باز هم زمزمه افزایش قیمت بنزین شنیده میشود؛ نسخهای تکراری که هر بار فشار بیشتری بر مردم تحمیل میکند، اما ریشه اصلی بحران، یعنی تولید خودروهای پرمصرف از سوی ایرانخودرو و دیگر خودروسازان داخلی، همچنان دستنخورده باقی میماند.
بار دیگر زمزمه افزایش قیمت بنزین بالا گرفته؛ آن هم در شرایطی که مصرف رو به افزایش است، واردات بنزین به یک ضرورت پرهزینه تبدیل شده و میلیاردها دلار ارز از کشور خارج میشود. این روزها، از مجلس گرفته تا برخی محافل دولتی، دوباره همان نسخه آشنای همیشگی روی میز آمده: گران کردن بنزین، بدون آنکه کسی جرأت کند سراغ ریشههای اصلی بحران برود.
زمزمه بنزین ۱۰ هزار تومانی از مرداد
نمونهاش اظهارات مالک شریعتی، نماینده مجلس، که مدعی شده دولت برای نرخ سوم بنزین عدد ۱۰ هزار تومان را در نظر گرفته و حتی زمان اجرای آن را هم از ابتدای مردادماه اعلام کرده است. او این اقدام را در تعارض با نظر مجلس و ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم دانسته و گفته است سازمان برنامه و بودجه با قدرت این ایده را در دولت پیش میبرد.
اما مسئله فقط این نیست که بنزین گران میشود یا نه؛ مسئله این است که چرا باز هم سادهترین و دمدستترین راه انتخاب شده است؟ طبق مصوبه پاییز سال گذشته دولت، سهنرخی شدن بنزین و تعیین قیمت سوختگیری با کارت اضطراری جایگاهها به وزارت نفت واگذار شد؛ تصمیمی که عملاً دست دولت را برای تغییر نرخ سوم باز گذاشته است. حالا هم با عبور از نخستین فصل سال، گمانهزنیها درباره نرخ ۱۰ هزار تومانی جدیتر شده است.
منطقه امن ایران خودرو!
با این حال، دولت و حامیان این سیاست یک نکته را مدام تکرار میکنند: هدف از افزایش قیمت، درآمدزایی نیست؛ بلکه مدیریت مصرف و کاهش نیاز به واردات است. اما اگر واقعاً دغدغه، کنترل مصرف بنزین است، چرا سراغ عامل اصلی و ریشهای این بحران نمیروند؟
چرا دولت به جای فشار آوردن به مردم، یقه خودروسازان داخلی را نمیگیرد؟
چرا کسی از ایرانخودرو و امثال آن نمیپرسد که چرا سالهاست خودروهای پرمصرف و گران قیمت، بی کیفیت و عقبمانده از تکنولوژی روز دنیا تولید میکنند و مردم را مجبور کردهاند برای رفتوآمد روزمره، بنزین بیشتری بسوزانند؟
چرا باید هزینه ناکارآمدی ایران خودرو، از جیب مردمی پرداخت شود که همین حالا هم زیر بار تورم، گرانی و فشار معیشتی خم شدهاند؟

تجربه مردم از خودروهای داخلی، دقیق ترین شاخص
کافی است در خیابانهای شهرهای ایران با رانندگان خودروهای داخلی همصحبت شوید تا روشن شود مصرف بالای بنزین، فقط نتیجه رفتار مردم نیست؛ نتیجه مستقیم تولید خودروهایی است که نه استاندارد واقعی دارند، نه کیفیت قابل قبول، نه مصرف بهینه. با این همه، دولت چشمش را بر این واقعیت بسته و به جای اصلاح ساختار، سادهترین راه را انتخاب کرده: انتقال بار بحران به دوش مردم.
اگر قرار بود با گران کردن بنزین، مصرف کاهش پیدا کند، این اتفاق باید در دفعات قبلی هم رخ میداد. اما تجربه چه میگوید؟ هر بار قیمت بالا رفته، فشار تورمی بیشتر شده، مصرف هم به شکل معناداری مهار نشده و در نهایت، باز هم مردم ماندهاند و هزینههای بیشتر و سفرهای کوچکتر.
مردم سالهاست میپرسند: چرا به جای این همه اصرار بر گران کردن سوخت، بزرگترین خودروساز داخلی یعنی ایران خودرو را اصلاح یا تعطیل نمیکنید؟ چرا واردات خودروهای کممصرف، باکیفیت و مقرونبهصرفه به یک سیاست جدی و پایدار (عرضه معنادار نه قطره چکانی) تبدیل نمیشود؟ چرا باید به جای اصلاح صنعت خودرو، میلیاردها دلار ارز صرف واردات بنزین شود؛ آن هم در شرایطی که اقتصاد کشور زیر فشار است و جنگ اقتصادی در اوج قرار دارد؟
سؤال اصلی همینجاست: تا کی قرار است هزینه بیکفایتی خودروسازانی نظیر ایران خودرو، انحصار، سوءمدیریت و عقبماندگی صنعتی را مردم پرداخت کنند؟ آیا وقت آن نرسیده که به جای تکرار نسخههای نخنما، سراغ درمان واقعی برویم و حتی مدتی به ایران خودرو و مدیران مدعی اش، استراحت بدهیم تا حداقل مردم بیش از گرانی و تورم را تجربه نکنند؟!
پست های مرتبط
سناریوی بستن هرمز و بابالمندب؛ ایران برنده میشود یا جهان علیه تهران متحد؟
پزشکیان: هیچ قدرتی توان متوقف ساختن ملت ایران را نخواهد داشت
هاشمی طبا: چرا با تندروها وقتی به اسرائیل پاس گل میدهند برخورد نمیشود؟