مدیر شرکت پخش فروارده های نفتی استان آذربایجان شرقی با بیان اینکه صنایع باید میزان واقعی نیاز خود به سوخت دوم را در سامانه صدف اعلام کنند، اظهار کرد: اطلاعات واحدهای صنعتی درباره میزان مصرف، ظرفیت مخازن و نیاز به سوخت جایگزین از طریق سامانههای مربوط ثبت و بررسی می شود تا امکان برنامهریزی دقیق برای توزیع فرآورده وجود داشته باشد.
ناصر راشدی در گفت و گو با ایرنا با اشاره به ضرورت تأمین سوخت جایگزین برای واحدهای صنعتی اظهار کرد: اگر قرار است صنایع در زمان محدودیت گاز از سوخت دوم استفاده کنند، باید فرآیند تأمین، ذخیرهسازی و توزیع این سوخت پیش از رسیدن به دوره اوج مصرف انجام شود.
وی بر لزوم توجه ویژه به صنایع حساس از جمله صنایع غذایی، دارویی و واحدهایی که توقف فعالیت آنها میتواند تبعات بیشتری داشته باشد تأکید کرد و گفت: اولویتبندی واحدها باید بر اساس اطلاعات کارشناسی و میزان اهمیت آنها در زنجیره تولید انجام شود.
وی با اعلام اینکه توان تامین سوخت گازوئیل مورد نیاز بخش صنایع، کشاورزی و گردشگری را داریم، افزود: ذخیرهسازی سوخت دوم باید بهگونهای باشد که در صورت اعمال محدودیت گاز، واحد صنعتی بتواند بدون توقف ناگهانی فعالیت، تولید خود را ادامه دهد.
ضرورت ارائه آمار دقیق از میزان کسری و محدودیت احتمالی گاز استان
یونس اکبرپور پایدار، هم در نشست کمیسیون صنایع و انرژی اتاق تبریز که با هدف بررسی وضعیت تأمین انرژی و سوخت دوم صنایع استان و پیشبینی شرایط ماههای پیشرو برگزار شد، ارائه آمار دقیق از میزان کسری و محدودیت احتمالی گاز استان را ضروری دانست .
وی با بیان اینکه برنامهریزی بخش صنعت زمانی اثربخش خواهد بود که اطلاعات روشن و دقیقی درباره وضعیت تأمین انرژی در اختیار واحدهای تولیدی قرار گیرد، گفت: پیشبینیپذیری در این حوزه به صنایع امکان میدهد برای میزان تولید، تأمین سوخت جایگزین و مدیریت مصرف خود تصمیمگیری کنند.
پایدار بر ضرورت هماهنگی میان شرکت گاز، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، شرکتهای متولی برق، ادارهکل صنعت، معدن و تجارت و بخش خصوصی تأکید کرد و افزود: تصمیمگیری درباره اعمال محدودیتهای انرژی باید بر مبنای اطلاعات دقیق و با در نظر گرفتن میزان تولید، ارزش افزوده، اشتغال و حساسیت فعالیت واحدهای صنعتی انجام شود تا کمترین آسیب به تولید و اقتصاد استان وارد شود.
وی تأکید کرد: هدف بخش خصوصی این نیست که تنها در زمان بروز محدودیت نسبت به مشکلات واکنش نشان دهد؛ باید با همکاری دولت و دستگاههای اجرایی، از قبل برای شرایط احتمالی برنامه داشته باشیم. توسعه ذخایر سوخت دوم، مدیریت مصرف و ارائه برنامه روشن برای تأمین انرژی میتواند تابآوری صنایع استان را در فصل سرد افزایش دهد.
پایدار با اشاره به اهمیت تأمین پایدار انرژی برای بخش تولید اظهار کرد: آذربایجانشرقی به دلیل برخورداری از ظرفیت بالای صنعتی و همچنین قرار گرفتن در زمره استانهای سردسیر، در فصل سرد سال با حساسیت بیشتری در حوزه تأمین انرژی مواجه است و هرگونه محدودیت در گاز، برق یا سایر حاملهای انرژی میتواند مستقیماً بر روند تولید و فعالیت واحدهای صنعتی اثر بگذارد.
وی افزود: تجربه محدودیتهای انرژی در سالهای گذشته نشان میدهد که نباید تصمیمگیری و تأمین سوخت جایگزین را به زمان بروز محدودیت موکول کرد. باید از هماکنون مشخص شود هر واحد صنعتی در صورت کاهش یا قطع گاز، چه میزان سوخت جایگزین نیاز دارد و چه ظرفیتی برای ذخیرهسازی آن در اختیار دارد.
شرکت گاز استان اخیرا طی پیامکی به همه فعالان صنعتی و اقتصادی و خدماتی اعلام کرده که از هم اکنون به فکر سوخت دوم برای زمستان خود باشند که این پیامک واکنش های مختلفی در میان مردم داشته است.
جدال انرژی، سلامت و محیطزیست در زمستان
استفاده از مازوت و گازوئیل در زمستان اگرچه مانع خاموشی می شود اما همزمان بحثهای جدی درباره پیامدهای زیستمحیطی، سلامت عمومی و ضرورت اصلاح حکمرانی انرژی را دوباره به صدر توجه آورد.
زمستان ۱۴۰۴ بار دیگر نشان داد که مسئله تأمین پایدار انرژی در ایران، صرفاً یک موضوع فنی یا مقطعی نیست، بلکه به یکی از پیچیدهترین
چالشهای سیاستگذاری کشور تبدیل شده است. با افزایش مصرف گاز در بخش خانگی و تجاری و کاهش سهم نیروگاهها از گاز طبیعی، استفاده از سوخت دوم شامل مازوت و گازوئیل بار دیگر بهعنوان راهکار اضطراری وارد مدار شد؛ راهکاری که هرچند در کوتاهمدت از خاموشی گسترده جلوگیری کرد، اما همزمان پرسشهای مهمی درباره پایداری، هزینهها و آینده این سیاست مطرح ساخت.
بر اساس آمارهای رسمی، در روزهای اوج سرمای دی و بهمن ۱۴۰۴، مصرف گاز کشور از مرز ۸۶۰ میلیون مترمکعب در روز عبور کرد؛ رقمی که بیش از دو سوم آن در بخش خانگی و تجاری مصرف شد. در چنین شرایطی، کاهش گاز تحویلی به نیروگاهها عملاً اجتنابناپذیر بود و وزارت نیرو ناچار شد برای حفظ پایداری شبکه برق، به سوختهای جایگزین متوسل شود.
سوخت دوم در زمستان ۱۴۰۴؛ تصمیمی ناگزیر یا انتخابی قابل اصلاح؟
مسئولان صنعت برق تأکید دارند که استفاده از سوخت دوم در زمستان ۱۴۰۴ «کنترلشده، هدفمند و محدود» بوده است. به گفته آنها، اولویت با گازوئیل کمگوگرد بوده و مصرف مازوت تنها در نیروگاههایی صورت گرفته که امکان فنی دیگری در کوتاهمدت نداشتهاند. این رویکرد توانست از تکرار خاموشیهای گسترده جلوگیری کند و ثبات نسبی شبکه برق را حفظ کند؛ موضوعی که برای بخش صنعت و تولید اهمیت حیاتی داشت.
با این حال، کارشناسان انرژی معتقدند تکرار این الگو نشان میدهد که سوخت دوم دیگر صرفاً یک «ابزار اضطراری نادر» نیست، بلکه به بخشی از مدیریت فصلی انرژی تبدیل شده است. سیروس محمد نیا یک کارشناس حوزه نیروگاهی در تحلیل خود تأکید میکند که «تا زمانی که ناترازی گاز در زمستان حل نشود، هر سال با همین انتخاب روبهرو خواهیم بود؛ یا باید مصرف را محدود کنیم یا از سوخت جایگزین استفاده شود».
او در عین حال معتقد است که مسئله، صفر و یکی نیست. به گفته این کارشناس، استفاده محدود و برنامهریزیشده از سوخت دوم میتواند بخشی از سبد انعطافپذیری انرژی باشد، به شرط آنکه همزمان مسیرهای اصلاحی جدی دنبال شود.
پیامدهای زیستمحیطی؛ چالشی که میتوان مدیریت کرد
یکی از مهمترین نگرانیها درباره مصرف مازوت و گازوئیل، اثرات زیستمحیطی آن است. گزارشهای پایش کیفیت هوا در زمستان ۱۴۰۴ نشان میدهد که در برخی شهرهای صنعتی و نیروگاهمحور، همزمان با افزایش مصرف سوختهای سنگین، غلظت آلایندههایی مانند دیاکسید گوگرد و ذرات معلق نیز افزایش یافته است.
با این حال، بسیاری از متخصصان محیطزیست تأکید میکنند که ریشه اصلی مشکل، صرفاً نوع سوخت نیست، بلکه فناوری قدیمی نیروگاهها و نبود تجهیزات کنترلی بهروز است. یک پژوهشگر محیطزیست معتقد است: «اگر نیروگاهها به فیلترها و سامانههای کاهش آلایندگی مجهز شوند، حتی مصرف محدود سوخت مایع نیز میتواند با اثرات زیستمحیطی بهمراتب کمتری همراه باشد».
در سال ۱۴۰۴، اقداماتی برای نصب یا ارتقای تجهیزات کنترلی در برخی نیروگاهها آغاز شد، اما کارشناسان معتقدند این اقدامات هنوز فراگیر نشده و نیازمند سرمایهگذاری هدفمندتر است. از این منظر، مدیریت پیامدهای زیستمحیطی سوخت دوم، بیش از آنکه به حذف فوری آن وابسته باشد، به نوسازی زیرساختها گره خورده است.
هزینههای سلامت عمومی؛ ضرورت نگاه بلندمدت
موضوع سلامت عمومی، یکی دیگر از ابعاد مهم استفاده از سوخت دوم است. آمارهای حوزه بهداشت نشان میدهد که در دورههای افزایش آلودگی هوا، مراجعات بیماران مبتلا به بیماریهای تنفسی و قلبی افزایش مییابد. این مسئله، بهویژه برای سالمندان، کودکان و بیماران زمینهای، اهمیت ویژهای دارد.
محمدنیا با اشاره به دادههای زمستان ۱۴۰۴ تأکید میکند که «آلودگی هوا فقط یک مسئله محیطزیستی نیست، بلکه یک موضوع اقتصادی و اجتماعی هم هست».
به گفته او، افزایش هزینههای درمان، کاهش بهرهوری نیروی کار و فشار بر نظام سلامت، از جمله پیامدهایی است که باید در کنار مزایای کوتاهمدت تأمین انرژی دیده شود.
در عین حال، همین کارشناس معتقد است که با سیاستگذاری هوشمندانه میتوان این هزینهها را کاهش داد. توسعه پایش آنلاین آلایندهها، اطلاعرسانی بهموقع به شهروندان و محدودسازی مصرف سوختهای سنگین در روزهای بحرانی، از جمله اقداماتی است که میتواند اثرات منفی را تا حدی کنترل کند.
از مدیریت بحران تا اصلاح ساختاری؛ راهحلها چیست؟
اکثر کارشناسان بر این نکته توافق دارند که مسئله سوخت دوم، نشانهای از یک چالش عمیقتر در حکمرانی انرژی است. ناترازی گاز، شدت بالای مصرف خانگی، راندمان پایین بخشی از نیروگاهها و سهم محدود انرژیهای تجدیدپذیر، همگی در شکلگیری این وضعیت نقش دارند.
در سال ۱۴۰۴، گامهایی برای اصلاح این وضعیت برداشته شد؛ از جمله توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی، برنامهریزی برای افزایش ذخیرهسازی گاز و تأکید بر بهینهسازی مصرف. با این حال، کارشناسان معتقدند این اقدامات باید با سرعت و
مقیاس بیشتری دنبال شود.
مهرجو کارشناس انرژی میگوید: راهحل پایدار، حذف شتابزده سوخت دوم نیست، بلکه کاهش وابستگی به آن است.
به گفته او، این هدف از طریق چند مسیر همزمان قابل تحقق است: اصلاح تدریجی الگوی مصرف، افزایش راندمان نیروگاهها، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و واقعیتر شدن سیگنالهای قیمتی با حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر.
سوخت دوم، ابزار موقت یا جزء پایدار سبد انرژی؟
تجربه زمستان ۱۴۰۴ نشان داد که سوخت دوم، در شرایط فعلی، نقشی کلیدی در حفظ پایداری شبکه انرژی ایفا کرده است. با این حال، تداوم اتکای گسترده به مازوت و گازوئیل میتواند هزینههایی در حوزه محیطزیست و سلامت عمومی به همراه داشته باشد.
مسیر منطقی، نه نادیده گرفتن این هزینهها و نه حذف فوری سوخت دوم است؛ بلکه حرکت تدریجی از مدیریت بحران به سمت حکمرانی پایدار انرژی است. اگر اصلاحات ساختاری بهدرستی و با اجماع کارشناسی دنبال شود، میتوان امیدوار بود که در زمستانهای آینده، سوخت دوم از یک انتخاب ناگزیر، به گزینهای کمکاربرد و واقعاً اضطراری تبدیل شود
پست های مرتبط
ناتوانی مدیریتی عامل نارضایتی اجتماعی
مرگ تلخ و سکوت سیاه
افتضاح بزرگ!