اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
اینبار صدای شیون، نه از یک حادثه دوردست، بلکه از دل کوچه پسکوچههای محله آخماقیه در تبریز بلند شد؛ صدایی که تا ابد در گوش مدیریت شهری این شهر خواهد پیچید.
امیرحسام، کودک ۴ سالهای که با هزاران امید و آرزو زیر سقف این شهر نفس میکشید، حالا در خاک آرمیده است. نه به خاطر یک حادثه غیرمترقبه، بلکه به دست سگ هار که در سایه ضعف نظارتی و قصور آشکار دستگاههای مسئول، شهر را به جولانگاه خود بدل کردهاند. داغ امیرحسام، تنها داغ یک خانواده نیست؛ داغ بر پیشانی شهری است که مسئولانش ترجیح میدهند به جای تأمین امنیت مردم، پشت بخشنامههای خاکخورده و پاسکاریهای اداری پنهان شوند.
در حالی که شهروندان انتظار دارند مدیریت شهری، حداقلهای امنیت را در معابر عمومی تأمین کند، پاسخ خانوادهی امیرحسام به پیگیریهایشان تکاندهنده است و همه از قبول مسئولیت این فاجعه شانه خالی می کنند.
این جمله، نه فقط یک پاسخ اداری، بلکه توهینی به شعور جمعی مردم تبریز است. اگر شهرداری، به عنوان اصلیترین نهاد ادارهکننده شهر، مسئول ساماندهیِ معابر و امنیت عمومی نیست، پس بودجههای کلان شهری صرف چه چیزی میشود؟ مگر نه اینکه تعریف کلاسیک شهرداری، حفظ نظم و امنیت محیط زیست شهری برای شهروندان است؟
موارد سگگزیدگی در آخماقیه و سایر محلات الحاقی قابل ملاحظه است!
در همین ارتباط احمدی رئیس شورای شهر تبریز در جلسه فوق العاده روز سه شنبه گفت: موضوع سگهای ولگرد، مسئلهای جدی و مستقیم مرتبط با امنیت و آرامش شهروندان است.
وی افزود: آمار قابل ملاحظهای از موارد سگگزیدگی در آخماقیه و سایر محلات الحاقی به تبریز وجود دارد که ضرورت توجه بیشتر به این موضوع را نشان میدهد. در خصوص ساماندهی سگهای ولگرد پیشنهاد میکنیم شهرداری و دستگاههای مسئول با بهرهگیری از نظر کارشناسان، برنامهای جامع و عملیاتی برای مدیریت این معضل تدوین و اجرا کنند.
وی در ادامه گفت: محلات الحاقی نیز بخشی از شهر تبریز هستند و شهروندان ساکن این مناطق همانند سایر شهروندان تبریزی حق دارند در محیطی امن، آرام و به دور از دغدغه زندگی کنند.
سگهای ولگرد؛ مأمور نابودی اعتماد عمومی
وضعیت سگهای ولگرد در تبریز از یک معضل ساده به یک بحران امنیتی بدل شده است. از آخماقیه تا شهرکهای اقماری، ترس در چشمان کودکان و زنان این شهر لانه کرده است. این نه یک اتفاق ناگهانی، که نتیجهی ماهها و سالها بیعملی، شعارهای توخالی و وعدههایی است که هرگز از اتاق جلسات بیرون نیامدهاند. اینکه شهرداری بخواهد خود را از این معضل مبرا بداند، تنها نمک پاشیدن بر زخم خانوادههایی است که فرزندشان را در روز روشن، در خیابان این شهر از دست دادهاند. اجازه دهید تا شفاف و بی پرده سخن بگوئیم، مدل واکنش ها به این فاجعه غم انگیز در میان مسئولان هم نشان می دهد که جان انسان ها در این شهر به هیچ نمی ارزد و با کمال تاسف منافع شخصی و آینده سیاسی افراد بر همه چیز ارجحیت دارد، حتی جان کودکان! شما حساب کنید که فقط در یک سال اخیر چند بار چنین اتفاقاتی افتاده است؟ چند بار به جهت بی ملاحظه گی آقایان کارگران شهرداری جان خود را از دست داده اند؟ اظهارات رئیس شورا محض ادای تکلیف بود و بقیه هم سکوت اختیار کردند، از شهردار هم که انتظاری بیش از این نیست و از مشک همان تراود که در اوست، تک تک مسئولین ذیربط با این بی کفایتی ها آبروی این شهر را برده اند، لیاقت فرستادن دو خط پیام تسلیت هم نداشتید، ما چقدر خوش بین بودیم که از امثال شما توقع انسانیت داریم، غافل از آن که جان انسان هم برای شما بی اهمیت است و حال و حوصله تسلیت گفتن نیز ندارید چه برسد به معذرت خواهی و اظهار همدردی، هر چه در وصف شما بگوئیم کم گفته ایم، خداوند آخر و عاقبت این شهر را با شما مدیران شهری و اعضای شورا ختم بخیر نماید!
پست های مرتبط
افتضاح بزرگ!
شایستگی میزبانی و میزبانی شایسته
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور صادق و دلسوز