اختصاصی ساقی آذربایجان/ محرم فرزانه
اگر سیستم حکمرانی در تحمیل استانداران، فرمانداران، مدیران کل و رؤسای ضعیف بر جامعه مقصر است، من و تو نیز در به مجلس رساندن افراد ناتوان و برگزیدن شوراهای بیخاصیت بیتقصیر نیستیم.
اگر از عملکرد مسئولان ناراضی هستیم، باید از خودمان هم بپرسیم: سهم ما در شکلگیری این وضعیت چقدر است؟ آیا تنها زمانی که پای قبضهای سنگین، گرانی، اجارهخانه و دشواریهای زندگی به میان میآید، به یاد مسئولیت مدیران میافتیم؟ آیا هنگام انتخاب کسانی که قرار است دربارهٔ سرنوشت ما تصمیم بگیرند نیز به همان اندازه حساس و دقیق هستیم؟
کم تقصیری نیست آنجا که بهجای نقد عملکرد صاحبان قدرت، به مداحی آنان مشغول میشویم؛ کم تقصیری نیست آنجا که خادم را کنار میگذاریم و خائن را بر او ترجیح میدهیم؛ و کم تقصیری نیست آنجا که بهجای مطالبهٔ پاسخگویی، برای صاحبان منصب هالهای از تقدس میسازیم و هر انتقادی از آنان را گناهی نابخشودنی جلوه میدهیم.
من در آستانهٔ یکی از دورههای انتخابات مجلس شورای اسلامی، بیانیهای صادر کردم و در آن بر نکتهای تأکید داشتم که هنوز هم به باور من، از معیارهای اساسی انتخاب نماینده است: به کسی رأی بدهید که دستکم در سطح شورای روستا توانایی و شایستگی خود را نشان داده باشد.
منظور این نبود که نمایندهٔ مجلس حتماً باید از شورای روستا آغاز کرده باشد؛ سخن بر سر ضرورت احراز حداقلی از توانایی، شناخت مسائل مردم، قدرت تصمیمگیری و سابقهٔ قابل ارزیابی است. چگونه میتوان مسئولیتی به بزرگی نمایندگی ملت را به کسی سپرد که حتی شایستگیهای اولیهٔ مدیریت و خدمت در مقیاس کوچکتر دربارهٔ او روشن نیست؟
انتخاب، تعارف و رودربایستی نیست. انتخابات، سپردن امانت است؛ امانتی که نتیجهٔ آن میتواند سالها بر زندگی مردم اثر بگذارد.
اکنون وقت آن است که عملکرد مسئولان را به چالش بکشیم؛ نه با دشنام و هیاهو، بلکه با پرسشهای روشن و مطالبهٔ پاسخهای مستند. آیا زندگی مسئولان و خانوادههایشان، از نظر هزینههای ضروری و دغدغههای معیشتی، با زندگی مردمی که برایشان تصمیم میگیرند فاصلهای معنادار پیدا نکرده است؟ کدام قبض برق و گاز را از جیب خود با همان نگرانی و دشواری مردم پرداخت کردهاید؟ چند ماه طعم اجارهنشینی و اضطراب تمدید قرارداد را چشیدهاید؟ تا چه اندازه با واقعیت زندگی کسانی آشنا هستید که هر ماه باید میان هزینهٔ مسکن، خوراک، درمان و آموزش فرزندانشان دست به انتخاب بزنند؟
این پرسشها برای تحقیر اشخاص نیست؛ برای یادآوری یک اصل اساسی است: مسئولیت عمومی، امتیاز شخصی نیست؛ امانتی است که باید با پاسخگویی همراه باشد.
از مسئولپرستی تا مسئولیتخواهی
وقتی این مسائل را از یاد میبریم، زمینه برای ظهور گروهی فراهم میشود که نهتنها از صاحبان منصب انتقاد نمیکنند، بلکه آنان را تا مقام قدسی بالا میبرند؛ مدح و ثنایشان میگویند، از هر تصمیمشان دفاع میکنند و گاه چنان در حمایت از آنان پیش میروند که گویی سرنوشت خودشان به رضایت صاحب منصب گره خورده است.
در چنین فضایی، خدمتگزار واقعی ممکن است در میان هیاهوی چاپلوسان دیده نشود و فرد ناتوان، به مدد ستایشهای بیپشتوانه، تواناترین مدیر جلوه کند. نقد دلسوزانه به دشمنی تعبیر میشود و تملق، نشانهٔ وفاداری به حساب میآید.
آنجاست که باید از خود بپرسیم: آیا برای ما مهم است که شهر و کشور پیشرفت کند، یا تنها میخواهیم صاحب منصب از ما راضی باشد؟
آیا حاضریم برای دفاع از حقیقت، از منافع کوتاهمدت خود بگذریم، یا ترجیح میدهیم در برابر خطا سکوت کنیم تا مبادا موقعیت و ارتباطمان به خطر بیفتد؟
این همان نقطهای است که مسئولیت اجتماعی ما آشکار میشود. نمیتوان از مدیر پاسخگو انتظار داشت، اما خودمان بهجای پرسشگری، مدیحهسرایی کنیم. نمیتوان از شایستهسالاری سخن بگوییم، اما هنگام انتخاب، شایستگی را قربانی تعصب، رابطه، منفعت یا تبلیغات کنیم.
وقتی بازار امیر بسوزد، فقط دستمالی برای صاحبان منصب فراهم شود!
در زبان مردم، تعبیری تلخ و پرمعنا وجود دارد: «امیر بازاری یانسین، اولارا بیر دستمال چیخسین.»
یعنی بگذار بازار امیر بسوزد، فقط برای آنان دستمالی فراهم شود!
این تعبیر، تصویری گزنده از وضعیتی است که در آن، زیان عمومی و رنج مردم اهمیت چندانی ندارد؛ مهم آن است که عدهای بتوانند رضایت صاحبان قدرت را به دست آورند و برای خود جایگاهی دستوپا کنند.
اما مگر بازار شهر، زندگی مردم و آیندهٔ فرزندان ما چیزی جدا از سرنوشت خودمان است؟ اگر اقتصاد آسیب ببیند، اگر فرصتهای شغلی از دست برود، اگر جوانان ناامید شوند و اگر اعتماد عمومی فرسوده شود، دود آن تنها به چشم یک گروه نمیرود؛ همهٔ جامعه بهایش را میپردازد.
وقت آن رسیده است که از فرهنگ تملق فاصله بگیریم و به فرهنگ پرسشگری برسیم؛ از انتخابهای احساسی به انتخابهای آگاهانه، از حمایت بیقیدوشرط به ارزیابی منصفانه و از ستایش صاحبان منصب به مطالبهٔ نتیجهٔ کار آنان.
اگر حکمرانان در انتخاب مدیران ضعیف مقصرند، ما نیز باید دربارهٔ انتخابها و سکوتهایمان پاسخگو باشیم.
جامعهای که در برابر انتخابهای خود مسئولیت نمیپذیرد، دیر یا زود ناچار میشود هزینهٔ انتخابهایش را بپردازد.
پس پیش از آنکه انگشت اتهام را به سوی دیگران بگیریم، یک بار هم از خود بپرسیم: ما با رأی، رفتار، سکوت و تشویقهای نابجای خود، چه کسانی را به قدرت رساندهایم و چه کسانی را از میدان خدمت دور کردهایم؟
پاسخ این پرسش، آغاز راه اصلاح است
پست های مرتبط
ساخت ۱۴ هزار کلاس درس در کشور طی ۲ سال گذشته توسط دولت
مس آذربایجان آرمان بزرگ برای ایران
باز هم خبر فساد از اعضای شورای شهر تبریز