان میانه متولد شد و در ۱۱ آذر سال ۱۳۹۶ از دنیا رفت. داستان فداکاری ریزعلی، سال‌های مدیدی به‌عنوان یکی از دروس اصلی در مدارس ایران تدریس شد.پاییز سال ۱۳۴۰ بود که به‌ناگاه با انتشار یک خبر، جامعه ایران با نام یک مرد روستایی کشاورز آشنا شد؛ ریزعلی خواجوی. خبرها حاکی از این بود که مردی جوان، درحِین بازگشت از کار، جان انسان‌های زیادی را نجات داده است.ریزعلی درحالی‌که در حال بازگشت به خانه بود، متوجه شد که کوه ریزش کرده و قطاری با سرعت به آن نزدیک می‌شود. درنتیجه برای جلوگیری از اصابت قطار با تخته‌سنگ‌های موجود در مسیر ریل، پیراهنش را درآورده و به آتش کشیده و به‌این‌شکل از بروز فاجعه‌ای انسانی جلوگیری کرد.پهلوان زنده را عشق استدر بسیاری از داستان‌های حماسی موجود در ایران و دیگر نقاط جهان، درنهایت قهرمان برای آنکه نویسنده را در راستای رسیدن به اهداف تراژیکش یاری کند، چاره‌ای به‌جز انجام یک عمل تراژیک ندارد؛ مرگ.بااین‌حال، ریزعلی خواجوی قهرمان زنده‌ای بود. قهرمانی که برخلاف تصوراتی که همیشه از قهرمان‌ها وجود دارد، نه‌تنها زوروبازو و جلال‌وجبروت ویژه‌ای نداشت، بلکه غرق بود در سادگی و بی‌آلایشی یک زندگی روستایی. او پهلوان زنده بود، و چنان‌که اخوان‌ثالث گفته است: «پهلوان زنده را عشق است.»

About Author