سیاست‌مرموز‌چین دراحیای بر جام

فعالیت هسته ای ایران طی سال های اخیر، حساسیت های زیادی را بین قدرت های بزرگ و مجامع بین المللی برانگیخت، به حدی که به یکی از موضوعات امنیت بین الملل بدل شد. فعالیتی که در نهایت در سال 2۰15 یا 1۳۹2 با روی کارآمدن دولت حسن روحانی، به توافقی تحت عنوان برجام )برنامه جامع اقدام مشترک بین جمهوري اسالمی ایران و گروه 1 + 5 )منتهی شد. اما سه سال بعد، آمریکا به طور یک جانبه از آن توافق خارج شد.ازآنجا که کشورهای اروپایی هم درقبال اجرای تعهدات برجامی خود تعلل کردند، ایران هم در پنج گام تعهدات برجامی خود را کاهش و میزان غنی سازی را افزایش داد.
اقدامی که باعث شد بار دیگر قدرت های بزرگ احساس خطر کنند و به فکر احیای برجام بیفتند. بنابراین ازاردیبهشت سال جاری ایران و گروه 1 + 4 کوشیدند طی مذاکراتی در وین، برجام که تنها الشه ای از آن باقی مانده بود را احیا کنند.
شش دور از مذاکرات هم برگزار شد؛ اما قبل از انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران، روند مذاکرات متوقف شد. مذاکراتی که هر یک از طرف های اروپایی، سازمان ملل و سازمان بین المللی انرژی اتمی و حتی روسیه در ظاهر هم که شده، سعی داشتند با سخنان و اظهارات مثبت،طرفین ایرانی وآمریکایی را تشویق به بازگشت و ازسرگیری مذاکرات کنند. اما در این میان سکوت مرموز وطولانی چین، به عنوان یکی از اعضای1+4 حامی برجام که هم پیمان تجاری سال های نه چندان دور ایران است، درباره برنامه هسته ای ایران سوال برانگیز شد.مساله ای که بر آن شدیم درباره دالیل آن با نوذرشفیعی، استاددانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی و سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نهم گفت و گو کنیم.
وی در گفت وگو با »جهان صنعت« موضع چین در قبال برنامه هسته ای ایران را سیاست »سواری رایگان« دانست و البته تاکید کرد که چین برای حفظ منافع ملی خود قصد دارد با این سکوت مرموز، هم بازار انحصاری ایران را حفظ کند و هم با »دیپلماسی پنهان« با ایران، روسیه، آمریکا و اروپا، »سیاست تعادل گریزان« را دنبال کند.
آنچه در زیر می خوانید حاصل این گفت وگو است: طی سال های اخیر به منظور احیای برجام،شاهد اظهارنظر و تلاش های روسیه، سه کشوراروپایی )آلمان، انگلیس، فرانسه( آمریکا، سازمان ملل و سازمان بین المللی انرژی اتمی هستیم، اما چین به عنوان عضو کمیسیون مشترک که حامی سیاست های هسته ای ایران است، سکوت پیشه کرده؛ تحلیل شما از این سکوت چیست؟
چین کشوری است که به دلیل بنیان های فرهنگی یا برداشت سیاستمداران خود یا به اقتضای زمان، سعی می کند رفتار »سواری رایگان« را در پیش بگیرد. »سواری رایگان« یعنی بدون اینکه هزینه ای بدهد، منفعتی برای خود دست و پا کند. این موضوع در اکثر رفتارهای چین دیده می شود و مساله هسته ای ایران هم یکی از همین موارد است. چین سعی دارد درباره مساله هسته ای ایران به گونه ای رفتار کند که بیشترین منفعت را ببرد و کمترین آسیب را ببینند.در رفتاری دوگانه در اجلاس ها شرکت می کند و شرکت در این اجلاس ها زیانی به چین نمی رساند، برعکس جایگاه چین را در مناسبات بین المللی ارتقا می دهد. مثال درگروه 1 + 5 شرکت و اظهارنظر می کند. این حضور جایگاه بین المللی چین را ارتقا می دهد.در عین حال سعی می کند ایران را به عنوان کشوری که تمایل نزدیکی به چین دارد برای خودش حفظ کند.این کار را از طریق اظهارنظرهای مثبت نسبت به مواضع ایران پیگیری می کند. به این نحو که از طرفی دستیابی به دانش صلح آمیزهسته ای را حق ایران می داند؛ اما در عین حال تاکیدمی کند ایران نباید مغایر با اساسنامه آژانس و مغایر باپیمان NPT فعالیتی را انجام دهد و به سمت استفاده غیرصلح آمیز هسته ای پیش برود.
بنابراین تعادل در رفتار چین را از طرفی در همسویی با خواست روسیه، اروپا و آمریکا درباره اینکه ایران نباید از NPT و اساسنامه آژانس خارج شود، مشاهده می کنیم، از طرفی هم موضع خودش را در گروه 1 + 4به ایران می فروشد و استفاده از انرژی صلح آمیز را حق ایران می داند. بنابراین با این موضع گیری، این امکان رابرای خودش فراهم می کند تا دروازه های بازار انحصاری ایران به روی تجارت با چین باز شود.
در واقع رویکرد چین در قبال برنامه هسته اي ایران بر »سیاست کنش متوازن« استوار است. پس چین هم به الزامات رابطه با ایران توجه دارد و هم به عنوان یک »قدرت بزرگ مسوول« که ناگزیر از پاسخگویی به سایر قدرت هاست، سعی در حفظ این تعادل دارد. وقتی از چینی ها درباره برجام سوال می شود،موضع حمایت از برنامه هسته ای ایران را دارند، امااعمال سکوت می کنند و با این سکوت از تحریم هاحمایت می کنند.
بله؛ همین طور است. موضع آنها در ظاهر طرفداری ازبرنامه هسته ای ایران است، چرا که می خواهند با این حمایت، نظر ایران را جلب کنند. به عبارتی موضع شفاهی چین این است که از طریق برجام می شودتحریم های ایران را لغو کرد تا براساس لغو تحریم هابتوانند ارتباطات گسترده تری با ایران برقرار کنند. اما موضع عملی چین این است که هرچقدر ایران درتحریم باشد و بیشتر در تنگنا قرار بگیرد، وابستگی اش به چین بیشتر خواهد بود و به این وسیله می تواند ایران را دربازار انحصاری خود نگه دارد. پس سیاست چین از لغو تحریم ها و احیای برجام،مخالفت در ظاهر و حمایت درعمل از تحریم هاست چراکه منافع چین اینطور ایجاب می کند. چین برای حفظ منافع ملی خود درباره مساله هسته ای ایران سکوت می کند تا منافعش تامین شود و همچنین ایران را به بازار انحصاری خود در شرایط تحریمی نگه می دارد.
سنسورهای چین کامال منافع ملی اش را ردیابی می کند. سیاستی که به »تعادل گریزان« یا »توازن گریزان« معروف است. یعنی به گونه ای عمل می کند که ایران احساس کند چین حامی منافع او است، اماهمزمان چنان به آمریکا نزدیک می شود که آنها تصورمی کنند چین در حمایت از آمریکا درباره برجام گام برمی دارد. دلیل آن هم این است که چین منافعش رادر این نوع رفتار می بیند.ممکن است چین نشست های غیرعلنی با ایران برگزار کند و این نشست ها رسانه ای نشود؟ بله؛ قطعا چین با ایران درباره مساله هسته ای درتعامل و گفت وگو است و حتما دیدگاه های چین با ایرانبه مشورت گذاشته می شود اما رسانه ای نمی شود. درعین حال نباید فراموش کرد به همان میزان که چین با ایران دیپلماسی پنهان دارد، با روسیه و اروپا و آمریکاهم دارد. اما اینکه محتوای این دیپلماسی چیست، در هرجلسه محتوای خاصی برای آن تهیه می شود. یعنی درجلسه ای که با ایران دارد از زبان ایران صحبت می کند و در جلسه ای که با آمریکا دارد از زبان آنها صحبت می کند. اساسا مایل به کشوری است که در حال گذار است و می کوشد شرایط را کامال مدیریت کند.
چرا چین با عربستان قراردادهای کلان اقتصادی منعقد می کند، اما با ایران که در ظاهر هم پیمان وشریک تجاری است، چنین قراردادهایی ندارد؟
درباره عربستان سه نکته وجود دارد؛ اول اینکه سیاست خارجی عربستان در چارچوب ایالت متحده آمریکا حرکت می کند و در عین حال تحت نفوذ امریکا است. این موضوع برای چین اهمیت زیادی دارد که بتواند سیاست خارجی عربستان را از نفوذ آمریکا خارج کند؛ یعنی این کشور را از آغوش استراتژیک آمریکا بیرون بکشد. نکته دوم اینکه بازار عربستان غنی تر ازبازار ایران است و عربستانی ها آمادگی دارند هزینه های بیشتری بپردازند. نکته سوم هم این است که عربستان مثل ایران تحریم نیست. البته یکی از زیرکی های چین است که همزمان با دوکشور رقیب مثل ایران وعربستان کار کند و آنها را در رقابت به حوزه مناسبات با چین وادارد. حتی در زمان جنگ هشت ساله، هم به ایران و هم به عراق سالح می فروخت و کسی متعرض آن نمی شد.