اختصاصی ساقی آذربایجان / ناصر سعیدی
موضوع دختران فراری پدیدهای است که همواره وجود داشته و جوامع مختلف با این مشکل روبرو بوده و هستنداما متاسفانه طی سالهای اخیرعلاوه بر اینکه آمار دختران فراری رو به افزایش گذاشته، سن آنان نیز کاهش یافته است.
درخیابانهای شهرمان قدم میزدم با خودم گفتم گشتی در پارکهای شهر بزنم که با چندین صحنه دلخراش و مایوس کننده روبرو شدم از جمله خانم مسنی بود که با دو دختر زیر ۱۵ ساله در نیمکت پارک نشسته بود و آقایی از راه رسید. یکی از دختر خانم ها را با خود برد و همان خانم با صدای بلند گفت : پول را گرفتم، بیشتر از ۳ ساعت نمانی ! برای تهیه گزارشم در پارک نشستم تا دختر تنها به پارک برگشت از وی سوال کردم دختر خانم شما منزل نداری ؟ در جواب گفت نه شبها در منزل آن خانم میمانم که ایشان به خانههای مردم از برای تن فروشی میفرستد …. ۱۳ سال بیشتر ندارد می گوید یک سال پیش از خانه فرار کرده و در این مدت در مرکز فساد مورد سوء استفاده و بهرهکشی قرار گرفته است.
گفتگوی بعدیم با دوستش بود که اسمش ….. ۱۵ سال بیشتر ندارد قصه پرغصه زندگیش را اینگونه تعریف میکند :
۱۴ ساله بودم که با یک پسر دوست شدم و از خانه فرار کردم یک سال با او بودم سپس دستگیر شدم و مرا تحویل خانواده دادند اما دوباره فرار کردم. از او میخواهم در مورد علت فرارش بیشتر توضیح بدهد. آهی میکشد و میگوید طلاق و نابسامانی خانواده . بعد ادامه میدهد ۶ ساله بودم که مادر و پدرم از هم طلاق گرفتند مادرم ازدواج کرده و پدرم سرپرستی من و برادرم که سه سال از من بزرگتر است را بر عهده گرفت کلاس اول راهنمایی بودم که با پسری دوست شدم میخواست با من ازدواج کند و حتی به خواستگاریم هم آمد اما پدرم مخالفت کرد من هم با او فرار کردم پدرم به همه جا سر زد و عکسم را به روزنامهها داد وقتی دستگیر شدم مادرم میخواست مرا به پزشک قانونی ببرد و به همین دلیل دوباره فرار کردم آخر از پدرم خجالت میکشیدم اما این بار جایی نداشتم که بروم در پارک با یکی از دختران فراری آشنا شدم او مرا به یکی از مراکز فساد که صاحبش همین خانم است برد من که آب از سرم گذشته بود همان جا ماندگار شدم.
در یک روز حدودا با ۳۰ دختر فراری روبرو شدم که واقعاً تاسف بار بود آمارها همگی از خبر از فرجام تیره دوستیهای میان دختر و پسر میدهند بیشتر دختران با هزاران احساس و آرزو و امید با پسری دوست میشوند و با خود میاندیشند که این جوان عاشق مرا خوشبخت خواهد کرد یا خیال میکنند پسری که به آن ها ابراز علاقه کرده همان فرد ایده آل و رویایی آرزوهای آنهاست غافل از اینکه در بیشتر پسران انگیزه دوستی و ارتباط ،حس کنجکاوی ، رقابت جویی ، فخر فروشی در میان دوستان ، ارضای شهوت و خوشگذرانی است چه بسا اگر پسری هم از روی صداقت با دختری دوست شود معلوم نیست آیا ویژگیهای اخلاقی و دینی و خانوادگی مناسبی داشته باشند یا نه .
طبق آمار های به دست آمده فقط ۴ درصد دوستیها میان دختر و پسر به ازدواج منتهی میشود. بررسیها نشان میدهد یکی از مهمترین عوامل فرار دختران از خانه، دوستی و ارتباط با جنس مخالف است. تحقیقات نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد دختران فراری پیش از فرار دوست پسر داشته اند جای بسی تعجب است که دختران فراری و گرفتار یا نام واقعی دوست پسر خود را نمیدانند یا اگر هم میدانند برای وفاداری نام او را فاش نمی کنند و در خیال واهی خود بر این باورند که دوست پسرشان به سراغ آنان خواهد آمد .
به تازگی دو دختر نوجوان شهرستانی که در آرزوی دست یافتن به زندگی راحت از خانه فرار کرده بودند در تبریز به دام دو پسر فریبکار افتادند و هر دو دختر ۱۳ و ۱۵ ساله هراسان خود را به پلیس رسانده و مدعی شدند که دو پسر شرور آنها را ربوده و به باغی در منطقه گردشگری پیام بردند. همین دختر ۱۳ ساله در تحقیقات گفته بود : در یکی از شهرهای آذربایجان شرقی زندگی میکنم مدتی است با مادرم اختلاف دارم از اینکه مدام مرا کنترل میکند خسته شدم چند روز قبل با دختر همسایه به نام ……
درد و دل کردم و اختلافاتم با مادرم را گفتم او هم مشکلش مثل من بود. به همین خاطر تصمیم گرفتیم که از خانه فرار کنیم با خودمان گفتیم یک زندگی راحت برای خودمان تشکیل میدهیم و دیگر کسی نیست که مدام به ما امر و نهی کند به همین دلیل کارت عابر بانک مادرم را برداشتم و به اتفاق فرار کردیم وقتی به تبریز رسیدیم سوار خودرویی شدیم تا به مسافرخانه برویم راننده جوان به ما پیشنهاد کرد که به باغشان برویم او در راه با یک جوان دیگری تماس گرفت و به اتفاق به باغ آنها رفتیم و …
حال با شما هستم ای راننده عزیز:
اگر دختری را سوار کردید به جای شماره ،به او امنیت بدهید او را به مقصد مورد نظرش برسانید نه به مقصد مورد نظرتان!
ید وقتی زنان ایرانی مرد ایرانی را در کوچه خلوت میبینند احساس امنیت کنند نه احساس ترس. بیایید فارغ از جنسیت کمی هم مرد باشیم.
ممکن است انگیزههای فرار دختران با هم متفاوت باشد ولی همه آنان سرنوشت غم انگیز یکسانی پیدا میکنند و در دام فریب بزهکاران گرفتار میشوند. تحقیق در این باره نشان میدهد که بسیاری از این دختران در همان ۴۸ ساعت اول فرار مورد تعرض قرار میگیرند و یا در گرداب فساد و فحشا میافتند. همچنین مشخص نیست از میان فراریان چه تعدادی دوباره پس از برخورد با مشکلات خود به منزل مراجعت میکنند یا آنکه به وسیله نیروی انتظامی دستگیر شده و به والدین تحویل میگردند یا با در پیش گرفتن کار شرافتمندانه ای مستقل از والدین و خانواده به زندگی خود ادامه میدهند ؟
یکی از همان دخترها برایم بازگو کرد که : من از زمانی که چشم باز کردم پدرم را در حال مواد کشیدن دیدم چند کلاسی درس نخوانده بودم که پدرم من و خواهرم را مجبور کرد با کیف مدرسه مواد جابجا کنیم زمانی که ۱۵ ساله شدم پدرم به من گفت که باید با یکی از دوستان معتادش که ۳۸ سال داشت ازدواج کنم من هم روز عروسی فرار کردم تا از شر زندگی با خانوادهام رها شوم حال با گذشت دو سال از این ماجرا به هر کاری دست زدم تا زندگیم را حفظ کنم اما خودم هم نمیدانم که به کجا خواهم رسید ، از او پرسیدم که تنها زندگی میکند ؟ سرش را به علامت نه تکان داد و گفت تازگیها با یک دختری که از خانهشان فرار کرده هم خانه شده ام
چندی پیش مدیر کانون اصلاح و تربیت اعلام کرد: جرم ۸۰ درصد دختران معرفی شده به کانون اصلاح و تربیت روابط نامشروع و فرار از منزل است در گذشته نه چندان دور تربیت فرزندان در خانه صورت میگرفت ولی در چند سال اخیر رسانههای دیداری ، شنیداری و سایتهای اینترنتی و گروه دوستان و …سهم بسزایی در تربیت فرزندان ایفا میکنند به این ترتیب فرزندان در خانواده و اجتماع برای انتخاب راه درست بر سر دوراهی قرار میگیرند در نتیجه ممکن است راه را به خطا بروند. به عنوان نمونه تعداد زیادی از دختران فراری اعتراف کردند که با دیدن برخی از فیلمها به فکر قهر و فرار از خانه افتادهاند در این رابطه بسیاری از والدین گمان میکنند که با ایجاد شرایط مالی و اقتصادی خوب برای فرزندانشان دیگر نیازی به ابراز مهر و محبت ندارند در این خانوادهها زمانی که نوجوان احساس کند به نیازهای روحی وی پاسخ داده نمیشود برای رفع آن و دستیابی به یک همدل به دیگران متوسل میشود و در بسیاری اوقات فرار از خانه بدین مقصود انجام میگیرد . برخی خانواده ها بر این باورند که اگر نیاز مالی و جسمی فرزندشان را تامین کنند هیچ مسئولیتی در قبال آنها ندارند در صورتی که این افراد سخت در اشتباهند فرزندانشان بیش از هر چیز به این احتیاج دارند که نیازهای روحی شان از سوی پدر و مادر تامین شود بررسیها نشان میدهد که اوج سن فرار دختران از خانه بین ۱۲ تا سال ۱۸ است. بعد از فرار دختر از خانه آسیبهایی مثل اعتیاد، تجاوز و … در کمین آنهاست و دختر هم نمیتواند برای مقابله با آن کاری انجام دهد چون راه بازگشتی را برای خود نمیبیند اصولاً وقتی دختری از خانه فرار کرد اتفاقی است که افتاده و خانواده باید سعی کنند دختر را پیدا کنند و اجازه دهند به زندگی برگردد و در رفتارشان تجدید نظر کنند و ببینند که کجای راه را اشتباه رفته اند والدین باید سعی کنند مثل یک دوست با فرزندان رفتار کنند.
یکی از دخترها بازگو میکرد که وقتی از فرار کردنم پشیمان شدم و خواستم برگردم پدرم و برادر بزرگم در جواب گفتند اگر بیایی میکشیمت تو فرزند و یا خواهر من نیستی برو گمشو و اصلاً تماس نگیر که این نوع برخورد واقعاً غیر منطقی و غیر اصولی است.
همان دختر در ادامه میگوید: در این مدت ناچار بودم تن به روابط نامشروع بدهم زیرا که جایی را برای ماندن نداشتم ولی حالا از خودم بدم میآید حس و حال خوشی ندارم شاید مشاجره و کتک خوردن از شرایطی که حالا درگیر آن شدم بهتر باشد.
باید قبول کنیم پدیده دختران فراری در جامعه ما وجود دارد که معلول عواملی است که سر جای خودشان باقی مانده اند: اعتیاد والدین خشونت خانوادگی ، فقر، بیسرپرستی، بد سرپرستی ، طلاق و …
مگر از بین رفته است ؟! هنوز عمدهترین دلیل فرار از خانه همین عواملند که هنوز به قوت خود باقی اند!
مورد دیگر قانون است که باید به دخترهایی که دستگیر میشوند و به خانوادهها تحویل داده میشوند رسیدگی لازم را انجام دهد ، رومینا که توسط پدرش به قتل رسید به دلیل بازگرداندن او به خانوادهاش بود ، چرا باید دختری که فرار کرده و دستگیر میشود را تحویل پدرش داد ؟ اگر در این موارد احتیاطهای لازم از سوی قانون صورت گیرد رخ دادن چنین حادثههای دردناکی نیز مشاهده نخواهد شد .
فرهنگها نیز باید شناخته شود. در روستاها اگر دختری از خانه فرار کند مسلماً اگر خیلی ساده به خانواده بازگردانده شود جرمی مثل قتل رومینا رخ خواهد داد.
گفتنی است که در کشورهای اروپایی و آمریکا دخترانی که به هر دلیلی از خانههایشان فرار میکنند بطور اتوماتیک تحت حمایت بنیادهای حمایتی ، دولتی و نیکوکاری درمیآیند و به مکانهای امن زیر نظر روانکاوان و متخصصان حمایت از زنان منتقل میشوند اما در ایران به خاطر جرم بودن اصل قضیه دختران که جایی برای پناه بردن ندارند اکثراً به افراد غریبه متوسل میشوند که در اکثر این موارد مورد تجاوزات پی در پی قرار میگیرند و نهایتاً جذب باندهای فساد داخلی و خارجی میشوند . مخاطراتی که پس از فرار دختران جوان بیپناه و آسیب پذیری را تهدید میکند معمولاً عبارتند از:
ـ گرفتار شدن در دام شبکههای قاچاق دختران و زنان جوان .
ـ قاچاقچیان افراد و ایادی خود را در مناطقی مانند پارکها مقابل مدارس راهنمایی و دبیرستان و اماکن عمومی میگمارند تا با پرسه زدن در این اماکن و شناسایی دخترانی که از منازل خود فرار کردندآنها را با وعدههای … به دام اندازند ، گاهی فرار پس از طرح دوستی و آشنایی از سوی دلالان شبکههای قاچاق ، دادن وعدههای مختلف چون خروج آسان از کشور و درآمد خوب و زندگی بهتر اتفاق میافتد این افراد معمولاً برای رفع نیازهای اولیه خود مثل گرسنگی و داشتن سرپناه مجبورند به سرقت و همکاری با باندهای قاچاق و … روی بیاورند و معمولاً پس از دستگیری مدتی را در زندان یا کانونهای اصلاح تربیت به سر میبرند ، در این مراکز نوجوانان راههای بیشتری برای اقدام به بزهکاری یاد میگیرند و متاسفانه بدون هیچ گونه اصلاحی و بدون هیچ گونه توضیحی به علت و ریشه اصلی فرار به جامعه و خانواده بازگردانده میشوند و از آنجا که مُهر فرزند بد و دانش آموز بد به پیشانی آنها خورده است این دفعه بیش از پیش تحت فشار روانی قرار میگیرند و معمولاً مجدداً اقدام به فرار میکنند و مرتکب جرائمی مثل سرقت ، فحشا و یا فروش مواد مخدر میگردند.
در فرهنگ جامعه ایرانی نوجوانانی که خود مدار هستند و کمتر حاضر به اطاعت و تسلیم در برابر اولیا هستند خاطی به شمار میروند و همین مسئله باعث تضاد و تعارض بین نوجوانان و خانواده میگردد.
فرزند این خانوادهها اکثراً به علت فقدان آگاهی لازم ناپختگی و عدم بلوغ اجتماعی و فکری چاره مشکلش را در فرار میبیند بدیهی است پس از اقدام به فرار خطرات زیادی این فرزندان را که به راستی سرمایه های عظیم این مملکت هستند تهدید میکند .
افرادی که اقدام به فرار میکنند دارای ویژگیهایی چون عدم اعتماد به نفس ،افسردگی، لجاجت، دارای شخصیت ضد اجتماعی ، خیال پرداز و دروغ پرداز هستند .
آمارها نشان میدهند که استانهای تهران ، خراسان ، فارس ، اصفهان ، گیلان ، قم ، مازندران و کردستان از جمله استانهایی هستند که بیشترین تعداد دختران فراری را به خود اختصاص داده اند .
از طرفی نقش رسانههای جمعی به ویژه ماهواره و اینترنت در اوج بیبند و باری اخلاقی مقابله با هنجارهای اجتماعی و بلوغ زودرس نوجوانان در مسائل جنسی حائز اهمیت است . دختران فراری تمام پلهای پشت سر خود را خراب و ویران میکنند ارتکاب به نوع جرایم و فساد اخلاقی موجب میشود که دچار انواع بیماریها و اختلالات روانی شوند ، برخی از آنها به دلیل سرافکندگی ناشی از تجاوزات دست به خودکشی میزنند ، از دیگر پیامدهای ناگوار فرار دختران روسپیگری و ابتلا به انواع بیماریها از جمله ابتلا به بیماری ایدز میباشد .
. این رفتارهای خشونت آمیز و آزاردهنده همواره یکی از عوامل موثر و محرک در ایجاد انگیزه فرار در دختران نوجوان و جوان در جامعه ایرانی به شمار رفته است به طوری که تعداد قابل توجهی از این دختران پیش از فرار تنبیه بدنی شدید و غیر قابل تحمل میشدند. یکی از آخرین مطالعات انجام گرفته مشخص می کند تعداد قابل توجهی از دختران پیش از فرار دچار اختلاف شدید با پدر خود بوده اند و به شدت از او کتک میخوردند . فرار سرآغاز راهی بود که او هیچ از آن نمیدانست او در اندیشه به دست آوردن زندگی بهتری بود اما نمیدانست که روزی خواهد رسید تا آرزوی لحظهای بودن در آن خانه سرد و سیاه را داشته باشد . بسیاری از آنها به خاطر تنهایی ، بیسرپناهی و ناتوانی در گذران زندگی در گرداب فساد و تباهی سقوط میکنند آنها فرار می کنند برای اینکه به آرزوهای بزرگ خود دست پیدا کنند اما ….
جامعه آغوش محبت به رویش نگشود و حالا تنها چیزی که برایشان باقی مانده نیمکتهای خالی پارک است جالب است بدانیم که دختران فراری نیز به جمع فروشندگان کلیه پیوستهاند بیشتر آنها با قصد اینکه بتوانند هزینه سفر به کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه را تامین کنند برای فروش کلیه خود اقدام میکنند.
همیشه وقتی موضوعی به وجود میآید در درجه اول سعی میشود که این معضل نمایان و آشکار نشود و بعد از آشکار شدن سعی در انکار آن داریم و در مرحله آخر که دیگرنه مخفی نگه داشتن فایدهای دارد و نه انکار ،به این میاندیشیم که با انجام برنامههای ضربتی این معضل را ریشه کن کنیم اما متاسفانه همیشه نتیجه معکوس میگیریم . با توجه به افزایش فرار از خانه کافی است چشمهایمان را بر روی واقعیتها باز کنیم واقعیتی تلخ که خود را به ما تحمیل میکند و کتمان آن ارمغانی جز افزایش آسیب اجتماعی برای خانواده و جامعه به همراه ندارد از راهکارهای مهم و ضروری برای پیشگیری این پدیده معضل فرار دختران توجه رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده و سعی در رفع مشکلات ، تقویت و سازماندهی نهادهای مردمی شهر در امداد خانواده از جهات مختلف نظیر کمیته امداد ،تربیت نیروهای پلیس از بین بانوان متعهد و متدین ، ضرورت آشنایی نیروهای نظامی به ویژه پلیس زن با مسائل روانشناسی ، اعمال مجازاتهای سنگین علنی و جدی برای باندهای فساد اغفال و تجارت جنسی ، ایجاد مراکز مشاوره جهت آشتی فرزندان و خانواده ، برطرف کردن فقر فرهنگی و عاطفی ، ارائه آموزشهای لازم به والدین در خصوص رفتار با فرزندان از طریق رسانههای گروهی خصوصاً رادیو و تلویزیون ، فراهم کردن زمینه اشتغال سالم و مناسب برای دخترانی که دوره بازپروری را در مراکز اصلاح و تربیت گذرانده اند ، انجام تحقیقات گسترده درباره علل خانه گریزی و فرار مجدد دختران از راهکارهای پیشگیری از این آسیب اجتماعی است.
این پدیده شوم مختص امروز و دیروز نیست دنیا سالهاست که با این پدیده روبرو بوده اما مهمترین چیزی که باید به آن توجه کرد موضوع پیشگیری و جلوگیری از افزایش آمار این افراد است. متاسفانه طی سالهای گذشته علی رغم طرحها و برنامههای مختلف برای مبارزه با پدیده فرار دختران نه تنها تعداد این افراد افزایش یافته بلکه سن دخترانی که اقدام به فرار میکنند نیز به شدت کاهش پیدا کرده است خردسالی که به واسطه فقر خانوادگی مجبور به کار میشود در آینده نه چندان دور به جمع دخترانی میپیوندد که در دام فسادهای اجتماعی اسیرند. متاسفانه در حال حاضر فضای عاطفی حاکم بر خانهها فضای مناسبی نیست به همین خاطر بچهها بودن با همسالان را به بودن با خانواده خود ترجیح میدهند هرچه این حس در آنها قوت بگیرد انگیزه فرار بیشتر میشود.
هنوز هیچ آمار دقیقی از دختران فراری وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد نهادها و ارگانهای ذیربط قصد اعلام آمار رسمی را ندارند. اعلام آمار هیچ کمکی به حل این معضل نمیکند آنچه که باید مورد توجه قرار گیرد علت به وجود آمدن چنین پدیدهای است و سیاستهای غلط اجتماعی است که باعث به وجود آمدن چنین پدیده مفصلی شده است. تا زمانی که این سیاستها اصلاح نشود ما همچنان با پدیده فرار دختران و افزایش آمار آنها مواجه خواهیم بود. دلایل عمده زیادی برای فرار وجود دارد این دلایل هم اجتماعی است و هم خانوادگی مهمترین دلیل آن فقر فرهنگی ، اقتصادی و عاطفی است در حال حاضر در خانوادههای ما چه آنها که از نظر مالی غنیاند و چه آنها که فقیرند هیچ کدام به چگونگی درست رفتار کردن با فرزندانشان وقوف کامل ندارند .
حال وزارت رفاه و تامین اجتماعی ، سازمان بهزیستی، وزارت جوانان و ورزش (با کمال تاسف بودجه ی جوانان را به جای اینکه در خدمات رفاهی جوانان هزینه گردد در راه ورزش مصرف می نمایند ، بجاست که به جای وزارت ورزش و جوانان بگوییم وزارت ورزش ) و کلاً تمام نهادها و سازمانهایی که در رابطه با تامین رفاه اجتماعی مردم مشغول به کارند برای رفع مشکل چه گامهایی برداشته اند ؟ نگهداری از دختران فراری راه حل مشکل نیست بلکه باید به علت به وجود آورنده این پدیده شوم اجتماعی دقت کنیم ، هنر ، پاک کردن صورت مسئله نیست هنر، حل مسائل و مشکلات است هنوز هیچ کار بنیادی در خصوص جلوگیری از روند رو به رشد آمار دختران فراری صورت نگرفته است به راستی جایگاه آموزش و اطلاع رسانی در جامعه ما کجاست؟ مسئولان اعلام میکنند بیش از ۹۰ درصد دختران فراری از سرنوشتی که در انتظارشان است آگاهی ندارند حال این سوال پیش می آید که واقعاً برای آگاهی آن دسته از دخترانی که قصد فرار دارند چه کردهایم ؟
پست های مرتبط
تسهیل سرمایه گذاری در شهر
تبریز؛ کانونِ گفتمانسازی برای دولتِ چهاردهم
بازدیدهای نمایشیِ بازیگرانِ سیاسی