افول مناسک سازمانی!

هادی سمساریه

تقسیم کار و تخصص گرایی از اصول اولیه بوروکراسی یا شیوه نوین اداره سازمان ها به شمار می رود اما گذشت زمان و کسب تجارب گوناگون نشان داده است که ضعف روابط انسانی و افزایش رقابت های پر تنش مبتنی بر سمت ها و جایگاه افراد در سلسله مراتب اداری بر روی بازده و کیفیت کار سازمان ها تاثیر مخربی دارد و در نتیجه تلاش ها به سمت افزایش همبستگی و انسجام کارکنان معطوف شده است.
از طرفی مطالعات گسترده بر روی جوامع مختلف به ویژه جوامعی که در تماس حداقلی با الگوهای جهانی سازی بوده و فرهنگ اصیل خود را حفظ کرده اند کارکردهای ویژه مناسک را نشان داده است. مناسک به رویدادها و سنت های دوره ای اشاره دارد که با تفسیری کارکردگرایانه هر اجتماعی، در راستای افزایش همبستگی گروهی و تخلیه روانی از آنان استفاده می کند.
بنابراین مناسک سازمانی از قبیل گردهمایی های خانوادگی به مناسبت های گوناگون، فعالیت های ورزشی و فرهنگی متنوع و مسافرت های گروهی که در سال های نه چندان دور در بسیاری از شرکت ها و سازمان های کشور در جریان بود را می توان به عنوان تلاش هایی برای نیل به این هدف برشمرد که امروزه عموما کم رنگ، نمادین و با حضور حداقلی اعضا همراه شده و یا کاملا نادیده گرفته می شود و احتمالا با برچسب تجملات بیهوده و پر هزینه کنار گذاشته شده و برخی اقدامات نیز با افزوده شدن ردیفی در فیش حقوقی کارکنان به اصطلاح تسویه می شود.
نادیده گرفتن اقدامات و مداخلات این چنینی که در راستای فاصله گرفتن از روابط انعطاف ناپذیر و متعیّن، فراهم کردن زمینه برای کاهش قشربندی های زاید و بیگانگی کارکنان از هم و تخلیه هر چند مقطعی تنش های مرسوم ناشی از نظام سلسله مراتبی به انجام می رسید، آشکارا در حس عدم تعلق کارکنان به رویکردها و سرنوشت سازمان متبوعشان مشهود است و این بیگانگی و پیگیری منافع شخصی بدون توجه به منافع جمعی، منجر به عدم همراهی با سیاست های کلی مجموعه می شود که تاثیر مستقیمی بر بازده و وجهه سازمان در سطح کلان و عوامل مهم و سرنوشت سازی همچون حس وفاداری، از خود گذشتگی و مسئولیت پذیری در سطح خرد دارد.
به نظر می رسد با فروکش کردن همه گیری بیماری کرونا و فراهم شدن امکان برگزاری برنامه های جمعی متنوع، مسئله فوق نیازمند بررسی های جدی تر و کارشناسانه تری باشد و از تاثیر آن در مشکلات و ناکارآمدی های بدنه اداری نباید غافل بود

About Author