حاشیه نشینی اجتماعی در بالای شهر!

حاشیه‌نشینی به حاشیه نشینی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم می‌شود، اما باید بدانیم حاشیه‌نشینی تنها در مسکن غیرمتعارف دیده نمی‌شود، بلکه فردی هم که در شهر و حتی بالای شهر زندگی می‌کند اما فرهنگ روابط همسایگی و هنجارهای اجتماعی را نمی‌داند هم حاشیه‌نشین است. این افراد به نوعی درگیر حاشیه نشینی فرهنگی و اجتماعی هستند. […]

حاشیه‌نشینی به حاشیه نشینی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تقسیم می‌شود، اما باید بدانیم حاشیه‌نشینی تنها در مسکن غیرمتعارف دیده نمی‌شود، بلکه فردی هم که در شهر و حتی بالای شهر زندگی می‌کند اما فرهنگ روابط همسایگی و هنجارهای اجتماعی را نمی‌داند هم حاشیه‌نشین است. این افراد به نوعی درگیر حاشیه نشینی فرهنگی و اجتماعی هستند. تقریبا همه ما با این صحنه پارک خودرو در پیاده رو در مناطق بالای شهر مواجه شده ایم. یا عده‌ای در خودروهای گرانقیمت خیابان را منزل خود می‌دانند و با صدای موزیک بلند و رانندگی نابهنجار دیگران را آزار می‌دهند. این‌ها تنها بخشی از رفتارهای نابهنجار حاشیه نشینان فرهنگی و اجتماعی است که به راحتی نظم جامعه را به بهم می‌زنند و علی رغم جایگاه خوب اقتصادی خود از فقر فرهنگی و اجتماعی رنج می‌برند. اینان به واسطه جایگاه بالای اقتصادی خود به راحتی فقر خود را نمی‌پذیرند و هرروز با رفتارهای آزار‌دهنده شان نظم اجتماعی را مختل می‌سازند.
‏رفتار متناقض
سعید معدنی جامعه شناس و استاد دانشگاه در این باره به آفتاب یزد گفت:«در جامعه شناسی این رفتارها را نشانه حاشیه نشینی اجتماعی می‌دانند. تعریف حاشیه نشینی آن است که کسی که از طبقه خود بریده است ولی هنوز وارد طبقه جدید نشده است و به همین دلیل از خود رفتار متناقض نشان می‌دهد.یعنی در ظاهر مثلا لباس شیکی پوشیده است اما صحبت کردن او نشان می‌دهد که به این جایگاه تعلق ندارد. در این سالها در میان مسئولین حتی چنین تیپ‌هایی دیده شده است. در واقع فرد بنا به دلایلی به یک موقعیت می‌رسد اما آن موقعیت را به لحاظ فرهنگی و اجتماعی ندارد. در تحولاتی که سالها قبل شکل گرفت یک عده به اموال کلان دست پیدا کردند و به کلانشهرها روانه شدند ولی رفتار آن‌ها شبیه همسایگان خود نبود. پس به کسی که از طبقه خود بریده می‌شود و وارد طبقه دیگر می‌شود، رفتار متناقض هم انجام می‌دهد حاشیه نشین فرهنگی و اجتماعی می‌گویند.در ازدواج هم چنین چیزی مطرح است. برای مثال پسری به هر دلیلی ثروتمند می‌شود و با یک دختری از فرهنگ بالا ازدواج می‌کند اما در آن خانواده و فرهنگ غریب است. در اسلام اصلی وجود دارد به اسم هم کفو بودن زوجین. یعنی اگر این‌ها از لحاظ فرهنگی و اجتماعی باهم هم کفو نباشند رنج خواهند کشید.»
این جامعه شناس در ادامه درباره آسیب‌های وارد شده توسط این افراد به اجتماع گفت:«به همین ترتیب کسانی که در موقعیتی قرار می‌گیرند که تدریجی به آن نرسیده‌اند رفتارهای خارج از عرف از خود نشان می‌دهند.در جهان هم این نوع از افراد دیده می‌شود مثلا فوتبالیست‌هایی که به درآمد کلان رسیده‌اند ولی همسر خود را آزار می‌دهند. این نشان‌دهنده ان است که این افراد به تدریج به جایگاه خود دست پیدا نکرده‌اند و ناگهان در فضائی قرار گرفته‌اند که آمادگی زیستن در آن را نداشته اند. این افراد آسیب‌های زیادی را به جامعه وارد می‌کنند. اولا که به نوعی اعتماد را از جامعه می‌گیرند زیرا افراد در جایگاه‌های نامتناسب با خود قرار می‌گیرند و اعتبار جایگاه‌ها زیر سوال می‌رود. همچنین این افراد به ساختار اجتماعی آسیب وارد می‌کنند و نظم را از بین می‌برند. مثلا فرد نصف شب بوق می‌زند تا در را برای او باز کنند و به همین دلیل آرامش از جامعه سلب می‌شود و به نوعی جامعه از نظم خارج می‌شود.»
‏پنهان کردن اعمال خلاف قانون
علیرضا شریفی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه در این باره به آفتاب یزد گفت:«واقعیت امر این است که نابهنجاری، اعمال خلاف قانون، زیرپا گذاشتن ارزش‌ها و هنجارها در هر سه لایه اجتماعی وجود دارد. به این معنا که طبقات فرودست، میان دست و فرادست به این نابهنجاری‌ها دچار هستند. ناهنجاری اجتماعی معمولا در لایه‌ها پایین جامعه یعنی اقشار فرودست خیلی عریان قابل مشاهده است. در لایه‌های متوسط کمتر خود را نشان می‌دهد و در لایه‌های بالای جامعه به طور کلی به دلیل امکانات و موقعیت اعمال خلاف قانون و ارزش‌ها امکان پنهان کردن این رفتارها و اعمال خلاف قانون وجود دارد. این افراد به دلیل امکاناتی که در اختیار دارند با پنهان کردن اعمال خلاف قانون از مجازات می‌گریزند. از سوی دیگر بحث فقر فرهنگی با اقتصاد گره خورده است اما الزاما این طور نیست که هرکس فقر اقتصادی ندارد حتما دارای توانمندی‌های فرهنگی هم است. مخصوصا در کشورهایی که ساز و کار مناسبی برای رشد اقتصادی وجود ندارد.زیرا افراد به دلایل غیر اقتصادی وضعیت مالی خوبی پیدا می‌کنند و به همین نسبت این امکان برایشان فراهم است که در مناطق برخوردار شهرها زندگی کنند ولی ممکن است از کمترین توانمندی‌های فرهنگی برخوردار باشند. در تمام دنیا سه شاخص برای قشر‌بندی افراد وجود دارد: میزان تحصیلات، میزان درآمد و شغل. این تقسیم‌بندی در کشور ایران کارساز نیست. به این معنا که در ایران ممکن است یک نفر پایین‌ترین تحصیلات را داشته باشد ولی به دلیل رانت خواری و استفاده از التهاب بازار ظرف مدت چندماهه از لایه فرودست به طبقه فرادست پرتاب شود و به امکانات دسترسی پیدا کند. »
‏تغییر در مسائل فرهنگی زمانبر است
شریفی مقدم ادامه داد:« تغییر در مسائل فرهنگی به این دلیل که زمانبر است این افراد با همان فرهنگ و شرایط قبلی که درگیر فقر فرهنگی بودند از لحاظ اقتصادی در جایگاه بالا قرار می‌گیرند و طبیعتا همان الگوها را تکرار خواهند کرد. امروزه ما شاهد در هم تنیدگی این موضوع هستیم که در مناطق بالاشهر با افراد تازه به دوران رسیده مواجه می‌شویم که با سبک زندگی آن منطقه همخوانی ندارند. در زندگی بسیاری از این افراد کالاهای فرهنگی و محصولات فرهنگی جایی ندارد.در زندگی این افراد کتاب خواندن، فیلم خوب دیدن، موزیک درست شنیدن جایی ندارد. از این افراد به دلیل فقر فرهنگی نمی‌توان انتظار داشت رفتار مناسبی را از خود نشان دهند. باید بین شغل، درآمد و تحصیلات افراد تعادل برقرار باشد.معمولا افرادی که تعادل بین این سه شاخص ندارند درگیر نابهنجاری‌های اجتماعی می‌شوند. بسیاری از افراد در کشور ما به دلیل وابستگی به افراد خاص توانسته‌اند فرصت قدرت را تبدیل به فرصت ثروت سازند و از این طریق کسب درآمد کنند. این‌ها باعث می‌شود که امکان پذیر نباشد این افراد رفتارهای مناسب فرهنگی داشته باشند. بخش دیگر افرادی هستند که به دلیل جایگاهی که دارند از قدرت استفاده می‌کنند و کل فضای شهری را مایملک خود می‌دانند و به دلیل نفوذ خود از خط ویژه عبور می‌کنند. این‌ها کسانی هستند که برای خود حقی قائل‌اند که دیگران را محق آن حقوق نمی‌دانند. این افراد به قوانین، ارزش‌ها و هنجار‌ها توجهی ندارند. مشاهده و تکرار جرم را سهل می‌کند و امکان تقلید در جرم بسیار است. حتی کسی که فرهنگ مناسب هم دارد وقتی می‌بیند کسی در پیاده رو پارک کرده است کار را تکرار می‌کند و جرم تکثیر می‌شود. به نظر می‌آید در هم تنیدگی و تاثیرگذاری محیطی هم در تشدید بی‌نظمی‌ها نقش دارد. »/