اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
در جوامع پساصنعتی و پیچیده امروز، اطلاعات نه صرفاً به مثابه یک کالا، بلکه بعنوان ستون فقرات حیات مدنی بازتعریف شده است. در این بین روزنامهنگاری، به عنوان تجلیگاه عینیتبخشی به امر واقع، فراتر از یک حرفه، یک نهاد صیانتگر است که در فضای میانکنش قدرت و جامعه، نقش کاتالیزور را برای توازن دموکراتیک ایفا میکند. بی تردید و به تعبیر هابرماس، فضای عمومی در جوامع متمدن و مدنی بدون حضور پرسشگری به نام روزنامهنگار، به تالار پژواک سیاستمداران تقلیل مییابد. از این منظر، ۱۷ مرداد نه روز بزرگداشت یک شغل، بلکه روز پاسداشت حق دانستن مردم و تجلیل از تکاپوی نابرابر واژهها علیه دیوارهای مستحکم کتمان است.
نوبتی هم که باشد نوبت اهالی رسانه و خبر است که به اقتضای تقویم به بررسی چالش های موجود در این حوزه حساس بپردازد. در کنار تمام عرض تبریک های صمیمانه و بعضا به ناچار، اصحاب قدرت و ثروت آنچه می تواند بعنوان یک کادوی شیک اسباب مسرت اهل قلم را فراهم آورد نیست مگر نهادینه شدن اخلاق حرفهای پاسخگویی! بهترین هدیه به خبرنگاران نه پیامهای پرطمطراق تبریک است، نه مراسم نمادین و نه تقدیرهای تشریفاتی و آنچه مهم است فرهنگ احترام به این قشر شریف ولی آسیب پذیر است و ایضا فرهنگی که حق اساسی جامعه برای دانستن را از مسیر فعالیت حرفهای خبرنگاران تضمین میکند.
با اینهمه، وقتی از جایگاه یک رسانه مطالبه گر و یک روزنامهنگار منتقد در جغرافیای زیستی تبریز به این روز مینگریم، آنچه بیش از همه خودنمایی میکند، شکاف عمیق میان رسالت حرفهای و زیست معیشتی است. امروز، روزنامهنگاری در ایران و بویژه در ساختارهای محلی، در میان گازانبر فشار ساختاری و عدمامنیت شغلی در حال فرسایش است.
بعنوان یک رسانه مطالبه گر و متعهد و متخصص که دغدغهاش کیفیت حکمرانی شهری و سلامت اداری است، نیک میدانیم که روزنامهنگاری انتقادی در محیطی که مدیریت شهری آن، نقد را نه به مثابه بازخورد اصلاحی بلکه به چشم تحدید منافع مینگرد، چه هزینه گزافی دارد. ما با بحران روزنامهنگاری روابطعمومیمحور مواجهیم؛ وضعیتی که در آن رسانه از دیدهبان عمومی به پوستر تبلیغاتی برای پوشاندن ناکارآمدیهای پروژههای شهری بدل شده است. ما به عنوان رسانه ای که پی چنین رویکردهایی به تن مان خورده است با وجود همه نامردی ها و نامهربانی ها و پلشتی های اصحاب قدرت و ثروت در طوفان مشکلات باز خم به ابرو نیاورده و کشتی رسانه را به ساحل امن صداقت، شرافت و سالم زیستن رهنمون کردیم. رسانه ای که نتواند مسئله را به مسئلهی عمومی تبدیل کند، محکوم به روزمرگی است و ما تا سرحد توان از روزمرگی گریزان و با ایجاد تصویری واقعی و بدون رتوش از پس پرده آنچه در این شهر می گذرد، تمام قد و بعضا یکه و تنها در مسلخی که سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت ایستادیم، ایستادن در برابر تضییع حقوق شهروندی اما بر خلاف مسیر جریان اصلی رسانه که فرمایش پذیر است. روزگار رسانه های مکتوب بس آشفته است، دولت از پرداخت حق السهم بیمه خبرنگاران سر باز می زند و هزینه چاپ و قیمت کاغذ سر به فلک کشیده است، اما با این وجود باز ساقی آذربایجان در کنار شما مردم شریف ایستاده و به استیفای حقوق تان می پردازد.
۱۷ مرداد برای ما روز جشن نیست؛ روز تجدید میثاق با وجدان بیدار جامعه است. ما در ساقی آذربایجان بر آنیم که نشان دهیم روزنامهنگاری، نه ابزاری برای زینت مجالس مدیران، که تازیانهای است بر پیکرهی فساد و ندانمکاری. اگرچه راه دشوار است و ابزارهای سرکوب رسانه از شکایتهای بیپایه تا تحریمهای اقتصادی، هر روز پیچیدهتر میشوند، اما ما همچنان به اقتدار قلم برای احیای حقوق مردم تبریز باور داریم. حقیقت، حتی اگر در حاشیه باشد، از متن دروغ، قدرتمندتر است و ساقی آذربایجان با درک والایی که از احترام قلم و رسانه دارد در مقابل کسانی که از بیت المال، بیت الحال می سازند خواهد ایستاد. آنچه به رشته تحریر آمد مانیفست یک رسانه است که فرمایش و تبصره بر نمی دارد و در ادامه نیز الحاقیه ای در جهت منافع شخصی بر آن نخواهد افزود.
پست های مرتبط
خبرنگار واسطهی معنا در عصر فروپاشی حقیقت
دلّالان مرگ ، سلّاخان سلامت
ابزار فرهنگی یا فرهنگ ابزاری؟