مُهر بی مسئولیتی بر پیشانی مِهر تبریز

اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

پاییز در تقویم ما همیشه با بوی کاغذ نو و طعم گس انار گره خورده است، اما در کلان‌شهر تبریز ، مهر بوی دیگری هم دارد؛ بوی دود غلیظ، صدای ممتد بوق‌های عصبی و نمایش دراماتیک قفل شدن نبض تپنده‌ شهر در ازدحام خودروهای تک‌سرنشین. بر اساس یک رویه مرسوم همه ساله در آستانه‌ی بازگشایی مدارس، گویی مدیریت شهری و شهروندان هر دو غافلگیر می‌شوند؛ انگار کسی فراموش کرده است که تقویم، ماه هفتم سال را در پیش دارد. ترافیک ماه مهر، تنها یک پدیده‌ی فصلی نیست؛ سندرم ترافیک پاییزی، بازتاب عریان ضعف در متابولیسم شهری ماست. وقتی از قفل شدن شهر سخن می‌گوییم، فراتر از ایستایی خودروها، با یک فاجعه‌ی مدیریت تقاضای سفر روبرو هستیم. ما در شهری زندگی می‌کنیم که توزیع کاربری آموزشی آن با سیستم حمل‌ونقل عمومی‌اش، فرسنگ‌ها فاصله دارد. والدین، در نبود یک شبکه‌ی متصل، ایمن و قابل‌اعتماد از سرویس‌های مدارس یا ناوگان عمومی، ناگزیر به استفاده از خودروی شخصی هستند؛ تصمیمی که اگرچه برای فرد منطقی است، اما برای کل کالبد شهر، یک تراژدی اشتراکی رقم می‌زند و به فاصله دو هفته تا آغاز مهر نگرانی های جدی نزد شهروندان نسبت به این مسئله ایجاد شده است.

نکته‌ی تامل‌برانگیز اینجاست که ما برای این گره‌ کور تکراری، حتی به دنبال راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و مسکن‌های موقتی هم نیستیم، چه برسد به درمان های قطعی و همیشگی؛ اخبار منتشره از امپراطوری رسانه ای شهرداری و دستور جلسات شورای شهر و اظهارات اعضای آن و ایضا معاونت عمرانی استانداری در کنار فرماندار تبریز و پلیس راهور تا این لحظه کوچکترین واکنش و اظهار نظری در این رابطه نداشته اند . نه از تغییر ساعت شروع به کار ادارات خبری هست و نه شناورسازی ساعات مدارس یا دیگر طرح‌های ترافیکی که بتواند در کاهش بار ترافیکی نقشی هر چند قلیل ایفا نماید. توسعه‌ی پایدار، بیش از آنکه به آسفالت‌ریزی‌های جدید یا پروژه های نمایشی نیاز داشته باشد، نیازمند مهندسی عادت‌ها و توسعه‌ی زیرساخت‌های خرد و کلان است. تا زمانی که مدرسه‌ محله برای والدین، یک مکان دست‌یافتنی و امن برای پیاده‌روی فرزندان نباشد، و تا زمانی که مترو و اتوبوس به جای گزینه‌ی آخر، گزینه‌ی اول جابه‌جایی نباشند، مهر در شهرهای ما نه موسم دانش، که فصل خستگی مفرط باقی خواهد ماند.

باید بپذیریم که ترافیک مهرماه، آینه‌ تمام‌نمای ناکارآمدی سیستم‌های تصمیم‌ساز است. ما نیاز به بازنگری در الگوی توسعه‌ مبتنی بر حمل‌ونقل همگانی داریم و حال آنکه به فاصله اندکی تا بازگشایی مدارس کسی در رابطه با این کابوس حتی سرفه هم نمی کند چه برسد اظهار نظر و پیشنهادی کارگشا! دریغ از طرحی از سوی اعضای شورا و لایحه ای از شهرداری در این ارتباط و درخواستی از پلیس راهور برای جلسات هماهنگی. احتمالا چون موضوع، مطلب چرب و نرم و رای آوری نیست و نمی توان پوپولیسم رسانه ای به راه انداخت، نمی صرفد که آقایان برایش زمان صرف کنند و ذهن مبارکشان را درگیر مسائلی نمایند که هیچ تاثیری در سبد رای شان ندارد! بوی ماه مهر در تبریز، بوی دود می دهد و شور و نشاط مهر جایش را به استرس های ترافیک و صدای بوق های ممتد و قفل شدن خیابان ها می دهد، تا بوده همین بوده ولی اینکه مسئولان زبان در کام گرفته و هیچ نظری در این رابطه ندارند جای تاسف بسیار است.

About Author