به قلم: دکتر احمد بایبوردی
رهاسازی، دپو یا سرازیر شدن پسماندهای معدن طلای اندریان در دامنهها و آبراهههای پاییندست، یک موضوع ساده محلی نیست؛ این مسئله میتواند به یک بحران جدی زیستمحیطی، کشاورزی و بهداشتی برای منطقه ورزقان و حوضههای اطراف تبدیل شود. پسماندهای حاصل از فعالیتهای استخراج و فرآوری طلا، بهویژه اگر بهصورت غیراصولی مدیریت شوند، ممکن است حاوی ترکیبات خطرناکی مانند سیانید، جیوه، فلزات سنگین و ذرات ریز معدنی باشند؛ موادی که ورود آنها به خاک، روانآبها، آبهای سطحی و سفرههای زیرزمینی، پیامدهای بلندمدت و گاه غیرقابل جبران دارد.
در فرآیند استحصال طلا، استفاده از مواد شیمیایی مانند سیانید برای جداسازی طلا از سنگ معدن، در صورت نبود سیستمهای ایمن جمعآوری، خنثیسازی و تصفیه، میتواند به آلودگی گسترده منجر شود. سیانید حتی در غلظتهای پایین برای آبزیان، دام، حیاتوحش و میکروارگانیسمهای مفید خاک بسیار خطرناک است. از طرف دیگر، وجود احتمالی جیوه و سایر فلزات سنگین در باطلهها، خطر را چند برابر میکند؛ زیرا این عناصر در محیط باقی میمانند، تجزیهپذیر نیستند و میتوانند وارد زنجیره غذایی شوند.
خطر اصلی زمانی تشدید میشود که این پسماندها در مسیر شیبدار کوهستانی، آبراههها یا اراضی پاییندست رها شوند. با هر بار بارندگی، ذوب برف یا سیلاب فصلی، ذرات آلوده از محل دپو جدا شده و به سمت مراتع، زمینهای کشاورزی، منابع آب دام، باغات و حتی آبهای زیرزمینی حرکت میکنند. این یعنی آلودگی فقط در محدوده معدن باقی نمیماند، بلکه بهتدریج میتواند کل زیستبوم منطقه را درگیر کند.
از منظر کشاورزی، ورود ترکیبات سیانیدی و فلزات سنگین به خاک باعث کاهش فعالیت زیستی خاک، تخریب ساختار خاک، کاهش حاصلخیزی، آسیب به ریشه گیاهان و افت کیفیت محصولات میشود. در مناطق دامداری نیز آلودگی آب و علوفه میتواند سلامت دام را تهدید کرده و از طریق شیر، گوشت و فرآوردههای دامی، به سلامت انسان منتقل شود. بنابراین موضوع پسماندهای معدن طلا فقط یک مسئله محیطزیستی نیست؛ مستقیماً با امنیت غذایی، سلامت عمومی و اقتصاد روستایی در ارتباط است.
بر اساس اصول فنی مدیریت معادن، هرگونه باطله معدنی باید در محلهای مهندسیشده، ایزوله، دارای لایه آببند، سیستم زهکشی، پایش نشت، حوضچه جمعآوری پساب و واحد خنثیسازی شیمیایی نگهداری شود. رهاسازی پسماند در شیبها، درهها، مسیلها یا حاشیه اراضی کشاورزی، خلاف اصول ایمنی محیطزیست و مصداق تهدید مستقیم منابع آب و خاک است. در چنین شرایطی، صرف ادعا یا تکذیب کافی نیست؛ باید نمونهبرداری مستقل و رسمی از پسماند، آبراههها، خاک پاییندست، منابع آب و محصولات کشاورزی انجام شود.
ضروری است دستگاههای مسئول، از جمله اداره کل حفاظت محیطزیست، منابع طبیعی، جهاد کشاورزی، دانشگاهها و مراجع قضایی، بهصورت فوری وارد عمل شوند و موارد زیر را در دستور کار قرار دهند: توقف رهاسازی یا جابهجایی غیراصولی باطلهها، نمونهبرداری تخصصی از پسماندها و روانآبها، سنجش سیانید آزاد، جیوه، آرسنیک، سرب، کادمیوم و سایر فلزات سنگین، بررسی آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی پاییندست، الزام معدن به احداث و اصلاح سد باطله استاندارد، و انتشار عمومی نتایج آزمایشها برای مردم منطقه.
اگر امروز در برابر این روند خطرناک سکوت شود، فردا هزینه احیای خاک، پاکسازی منابع آب، درمان بیماریها و جبران خسارت کشاورزان و دامداران، چندین برابر درآمد کوتاهمدت معدن خواهد بود. معدنکاری زمانی پذیرفتنی است که با مسئولیتپذیری، پایش مستمر و رعایت کامل ضوابط زیستمحیطی همراه باشد؛ در غیر این صورت، طلا برای عدهای سود میآورد، اما برای مردم منطقه، آلودگی، نابودی کشاورزی و تهدید سلامت به جا میگذارد
پست های مرتبط
ایمنی پاکبانان حلقه فراموششده مدیریت شهری تبریز
تخلفات گسترده در شهرداری تبریز از منسوبین تا منصوبین
بحران در مدیریت بحران شهرداری تبریز