رسول حسینی بقانام
تبریز شهر باغات با درختان بلندقامت بید و نارون و تبریزی چشمهای هر بیننده را از دور به خود جلب میکرد. چه بر سر باغ شهر تبریز آوردند که انگار شهری در وسط کویر را نظاره میکنی؟ تنگ نظری و زیاده خواهی شهرداری در تفکیک و تغییر کاربری باغات از عوامل اصلی از بین بردن باغات توسط مالکین آنها شده، باغاتی که میتوانستند ریة سالم شهر در تسویه و سالم نگهداشتن هوای شهر باشند، باغاتی که میتوانستند از بابت سهم شهرداری سرمایة عظیمی برای آتیة شهر باشند، افسوس که جز حسرت برای نسل فعلی و آینده به جا نگذاشتند.
در سالهای گذشته شهرداری سالانه مبالغ هنگفتی صرف خرید درخت و کاشت آن در سطح شهر کرده است ولی فضای سبز شهر جلوهای ندارد، به قول یکی از نهالستانهای کرج با توجه به خریدهای سالانة شهرداری تبریز حتماً شهر تبریز به جنگل تبدیل شده است ولی نه، تبریز ازآسمان بیشتر به شهری در وسط کویر میماند تا شهری سرسبز. شهرهای وسط کویر در اثر حسن مدیریت به شهرهای سرسبز تبدیل و شهری چون تبریز به شهری در دل کویر بدل شده است نگاه کنید به تابلو خوش آمدگوئی شهرداری فولادشهر اصفهان (به شهر سبز فولادشهر خوش آمدید) در تبریز به جز چندلکة سبز اراضی دولتی خبری از فضای سبز به چشم نمی خورد.
در خصوص علل فقر فضای سبز تبریز نظر مدیرعامل محترم سازمان سیما ، منظر و فضای سبز شهرداری تبریز را در عدم توجه به موارد زیر معطوف میدارد:
۱- چرا سالانه تعداد عدیدهای از درختان کاشته شده خشک میشوند و هزینههای خرید و چاله کنی و کاشت و آبیاری و کارگری به هدر میرود؟
الف- عدم توجه به سالم بودن ریشة نهالهای خریداری شده که درختان خریداری شده احتمالا بعلت گذشت زمان از برداشت از نهالستان و انتقال به محل کاشت خشک شده باشند.
ب- استاندارد نبودن چاله و نوع خاک آن
پ- نحوة کاشت نهال که معمولاً پس از کاشت کارگران با کوبیدن خاکهای اطراف نهال با پا موجب قطع شدن ریشههای اطراف نهال و عدم جذب آب و تخلیة هوای خاک اطراف ریشه میگردد.
ج- عدم آبیاری بلافاصله بعد از کاشت و ماندن هوا در خاک موجب خشک شدن نهال میگردد.
۲- عدم توجه به انتخاب نهال از نظر ارتفاع و چتر درخت نسبت به عرض گذر برای مثال کاشت درخت اقاقیا چتری در کنار اتوبانها و یا خیابانهای عریض که نقشی در ایجاد فضای سبز شهری ندارند.
۳- انتخاب درختان زودخزان مثل عرعر که در اردیبهشت سبز و در مهر خزان میشود و یا درخت افرا که در مهرماه خزان میشود.
۴- عدم استفاده از درختان همیشه سبز سوزنی برگ مثل کاج سیاه و سرو نقرهای ، اگر توجه شود رشد درختان مزبور پس از دو سه سال اول کاشت از درختان نارون و تبریزی کمتر نمی باشد ضمن اینکه از درختان کم آب بر میباشند.
۵- کاشت درختان پهن برگ در کنار درختان سوزنی برگ که پس از بزرگ شدن و به هم خوردن شاخهها باعث از بین رفتن و خشکیدن سوزنی برگها میشوند فلذا ضمن توجه به این امر مهم در واکاری درختان خشکیده می بایست درختان هم نوع استفاده شود.
۶- عدم کاشت سروهای معمولی که علاوه از رشد کند و زرد شدن آنها در اولین سرما هیچ نقشی در فضای سبز شهر ندارند. توجه مسئولین را به کاجهای سیاه و سروهای کاشته شده همزمان در جنگل کاریهای جنوب شهر جلب مینماید.
۷- بی توجهی باغبانان در کاشت ریشة گل که به خاطر عجله، ریشة گلهای فصلی در دستشان مچاله و در چاله ده سانتی متری گذاشته میشود و بدین ترتیب ریشه گلها امکان رشد و گلدهی را نمی یابند.
۸- عدم نظارت مستمر به آبیاری به موقع درختان پس از کاشت و بخصوص در فصل تابستان و همچنین به طریقة آبیاری درختان بزرگسالان و کهنسال و کوچک که گوئی با شلنگ گلها را آبیاری میکنند و نهایتاً موجب خشکی درختانی که سالها برای نگهداری آنها هزینه شده میگردد.
۹- عدم بررسی مستمر مسئولین مربوطه از شلنگهای آبیاری قطرهای که به علت جابجایی شلنگ و یا گرفتگی سوراخ ناوزر بعضی از درختان از آبیاری به موقع محروم میشوند.
۱۰- تشکیل کلاسهای آموزشی مستمر به کادر باغبانی و کارگری فضای سبز و توجیه عملکرد اصولی آنها، باشد که در بهبود عملکرد سازمان سیما منظر و فضای سبز شهرداری تغییری حاصل شود.
پست های مرتبط
توسعه متوازن و پایدار؛ ضرورتی برای امروز و آینده
در ستایش مردی که در میان طوفان ایستاد و صدای حقیقت را به گوش جهان رساند
شکست عملکردی شورای شهر تبریز