اختصاصی ساقی آذربایجان/ ستارفرنام
تعطیلی مدارس و دانشگاهها در مواجهه با آلودگی هوا، نه یک «اقدام فوری»، بلکه سادهترین و کماثرترین انتخاب ممکن است؛ تصمیمی که بیش از آنکه بحران را مدیریت کند، نشان میدهد مدیریت بحران خود به بحران دچار شده است.
مسئله روشن است:
بهجای مهار کانونهای اصلی آلایندگی، دانش، آموزش و آینده نسل جدید در خط مقدم هزینهدادن قرار میگیرند. این یعنی ساختار تصمیمگیری، نه توان مهار منبع خطر را دارد نه جسارت مواجهه با آن را.
گازسوز کردن دائمی نیروگاهها، نصب فیلترهای استاندارد بر دودکش واحدهای آلاینده، بروزرسانی سامانه پایش و اعمال مقررات زیستمحیطی، اینها نه کارهای خارقالعاده، بلکه حداقلِ بدیهیات هر حکمرانی مسئولیتپذیر است.
اما سالهاست که دولتها—فعلی، قبلی و احتمالاً بعدی—در اجرای همین امور بدیهی، یا اراده ندارند یا جسارت برخورد با منافع آلوده را.
این دور باطل، محصول مدیریت سیاستزده و توسعهگریز است. مدیریتی که بیشتر درگیر حلوفصل کوتاهمدت است تا ایجاد یک مسیر پایدار. نتیجه آن میشود که بهجای خاموش کردن دودکشهای آلاینده، چراغ مدارس خاموش میشود و این خاموشی، در بلندمدت از هر آلایندهای خطرناکتر است.
هیچ جامعهای با تعطیل کردن شریانهای دانایی، به توسعه نمیرسد.
آنجا که آموزش قربانی میشود، آینده نیز بیمحابا قربانی خواهد شد
پست های مرتبط
ماده صد یا ماده سود؟
شورا ! گورمه میش ایمضالا !
وقتی انرژی ارزان، گران تمام میشود