اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
در جلسه علنی اخیر شورای شهر تبریز طرحی از سوی شیخ شورا با قید یک فوریت و با رای اکثریت اعضا به تصویب رسید که مرغ پخته از شنیدنش قاه قاه می خندد، طرحی با نام بزرگداشت هزارسالگی مقبرهالشعرا! مردم تبریز باور کنید با شما شوخی نداریم و چنین طرحی روز یکشنبه در جلسه به تصویب اعضای شورای شهر رسید تا شهرداری بعد از عمارت کلاه فرنگی سکانس جدیدی از اقدامات تشریفاتی را به نمایش بگذارد.
با شنیدن چنین خبری یک پرسش ساده و تلخ به ذهن افکار عمومی خطور می کند: وقتی خود بنا هنوز از وضعیت تکمیل و سامانیافتگی فاصله دارد، بزرگداشت آن قرار است کدام خلأ را پر کند؟ اگر قصد بازی با احساسات مردم را دارید که این قصه اش فرق می کند و اگر قصد خودنمایی و رای جمع کنی است که باز ما تکلیفمان را بدانیم، ولی اگر واقعا و قربه الی الله چنین طرحی را تصویب کرده اید دیگری امیدی به بهبود شما نداریم و دندان طمع مان را کشیدیم.
مقبرهالشعرا در سالهای اخیر بیش از آنکه نماد یک مجموعه فرهنگی و تاریخی زنده باشد، به پروندهای از تعلل، وعده، تخریب و نیمهکارهماندن شبیه شده است. مجموعهای که به نام بازسازی، فرسودهتر و مبهمتر شد و امروز نیز هزینه تکمیل آن به عددهایی رسیده که از توان مدیریت شهری خارج است. در چنین شرایطی، تصویب برنامههای تشریفاتی برای بزرگداشت نه نشانه اهتمام، بلکه بیشتر شبیه بزک کردن یک ناکامی مزمن است.
بزرگداشت را برای شخص میگیرند؛ برای یک شاعر، یک اندیشمند، یک چهره تاریخی نه برای بنای نیمهتمام، که معلوم نیست پایانی برای اتمامش باشد. احترام به مقبرهالشعرا با سخنرانی و مراسم و بنر و عکس یادگاری حاصل نمیشود؛ احترام واقعی یعنی پروژه را از وضعیت معلق بیرون آوردن، قبور و هویت تاریخی مجموعه را صیانت کردن، و از این میراث فرهنگی یک پرونده بیسرانجام نساختن! آنچه مصوب شد در ادبیات عامیانه ما ترک ها پیشیح بزمه نام دارد. اگر قرار است پولی خرج شود، اولویت روشن است: اتمام بازسازی، صیانت از اثر، و شفافسازی درباره آنچه در این سالها بر این مجموعه گذشته است و تعیین یک متولی و نه ده ها متولی که از مجموعه به نحو احسن صیانت نماید و در بزنگاه ها رسانه های متعهد و مطالبه گر بدانند که با چه کسی طرف حساب هستند.
تاریخِ مدیریت این مجموعه، داستان یک اشتباه استراتژیک است. شهرداری سالهاست که لقمهای بزرگتر از توان خود برداشته است؛ پروژهای که با وعدههای بازسازی آغاز شد و نهایتا تا این لحظه بی سرانجام مانده است . امروز، در حالی که هزینههای تکمیل این مجموعه به هزاران میلیارد ریال میرسد و در وضعیت نیمهکاره و رها شده قرار دارد، شورای شهر به جای تمرکز بر چگونه تمام کردن این پروژه، به فکر چگونه جشن گرفتن آن است! این یعنی بنزین ریختن روی آتش ناکارآمدی.
باور بفرمائید در هر کجای دنیا که تشریف ببرید و قصه پر غصه این مجموعه را از قسمت اول برایشان تعریف کنید و نهایتا طرح مصوب روز یکشنبه را بازگو کنید، قطعا از شما خواهند خواست تا در اولین فرصت به یک تراپیست مراجعه و یک دوره درمانی روانی را سپری کنید. شما با این شورا و این مدل وکالت برای مردم بالاغیرتا مرزهای بی تدبیری را جابجا کردید، ما دیگر واژه ای برای توصیف عملکرد شما سراغ نداریم، الحق که ….
پست های مرتبط
افتضاح بزرگ!
شایستگی میزبانی و میزبانی شایسته
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور صادق و دلسوز