افق نگاه شورای شهر تبریز آینده نگرانه نیست!

*ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
تبریز به عنوان یک شهر سرمایه گذارگریز مطرح و مشهور شده است. همین موضوع باعث شده که نه تنها در سال های اخیر شاهد سرمایه گذاری خاصی در سطح شهر نباشیم، بلکه پروژه های قبلی هم تقریبا تعطیل است. این مسئله در کنار مسائلی چند در باب شورای شهر تبریز و شهرداری را با حجت الاسلام والمسلمین سید کاظم زعفرانچیلر رئیس کمیسیون سرمایه گذاری وگردشگری شورای شهر تبریز در قالب یک مصاحبه اختصاصی به گفتگو نشستیم که در ادامه از نظرتان می گذرد:

ساقی آذربایجان: مهم ترین ابرچالش های کلانشهر تبریز از نگاه شما بعنوان عضوی از شورای شهر کدام موارد هستند؟

زعفرانچیلر: بخواهم بدون مقدمه وارد بحث شوم باید عرض کنم که مهم ترین چالش شهر تبریز چالش ناهماهنگی است. برای مثال شما یک خودرو در نظر بگیرید که موتور آن تا زمانی که همه قطعات هماهنگ با هم کار نکند، حرکت نخواهد کرد. ما ابتدا باید در مقام تئوری به یک فضای روشن برسیم و بعدا آن مفاهیم تئوری را عملیاتی کنیم. هر گونه کار اجرایی، هدف گذاری و برنامه، مستلزم یک فضای مدیریتی هماهنگ و یکدست است. تا زمانی که سیستم مدیریت درست عمل نکند، هر تلاشی برای رسیدن به هدف بیهوده خواهد بود. در فضای فعلی مدیریت شهری نگران ناهماهنگی های مدیریتی هستم و متاسفانه ما در طول همه دوره ها شاهد بوده ایم که چنین نقصانی در روند اجرای پروژه ها و برنامه ها به وضوح خود را نشان داده است. تشویش در راس هرم به یک برنامه مشوش می انجامد و از این رو همواره از همکاران خواسته ام تا در جهت منافع شهر از دخالت دادن سلایق شخصی خودداری کنند تا بتوان با هماهنگی بیشتری امور جاری را پیش برد. از سویی مسائلی که در پشت صحنه می تواند به صورت دوستانه مطرح شود، نیازی به طرح در صحن علنی و پشت تریبون ندارد که چنین رفتارهایی موجب ایجاد اضطراب در همکاران و همشهریان محترم و هزینه تراشی الکی برای شهر و در نهایت انقلاب و نظام خواهد بود. چنین رفتارهای سطح پایینی باعث می شود که ما نه تنها برای 50 سال آینده این شهر هیچ ایده و برنامه ای نداشته باشیم، بلکه برای 5 سال بعد هم هیچ برنامه ای نداشته باشیم از آن جهت که ذهن شورا درگیر مسائل بیهوده و بی ثمر می شود. شایسته آن است که به جهت اعتبار و آوازه شهر تبریز، افق دید تصمیمات شورا برای آیندگان و 50 سال آینده این شهر باشد و به این موضوع در صحن علنی هم اشاره کردم که بیایید بجای پرداختن به مسائلی که شان و جایگاه پارلمان شهری را تضعیف می کند، به یک سلسله ابر موضوعات پرداخت کنیم. دیالوگ جالبی از یک فیلم بخاطرم می آید با این مضمون که می دانی مهم ترین کار زندگی چیست؟ مهم ترین کار زندگی آن است که بدانید مهم ترین کار زندگی چیست؟ و این گفته به تعبیر عامیانه تر یعنی تعیین اولویت ها در زندگی! شما حساب کنید که همین شورای فعلی چند جلسه در رابطه با موضوعات کلانش از جمله انتقال فرودگاه، زندان تبریز و ایجاد کمربندی سوم بحث کرده است؟ شورا محل بررسی رفتار یک کارمند نیست! باید بگویم که افق نگاه شورا آینده نگرانه نیست! این بخش را به این گونه جمع بندی کنم که اگر ما قادر به ایجاد یک تبریز ایده آل نیستیم، حداقل ماکت آن را بسازید! تا اقلا آیندگان از آن ماکت الهام بگیرند و بگوییم که تبریز می تواند به این جایگاه برسد ولی ما نمی توانیم، شاید شما توانستید. ایده پردازان و اهالی فن را وارد کار کنید و از آن ها بخواهید تا تبریز 50 سال آینده را به تصویر بکشند و از قبل آن نمایشگاه آینده تبریز برپا کنید اما مشکل در این است که حتی ماکتش را هم نمی سازیم. به یکی از دانشگاه های آلمان ایمیل زدم و بعد از 20 دقیقه جواب دادند و اولین بخش پیام این بود: با عرض پوزش از تاخیر در پاسخگویی! برای همین در جلسه شورا خواستم تا روی میز اعضا تایمر بگذارند. جلسات شورا را تحلیل محتوا کنید و ببینید که خروجی این جلسات چقدر با آینده تبریز در ارتباط است؟ و چقدر از برنامه ها درگیر برنامه های بلند مدت است. ما در بحث مدیریت واژه ای بنام پاسخگویی داریم که به غلط در میان مدیران تعبیر و معنا شده است و احساس عمومی آن است که پاسخگویی یعنی گزارش کار در مورد کارهای انجام شده و پاسخگویی دقیقا برعکس این مفهوم یعنی جواب دادن به افکار عمومی در رابطه با نکرده ها و نشده هاست ! انجام شده ها که مشخص است و نیازی به پاسخگویی ندارد، باید در رابطه با نکرده ها توضیح و چرایی آن را به اطلاع رساند. آنچه ما مسولان می گوییم،گزارش عملکرد است و از گزارش عملکرد سوال نمی شود چرا که نتیجه مشخص است. پاسخگویی یعنی پاسخ دادن به موضوعات مبهم! حال با این تعریف ببینید که اعضای شورا و جلسات برگزار شده چقدر پاسخگو بوده اند که چه کارهایی در این یک سال و نیم عمر شورای ششم می شد انجام داد و نشده است؟ بخشی از کارهای بر زمین مانده به جهت همین اختلاف سلیقه هاست. تشخیص اولویت ، مسئله بسیار مهم و بزرگی است و اولویت اصلی شورا باید تبریز باشد نه خودشان. چالش تبریز ترافیک، آلودگی هوا و … نیست و عمده چالش ما تفکر مدیران و نبود هماهنگی میان آنان است. بعضا ما اعضای شهر خواسته و ناخواسته به حواشی دامن می زنیم و در بحبوحه هیاهوی این حواشی اولویت ها گم می شود. بحث اشتباه در اولویت ها امری است که ریشه همه مشکلات است و کتاب پروبلماتیک که نویسنده آن یک فرانسوی است هم به همین موضوع اشاره کرده و این مسئله ریشه قرآنی هم دارد و آیه صریح داریم که نیاز نیست حتما شیطان انسان را وسوسه برای گناه کند و بعضا هم او را در تشخیص اولویت هایش به اشتباه می اندازد، یعنی تغییر اولویت از اهداف شیطان است. ما برای فونداسیون 50 سال آینده تبریز در این شورا کدام آجرها را استفاده کرده ایم؟

ساقی آذربایجان: به بحث آینده نگری و دورانگاری اشاره کردید، در این یکسال و نیم چه اقداماتی در شورای ششم در این ارتباط صورت گرفته است؟

زعفرانچیلر: به عقیده من کار خاصی صورت نگرفته و اگر هم گرفته باشد در حد مطلوب و قابل قبول و بیان نیست و به اصطلاح شورانین باشی قاریشیبدی!

ساقی آذربایجان: به چه چیزی به اصطلاح خودتان باشی قاریشیبدی؟

زعفرانچیلر: روزمرگی! به دستور جلسات که نگاه کنید، این موضوع به عینه قابل رصد است. بنا نیست همه آن آینده ای که از آن با شما صحبت می کنم را ما بسازیم، اما می توانیم خشت اول آن را بگذاریم. چند جلسه شورای ششم در رابطه با حل معضل حاشیه نشینی داشته است؟ مباحثی هم که بوده صرفا در حد حرف است! می گوید کلمات عرب بر سه گونه است: اسم است و فعل است و حرف! ولی سخن ایشان سه گونه است: حرف است و حرف و حرف!
خدا شاهد است که صبح تا شب در تلاشم، به تنهایی وارد اجرا شده ام چون می بینیم که کسی کاری انجام نمی دهد، نه اینکه من خوبم و همه بد! ولی نگرانم از آینده این شهر و نمی گویم که هیچ کاری انجام نمی شود ولی سطح کارهای صورت گرفته پایین است. این نقص را می توان در دستور جلسات، لایحه هایی که از شهرداری می آید و طرح هایی که اعضا می دهند به عینه دید.

ساقی آذربایجان: با توجه به مسائلی که مطرح کردید و حواشی که شورا نه صرفا در این دوره که در همه دوره ها با آن درگیر بوده است، نفس وجود شورا را برای شهر مفید می دانید؟

زعفرانچیلر: نفس وجود شورا اصل قانون اساسی است. نفی وجود شورا در واقع نفی یکی از اصول قانون اساسی است. من هم به این اصل قائلم، منتهی بحث در مورد شرح وظایف، افق دید و تشخیص اولویت هاست. شورا از مسیرهای رسیدن به دموکراسی است، مردم ما را مکلف کرده اند تا از طرف آنان امورات مهم شهر را پیش ببریم و از طرف آن ها در این موضوعات تصمیم گیری کنیم. شورا کانال مشورت دادن مردم به حاکمیت است و این یک امر لایتغیر است. راه اصلاح هم نگاه کارکردگرایانه به قضیه است و نه نفی بنیادین.

ساقی آذربایجان: با علم به مسائل مطروحه در این گفتگو نمره ای که به شورای شهر ششم وبه عملکرد خودتان می دهید،چند است؟

زعفرانچیلر: من به عملکرد شورا نمره 14 می دهم اما به خودم باید دیگران نمره بدهند، انسان که نمی تواند خودش به خودش نمره بدهد.

ساقی آذربایجان: بهرحال یک ارزیابی از عملکرد خود دارید و آیا در این ارزیابی نمره قبولی می گیرید؟

زعفرانچیلر: برنامه هایی در حال اجرا دارم و دوست دارم که این نمره را مردم و شهروندان بدهند. در واقع الان به اصطلاح شروع به نوشتن ورقه کرده ام، مثلا یک سلسله کارهای فرهنگی شروع کرده ام و برای نمونه 10 عدد پارک موضوعی در حال طراحی و اجرا می باشد، 4 همایش و چندین جشنواره با موضوع مرگ وآگاهی، هنر خیابانی و تجلیل از مفاخر در حال بررسی واجراست و اگر بتوانم این موارد را به نحو احسن اجرا نمایم، می توان گفت نمره قبولی گرفته ام. اگر در نهایت من هم دچار انحراف مسیر شوم و گفته هایم در حد حرف باقی بماند باید به خودم نمره منفی بدهم.

ساقی آذربایجان: انتظار بود با توجه به اینکه متعلق به جامعه روحانیت هستید، در کمیسیون فرهنگی فعالیت داشته باشید و چرایی حضورتان در کمیسیون سرمایه گذاری چیست؟

زعفرانچیلر: متاسفانه به هر دلیلی که باید از خود نمایندگان شورا پرسید و من اطلاعی ندارم، چندان رغبتی برای حضور در کمیسیون سرمایه گذاری نشان داده نمی شود. این کمیسیون از جمله جاهایی است که خروجی عملکرد به جهت زودبازده نبودن، چندان ملموس نیست و از این رو کمیسیون رای آوری نیست. مسیر کمیسیون سرمایه گذاری به جهت مشکلات گذشته وموانع پیش رو ، مسیری سنگلاخی است، به این می ماند که شما سوار ماشینی بشوید که چهار چرخ آن پنچر است و همه هم انتظار دارند که آن را برانید و جالب آن که مسئولیت و امکان تعویض چرخ ها در ید قدرت شما نیست و هر چرخ آن برای یک نهاد است. به گذشته که نگاه می کنیم متوجه می شویم که ویترین سرمایه گذاری تبریز یک مقدار بهم ریخته است از آن جهت که بعضا اهلیت سرمایه گذار و یا هماهنگی های لازم با دیگر مجموعه ها و تضمین های لازم لحاظ نشده است. از سویی عدم ثبات اقتصادی و افزایش قیمت ارز ، سرمایه گذاران را برای مشارکت و سرمایه گذاری بی میل و مضطرب کرده است. شما حساب کنید در حال حاضر کمیسیون سرمایه گذاری شورا تنها سه عضو دارد و این در حالی است که سرمایه گذاری قلب تپنده مدیریت شهری است. ضرب المثلی هست که می گوید برای جنگ سه چیز لازم است: اول پول، دوم پول و سوم پول!
امروزما در حدود 50 پروژه راکد داریم که در برخی از آن ها شهرداری مقصر است و در برخی دیگر سرمایه گذار و گاهی هم حتی هیچ کدام. برای ورود به این میدان در همان ابتدای امر لازم است تا آوار برداری شود و با لحاظ این شرایط بغرنج اعضای شورا هم میلی برای حضور در این کمیسیون ندارند. حساب کنید پاساژ جواهر قریب به 8 سال است که خوابیده و به تابوتی می ماند که باید برداشته شود. به تعبیری ما در ابتدای کار نیازمند یک کار مفصل و فشرده برای نعش کشی هستیم. از همین رو آن عضو دیگر هم با خواهش ما به عضویت این کمیسیون درآمدند و به بنده گفتند که تعداد کمیسیون شما کم است و بهتر است این کمیسیون را قبول کنید. ولی خب عدم تخصص می تواند با مشاور و کارشناس خبره و کاربلد تا حدود بسیار زیادی ترمیم شود. از وجود کارشناسان خبره بی بهره نیستیم و هر هفته راجع به یک پروژه بحث و بررسی می شود و تا حدودی مشکلات برخی از پروژه ها از جمله پاساژ جواهر حل شده است.

ساقی آذربایجان: اگر اقدامات قابل ملاحظه ای در این ارتباط صورت داده اید و یا اگر بسته تشویقی وجود دارد آن ها را نام ببرید؟

زعفرانچیلر: اخیرا چند جلسه ای است که با همکاری نمایندگی های اقتصادی سفارتخانه ها، اتاق بازرگانی، استانداری و مدیران کارخانجات برگزار شد در حال تلاش برای آماده سازی یک پکیج تا اردیبهشت ماه هستیم و در این بازه یک همایش بزرگ سرمایه گذاری برگزار کنیم و در مناطق شهرداری در حال کار روی این مسئله هستند. در نهایت تلاش می کنیم تا به یک پنجره واحد سرمایه گذاری برسیم تا مجموعه مدیریت شهری بر اساس آن سیاست های کلی را پیش ببرد البته نباید فراموش کرد که سرمایه گذاری در فضای ثبات اتفاق می افتد.

ساقی آذربایجان: مهم ترین موانع سرمایه گذاری که صرفا به کلانشهر تبریز اختصاص دارد کدام موارد هستند؟

زعفرانچیلر: برخی از موانع و دلایل که متاسفانه قابل بیان نیست از آن جهت که احتمالا حرف هایم رنگ و لعاب امنیتی به خود بگیرد. از مواردی که می توان اشاره کرد همان بحث نبود پنجره واحد سرمایه گذاری می باشد و اینکه برخورد با سرمایه گذار باید متناسب با شان و شخصیت یک نخبه اقتصادی باشد از آن جهت که سرمایه گذاران برای شهر ایجاد ارزش افزوده می کنند و سرمایه شان را در اختیار این شهر قرار می دهند. مورد بعدی بحث دیپلماسی اقتصادی ماست که متناسب با نیازهای جامعه ما و کلانشهر تبریز نیست. برای مثال تصور کنید که شما یک لیوان آب در دست دارید و من هم به شدت تشنه هستم، اما علی رغم تشنگی و نیازی که به آن آب دارم از شما می پرسم آب سرد است؟ یعنی شروع به ایراد گیری های الکی می کنیم. خط برخورد با سرمایه گذران مصداق این مصرع است که بهای نیم کرشمه به صد جان باید خرید است.

ساقی آذربایجان: پس اینکه می گویند تبریز شهر سرمایه گذارگریز است، درست است؟

زعفرانچیلر: هم درست است، هم غلط! تبریز همواره به عنوان یک شهر اقتصادی مطرح بوده است. در فضای اقتصادی رقابت اصل مهمی است ولی گاهی دوز رقابت به اندازه ای بالا می رود که رگه هایی از حسادت هم در آن شکل می گیرد که در نهایت باعث ایجاد برخی موانع می شود و همایشی که قرار است اردیبهشت ماه شکل بگیرد برای حل همین شکاف است. مشکلات دیگری نظیر بحث ماده 5، اهلیت سرمایه گذارکه در مواردی چندان که باید احراز نشده است در کنار ناهماهنگی بین دستگاه ها که خود عامل تاثیر گذاری است و بوده مواردی که خود پروژه حل شده ولی مثلا از تامین برق آن عاجز بوده ایم. الان پروژه ایستگاه مترو در آبرسان به مدت 5 سال است که برق ندارد چون شهرداری نمی تواند به اداره برق زمین بدهدو اینجور مسائل موادری هستند که باید قبل از آغاز پروژه فکری به حالشان کرد. از این رو ما در تلاشیم با یک نگاه آسیب شناسانه به گذشته مسیری امیدوارانه به آینده را طراحی کنیم. حال تصور کنید که از این همایش و این برنامه آنطور که باید استقبال نشد، در این حالت ما باز آلترناتیوی را در نظر گرفته ایم و قرار است یک حساب ذخیره توسعه شهری تصویب کرده ایم تا از درآمدهای شهرداری ماهانه مبلغ مشخصی به آن حساب واریز شود تا اگر در جایی ضرورت ایجاب کرد تا پروژه ای را طراحی و اجرا کنیم از محل این حساب برداشت و امور را پیش ببریم مثل پروژه روگذر ارتش و یا پل شهید فروزنده که شهرداری شخصا وارد قضیه شد و مشکل را حل کرد.

ساقی آذربایجان: بعنوان رئیس کمیسیون سرمایه گذاری شورای شهر تبریز از مفاد مذاکرات فی مابین شهردار تبریز و مدیریت بانک شهر (داماد آقای محسن رضایی)که اخیرا به تبریز آمده بودند، اطلاع دارید؟ بهرحال در قضیه برکناری آقای رنجبر هم سفر قبلی ایشان و عدم توافق با وی بی تاثیر نبود!

زعفرانچیلر: نگاه آقای رنجبر به مسائل مقداری بی اعتمادانه و منفی بود و شخص بنده چنین نگاهی را قبول نداشتم و حاشیه ای در قضیه بانک شهر به وجود آمد، در ادامه و تحت تاثیر همان نوع نگاه بود. ببینید یک مدیر موفق می تواند چالش ها را به فرصت تبدیل نماید. هیچ مذاکره و معامله ای به این معنا نیست که فقط یک طرفه قضیه برنده باشد و باید هر دو طرف مذاکره منافع شان حفظ شود و نوعی از حالت برد – برد حاکم باشد. اگر قرار باشد در یک مذاکره یا معامله فقط یک طرف سود ببرد، این دیگر اسمش تحمیل است نه معامله. و این زمانی رخ می دهد که طرفین با تعدیل خواسته های خود به یک نقطه مشترک برسند. اما در رابطه با سفر اخیر باید بگویم که واقعیتش را بخواهید در جلسه حضور نداشتم و هیچ یک از اعضای شورا به این جلسه دعوت نبودند و نفس حضور آقای باغبان در این جلسه حسب دوستی و آشنایی قبلی بود که با آقای احمدی مدیر کل بانک شهر داشتند و نه بعنوان شورای شهر. شهرداری در تلاش است تا مقداری اوراق مشارکت از این بانک دریافت نماید و مورد بعدی مطرح شده این بود که در پروژه مرکز تجارت فرش که عرصه آن مال شهرداری تبریز است و اعیان برای بانک شهر، که این بانک هم از سرمایه گذار پروژه را خریده، مشکلاتی وجود داشت. گویا شهرداری از سرمایه گذار به دلیل عدم اجرای تعهداتش مطالبه ضررو زیان کرده و اکنون که بانک شهر این پروژه را از سرمایه گذار تحویل گرفته مدعی است که صرفا پروژه را خریده است و نه تعهدات سرمایه گذار قبلی را. گویا در این جلسه به یک توافق نسبی رسیده اند که در قبال مطالبه خسارت، شهرداری در اعیان هم سهیم باشد و یا شهرداری کل پروژه را خریداری نماید. البته اوراق مشارکت مصوب شده تا خریداری نمایند اما در قضیه مرکز تجارت جهانی فرش قرار است بررسی و اعلام نظر نمایند.

ساقی آذربایجان: قضیه آذرپارک به کجا رسید؟

زعفرانچیلر: همکاران شورا از یک منظر به این قضیه ورود کرده بودند، اما من از یک منظر دیگر به این بحث ورود کردم. آن ها موضوعات بعد قرارداد را مورد توجه قرار دادند و من موضوعات قبل قرارداد را. با این مضمون که قرارداد آذرپارک دارای تاییدیه کمیته فنی نیست! از زمان شورای چهارم و در راستای سیاست های تشویقی، پروژه های سرمایه گذاری باید به تصویب کمیته فنی برسد. در قضیه قرارداد آذرپارک جلسه کمیته فنی تشکیل میشود ولی به حد نصاب نمی رسد و صورتجلسه می شود ولی اعضا آن را امضا نمی کنند و جالب آن که این پروژه بدون تاییدیه فنی به فراخوان می رود که خلاف قانون است. (همان کاری که هیئت عالی سرمایه گذاری انجام می دهد) اولین مشکل در رابطه با این قرارداد مشکل نظارتی می باشد. روزانه در حدود 40 هزار تراکنش اتفاق می افتد، مشخص نیست که آیا همه این تراکنش ها وارد یک حساب می شود؟ به لحاظ فنی این امکان وجود دارد که به نوعی برنامه ریزی شود که از هر 10 تراکنش یک تراکنش به حساب دیگری واریز شود وچون ما به سورس برنامه دسترسی نداریم، از برنامه نویسی آن هم اطلاع نداریم و اینجاست که بحث ضعف نظارت پیش می آید. این ها در بحث نظارت پذیری واهمه دارند و حدیثی داریم که می گوید: الخائن الخائف، حتی حاضر نیستند تا دیتابیس این تراکنش روی سرورهای شهرداری نصب شود! اصلا این ها قانونا حق شارژ ندارند که این پول ها در یک حساب رسوب قرار می گیرد و می دانید چه مبلغ هنگفتی می شود؟ جالب است بدانید که این ها آمده اند وام بانکی برداشته اند و حساب رسوب را به عنوان ضمانت بانکی داده اند و اقساط وام را هم پرداخت نکرده اند و بانک هم از همان حساب اقساطش را وصول می کند! و من مدارک و مستندات در این رابطه را به دادستان محترم ونهادهای مربوطه تحویل دادم. دوستان به مسائل بعد از قرارداد هم ورود کرده اند وگویا از پوزهای مختلف در این ارتباط استفاده شده است و در نهایت پرونده به سمت خلع ید می رود.

ساقی آذربایجان: خواسته اعضای شورا برای دسترسی به برخی از اطلاعات موجود در سیستم شهرداری در چه مرحله ای می باشد؟

زعفرانچیلر: تا این لحظه به سیستم شهرسازی و مالی دسترسی داده اند. اما ببینید نکته مهم در این قضیه آن است که من می گویم در این اتاق را باز گذاشته ام، شما می گویید مگر در این اتاق چیزی وجود دارد؟ وقتی قرار است مدارک اصلی در جیب و کیف شما باشد! آیا در این سیستم ها منابع، درآمدها و مخارج بروز ثبت می شود؟

ساقی آذربایجان: ثبت می شود؟

زعفرانچیلر: نمی دانم! ولی ببینید قاعدتا اگر قرار است درست پیش برویم درآن صورت باید رصدی باشد و محصول آن رصد می شود دیتایی که به آن اجازه دسترسی داده می شود. ذاتا از ابتدا هم قرار نبوده که یک دیتای منجسم، بروز و کامل وجود داشته باشد که حال ما بخواهیم به این دیتا هم دسترسی پیدا کنیم. امروز وقتی مدیری کنار می رود کل اطلاعات هارد را پاک می کند و می رود! حرفم این است که باید اطلاعات بدرد بخوری باشد که دسترسی به آن هم لازم باشد.

ساقی آذربایجان: برای دسترسی به کدام بخش ها مقاومت وجود دارد؟

زعفرانچیلر: رک و ساده بگویم، سیستم مالی!

ساقروزنامه ساقی:یه شرکت ورزشی به کجا رسید؟ آیا نفس قضیه تخلف قانونی نیست؟

زعفرانچیلر: نه! زیرا که فرمانداری اصل قضیه را رد نکرده است، بلکه معتقد است بخش هایی از آن باید اصلاح شود. مثلا بند تیم داری حرفه ای را حذف کن! یک بار این است که بگوییم مصوبه شورا به طور کامل رد شده و علی رغم رد فرمانداری، شهرداری اقدام به یک کار غیر قانونی نموده است. وضعیت اماکن ورزشی ما به شدت نابسامان است و ما نیازمند روشی هستیم تا هم از این ها استفاده بهینه شود و هم آن ها را مرمت و احیا کنیم. اقدامات شهرداری در تاسیس شرکت هم بررسی آسیب ها و اقدامات اولیه است تا به محض تصویب شروع به کار جدی صورت گیرد.

ساقی آذربایجان: بعنوان یک روحانی نظرتان راجع به اتفاقات اخیر در کشور چیست؟ خصوصا که اخیرا یکی از همکاران شورایی شما معتقد بودند که نباید به افراد بی حجاب اجازه استفاده از اتوبوس داد؟

زعفرانچیلر: حضرت یوسف (ع) وقتی عزیز مصر شد، از پادشاه نخواست تا او را وزیر ارشاد کند بلکه اداره اقتصادی کشور را از او خواست و وزیر اقتصادش شد. چرا؟ چون استدلالش این بود که اگر نتوانیم شکم ملت را سیر کنیم، نمیتوانیم مغز او را هم سیر کنیم. او از پادشاه مصر امکانات کار فرهنگی نخواست، بلکه از او خواست تا اقتصاد مصر را به او بسپارد و از پیامبر اکرم نقل است که فقر الموت الاکبر و از مولا علی(ع) این حدیث نقل است که فرمود: القبر خیر من الفقر. ببینید فقر در یک جامعه تا یک حدی قابل تحمل است، البته فقر صرفا فقر مالی است، بعضا پول هست ولی عدالت در توزیع شرایط و امکانات چندان که باید رعایت نشده است. مثلا شهروندی که مدرک فوق لیسانس یا دکترا دارد و علی رغم مراجعات پیاپی برای یافتن یک شغل آبرومند نتیجه ای نمی گیرد و یا در عرصه رقابت می بینید فردی که شایستگی ندارد به جهت استفاده از رانت و پارتی جلو می زند. چنین تناقضاتی کم کم در مردم ایجاد اعتراض می کند و متاسفانه ما هم نمی توانیم این اعتراضات را کانالیزه کنیم و با انباشت اعتراضات عکس العمل های مختلفی از سوی شهروندان رخ می دهد. برخی عطای ماندن را به لقایش می بخشند و مهاجرت می کنند، آن یکی دست به قلم می شود و شروع به نقد می کند، برخی که به هیچ کدام از این عناصر و ابزار اعتراض دسترسی ندارند سرخورده شده و نهایتا این اعتراض از مسیر خود منحرف می شود و انسان معترض هم قابلیت انعطاف و رفتن به هر مسیری را دارد و دشمنان ما این مسیرها را خوب بلدند و می دانند که این اعتراض معترض را به کدام سمت سوق دهند و در نتیجه اعتراضات به سمت اغتشاش کشیده می شود. مادامی که مقداری معیشت مردم اصلاح نشود، ما با این مشکلات دست به گریبانیم. اگر پسر جوانی در 25 سالگی بتواند ازدواج کند و از حداقل های زندگی آبرومند یعنی شغل مناسب، مسکن مناسب و درآمدی که محتاج کسی نباشد، برخوردار شود، آیا این فرد اعتراض می کند؟ اصلا این فرد به مسیرهای ناصحیح اخلاقی کشیده می شود؟ من بعید می دانم. در این حالت شرایطی پیش می آید که شرایط اخلاقی فرد در مرحله ای نیست که شما نیاز به ارشاد شخص مورد نظر داشته باشید. چون به اندازه ای درگیر زندگی است که اصلا فکر غیر اخلاقی یا اعتراض به فکرش خطور نمی کند. وقتی برای یک فرد هیچ کدام از این شرایط مهیا نیست، امکان هر اقدامی باید متصور بود. به تعبیر من اعتراضات اخیر ضد اعتقادی نبود، ضد سیاست های اقتصادی کشور بود و راه اعتراض را در مسیری می بینند که سیستم به آن حساس است. از دیگر مشکلات در این ایام این است که قشر معترض همان قشری است که از انقلاب جدا افتاده است و با آن ها فضای دیالوگ نداشته ایم.

ساقی آذربایجان: بعنوان سوال آخر نظرتان راجع به روزنامه ساقی آذربایجان چیست؟

زعفرانچیلر: نظر واقعی ام را بگویم یا نظر سیاسی ام را؟

ساقی آذربایجان: هردو را ؟

زعفرانچیلر: نظر سیاسی ام این است که خیلی عالی است. نظر واقعی ام هم این است که اصلا فرصت نکرده ام آن را بخوانم! نظر سیاسی ام این است که خیلی خوب است و انشالله از این هم بیشتر جا برای پیشرفت دارد و جایش را در بین نسل جوان باز کرده است، اما نظر واقعی ام این است که به جهت فشردگی کار و نه کم اهمیتی اصلا فرصت مطالعه اش را نداشته ام. ضرب المثل است که وقتی میخواهی کاری درست انجام شود، خودت آن را انجام بده و لذا از صبح علی الطلوع درگیر امور هستیم تا پاسی از شب و فرصت مطالعه واقعا فراهم نیست. گفتگو از : وحید خدادادی

تخته سیاه