آشِ شورِ شیوخِ شورا

اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

جلسه علنی شورای شهر تبریز که قرار بود یکشنبه ۲۵ مرداد برگزار شود، بدلیل نرسیدن به حد نصاب لغو شد! پنج عضو شورا همزمان مرخصی گرفته‌اند تا سالن جلسه آن‌قدر خالی بماند که دیگر جرات برگزاری نباشد. این چندمین بار در طول عمر شورا و دومین بار طی ماه اخیر است که شورا به بهانه های مختلف تعطیل شده است.
ابتدایی ترین بحث در این رابطه آن است که غیبت ها و درخواست مرخصی ها تصادفی بوده است یا نیتی هماهنگ پشت داستان این تعطیلی است؟ چون با نگاهی اجمالی به لیست درخواست مرخصی کنندگان متوجه می شویم که ترکیب همان ترکیب ثابتی است که از مرخصی بعضا بعنوان یک تاکتیک برای فرار از پاسخگویی استفاده کرده است و یا اگر در بزنگاهی که آش مدیریت شهرداری شور بوده و قرار بر تشکیل جلسه ای فوق العاده یا عادی بوده تکنیک آبستراکسیون را چاره کار کرده اند تا با از حد نصاب انداختن، مانع تشکیل جلسه شورای شهر شوند. (چهارشنبه سیاه) حال در فضای فعلی که حواشی آن بر متن می چربد و پای برخی موضوعات و حواشی به نماز جمعه شهر باز شده است و در این بین برخی هستند که از قبل برخی مسائل به اسم و شهرت و نان و آبی رسیده اند و نمی شود که براحتی و با یک اظهار نظر در این رابطه تمام رشته هایی که در این چند سال و با نیات غیر صادقانه بافته اند، پنبه شود! شوخی که نیست بهرحال دم انتخابات است و قرار است از این رهزن کلی رای در سبد رای آقایان ریخته شود. بازی دو سر باختی برای آقایان است و جانب هر سمتی را بگیرند می تواند تبعات جبران ناپذیری داشته باشد و بهترین تصمیم درخواست مرخصی است تا بعد از یک هفته که آب ها از آسیاب افتاد باز آقایان بیایند و میدان داری کنند. این بار آش شور است و اگر بخواهند باز از منظری که قبلا صحبت کرده اند، رشته کلام به دست بگیرند و قیل و قال و هیاهوهای الکی بکنند با لباسی که بر تن دارند همخوانی ندارد و البته که نمی شود در موضعی مخالف موضع امام جمعه شهر ایستاد. پس بهترین و عاقلانه ترین تصمیم همان درخواست مرخصی است تا از نیمکت ذخیره ها این مسئله حساس را دنبال کنند و این بار رای را بر تقیه گذاشته اند!
فرمول ساده است، وقتی جلسه‌ای شکل نگیرد، نه سؤالی مطرح می‌شود، نه نطقی ضبط می‌شود، نه خبرنگاری می‌تواند سوژه‌ای از دل آن بیرون بکشد. این‌ها همان‌هایی هستند که وقتی پای شهردار وسط باشد، حساب‌شان با غیبت پر است و حساب شهر با ضرر لذا فداییان شهردار حاضرند پی هر کاری به تن بمالند ولی گزندی به آن عالیجناب نرسد و خاطر مبارکشان مکدر نشود!
اما مگر نمایندگان مردم چنین حقی دارند؟ مگر شهر، با همه پیچیدگی‌هایش، قرار است گروگان مرخصی پنج نفر بماند؟ شورا محلی برای تصمیم‌گیری است، نه برای قایم‌شدن.
و این‌جا سوال بزرگ‌تر این است که وزارت کشور کجاست؟ انتخابات شورای شهر برگزار نشده تا مردم تبریز خودشان از دست نمایندگان بی‌مسئولیت خلاص شوند.
شوراها نه منحل می‌شوند تا مسئولیت‌شان از طریق وزارت کشور دنبال شود و نه انتخاباتی برگزار می‌شود تا مردم رأی‌شان را پس بگیرند. نتیجه این بلاتکلیفی، شورایی است که از انگیزه تهی شده، اعضایی که حال و حوصله حضور ندارند، و شهری که در برزخی میان انتخاب و انفصال معلق مانده.
آقایان محترم و به اصطلاح نماینده، اگر مستحبات فردی تمام شد به واجبات عمومی هم برسید

About Author