رسولان عصر جدید!

ساقی آذربایجان/ به قلم:  وحید خدادادی

۱۷ مرداد مصادف با سالروز شهادت محمود صارمی در کشورمان روز خبرنگار نامیده شده و از چندین روز قبل تا روزها بعد از این روز ، بساط تبریک و الفاظ پر طمطراق سکه است و مطالبی هم که در رابطه با این مناسبت نوشته می شود، عمدتا به مدح و قلم فرسایی های بعضا خارج از واقعیت محدود می شود. می گویند خبرنگاران رسولان عصر جدیدند و استرس و سختی کارشان هم باعث شده تا جزو مشاغل سخت و زیان آور حساب شوند. بله درست است، عرصه رسانه عرصه ای است که سرها بریده بینی، بی جرم و بی جنایت! دریافتی اش در خوش بینانه ترین حالت کفاف زندگی مجردی را می دهد و قاطبه فعالان این حوزه یا حق التحریری اند و یا آنچه ماهیانه بعنوان حقوق می گیرند، نهایتا منجر به زنده ماندن و ادامه کارشان است. عمدتا از بیمه خبری نیست و آنچه در این سال ها عمده همکاران به آن اذعان داشتند، خصوصا در پایگاه های خبری اوضاع درآمد در مقایسه با ضعیف ترین مشاغل هم باز پایین تر است. تا دری به تخته می خورد و فضای کشور امنیتی می شود در قالب جلسات مختلف رایزنی و همفکری، عمده خواسته مسئولان مبارزه با جنگ نرم دشمن و تقابل با هجمه رسانه ای غرب و رسانه های فارسی زبان اپوزیسیون خارج از کشور است. چنین خواسته گنده ای به این می ماند که فردی را از خیابان گیر بیاورند و از او بخواهند تا با الکساندر کارلین کشتی بگیرد و یا یک تکه چوب به شما بدهند و بخواهند با دشمنی که تا دندان مسلح به سلاح های خودکار است، مقابله کنید و پیروز بشوید و چیزهایی در همین مایه ها. البته که نتیجه چنین تقابلی پیش پیش مشخص است و به هر کس می گوییم که رسانه را دریابید می گویند، پول نداریم و معلوم نیست بالاخره این پولهای لامصب دست چه کسی است؟!
می گویند رسانه ها تولید محتوا ندارند، توان مقابله با هجمه رسانه ای را ندارند و حتی بعضا انگ باج خواهی هم می زنند و در موارد متعددی به بدترین شکل ممکن حیثیت اهالی رسانه را لکه دار می کنند. مسئولان استانی و ملی تا می گوییم بالای چشمتان ابروست، فردایش پیامکی به شما اعلام می کند که سیستم ثنا را چک کنید که باید پاسخگوی شکایت فلانی باشید. برادر با حقوق نصف قانونکار و بعضا یک سوم قانون کار، چرا انتظار دارید تا همه فعالان این حوزه عزت نفس داشته باشند؟ به نظرتان این انتظار کمی بی مورد و بیجا نیست؟ در روزهایی که آقایان خود و خانواده محترمشان در ناز و نعمت زندگی می کنند، انتظار دارند تا اهالی رسانه تقوا پیشه کنند وابوذر سیاق زندگی کنند! لذا به فرض اگر مواردی از به تعبیر آقایان باج خواهی هم اگر هست در سایه اوضاع فلاکت بار اهالی رسانه است و بعضا پول توم جیبی شان کفاف تاکسی سوار شدن و نشست خبری رفتن را هم نمی دهد!
البته تا فرصت هست بگذارید نقدی هم به خودمان داشته باشیم که جای دوری نمی رود. با روی کارآمدن دولت جدید بجز انگشتان دو دست عمده اهالی رسانه جذب پست های مدیریتی و دولتی شده اند و از مدیر کلی روابط عمومی ها یا بخشداری و حتی معاونت های امنیتی و سیاسی! دوستان که پست دولتی می گیرند ابتدا خوشحال می شویم که هم از زندگی فلاکت بار رسانه ای رها شدند و هم یک متخصص در حوزه تخصصی اش فعالیت می کند. اما تا کارشان را شروع می کنند به جای آموزش آداب برخورد با رسانه به مدیران، حکم ضربه گیر را ایفا می کنند و تا به کسی می گوییم بالای چشمت ابروست، ده نفر تماس می گیرند و گلایه می کنند. به نظرم بهتر است لیست نهادها و افرادی که امکان نقدشان وجود دارد را منتشر کنند تا ما هم تکلیف خودمان را بدانیم. در نهایت طبق عادت معمول و کلیشه ای این روز را تبریک می گوییم و امیدواریم روزی حال رسانه هم خوب شود!

About Author