ساقی آذربایجان/ گزارش: ناصر سعیدی
بخشی از «سوگند جاودانه پزشکی بقراط در ۵۰۰سال قبل از میلاد» :
به نام خداوند جان و خرد
در این هنگام که به عضویت جامعه پزشکی درآمدهام سوگند یاد میکنم که زندگانی خود را در خدمت به جامعه بشریت وقف نمایم هرگز راضی نشوم که مذهب، ملیت، سیاست، مقامات دنیوی و منافع مادی اندک لحظهای مرا از توجه نسبت به بیماران باز دارد و برای حیات آدمی از هنگام انعقاد نطفه تا واپسین لحظه زندگی اهمیت و احترام قائل شوم و هیچگاه دانش پزشکی را بر خلاف قوانین انسانی به کار نبرم.
سوگند برخی از پزشکان که به جای طبابت تجارت میکنند :
به نام خداوند جان و خرد. در این هنگام که به عضویت جامعه پزشکی درآمدهام سوگند یاد میکنم که زندگانی خود را در خدمت به جامعه بشریت در مقابل پول، سکه و تراول چک وقف نمایم و درمان را در ازای پول ببینم و از امکانات دولتی برای خود درآمدزایی نمایم و درآمد را بر سلامت بیماران ترجیح دهم و از دریافت زیرمیزی، انجام عملهای غیرضروری، بیماردزدی، ویزیت دستهجمعی بیماران تجارت با بیمار بهره کافی ببرم و مطب و اتاق عمل را تجارتخانه و بیماران را تراول چکهای زنده، متحرک و سکههای براق بدانم و بیماران را با ارجاع غیرلازم به سونوگرافی، آندوسکوپی، کولونوسکوپی کار و کاسب پررونقی را بر خود اندوخته نمایم و تجارت را جایگزین طبابت نمایم و دانش پزشکی را برخلاف قوانین انسانی به کار برم !
***
برای نوشتن این گزارش دستکم به ۴۸ بیمارستان در شهرهای مختلف ایران سر زدهام و اغلب با نشستن بر روی نیمکتها در سالن، همراهان بیمار شب را به روز رسانده و حتی خود را همراه بیمار جا زده و از نزدیک شاهد و ناظر گفتگوها و بده بستانها بودهام و صراحتاً اعلام مینمایم در این نوشتار قصد و نیت تخریب نقش پزشکان در اجتماع را ندارم و از یاد نخواهم برد که همواره بودند افرادی در لباس مقدس پزشکی ارائه خدمت و انجام وظیفه به همنوعان را بر منافع مادی خود مقدم دانستهاند. مشکل اساسی از آنجا آغاز شده که خانوادهها فرزندانشان را با زور وادار میکنند که پزشکی بخوانند و دکتر بشوند چون دکتری شغل پولداری است و اینجا بود که عشق تبدیل به پول شد و انجام عملهای جراحی غیرضروری، بیمار دزدی، ویزیت دستهجمعی، دریافت زیرمیزی، تجارت با بیمار، رسیدگینکردن به بیماران، بدون هیچگونه الزام پزشکی اعزام بیماران به سونوگرافی، اندوسکوپی و کولونوسکوپی آن هم به آزمایشگاههای ویژه استفاده از لوازم یکبارمصرف به عنوان مثال از فنر که از کشاله ران وارد رگهای بیمار میشود تا به قلب میرسد برای چندمین بار، اینها و موارد خرد و کلان دیگری از جمله معضلات و مسائل اسفباری است که متأسفانه دست و دامن هر چند تعداد معدودی از جامعه پزشکی، جراحان و پزشکان کشورمان به آن آلوده است همین افراد مطب و اتاق عمل را به تجارتخانه تبدیل نمودهاند. سالهاست ورود نگاه مادی به حرفه مقدس پزشکی ادامه دارد این دید و این نگاه به شدت با حرفه پزشکی عجین شده است و شاید همین عده معدود پزشکان که به جای طبابت تجارت میکنند سوگند پزشکی جاودانه بقراط حکیم را به خوبی مورد مطالعه و بازبینی و بررسی قرار ندادهاند و آن را به خوبی تغییر داده و یا نخواندهاند و فقط اخذ مدرک پزشکی برایشان از همه چیز مهمتر بود و همین مدرک را باارزشتر و معتبرتر از سوگندنامه پزشکی تشخیص دادهاند ونسبت به سوگندنامه بیتوجه شدهاند برای اینکه او را آقای دکتر ـ خانم دکتر صدا بزنند برایش کافی است و حتی اکثر دکترها فقط پزشک میشوند و از حکیم بودن فاصله میگیرند و درمان را منحصر به جسم دیده و روح را فراموش میکنند و اگر نام فامیلشان را به زبان بیاورید ناراحت شده و اعتراض میکنند بایستی حتماً کلمه دکتر را به کاربرد.
«دکتر شو تا پولدار شوی» این توصیه اکثر خانوادهها بود همین پزشکان موقع نوشتن انشاء میگفتند که میخواهم دکتر شوم تا بتوانم به مردم خدمت نمایم حال که به آرزوی خود رسیده طبابت را فراموش کرده و با علم و دانش خود تجارت میکنند.
با آلودهشدن حتی تعداد معدودی از پزشکان و جراحان به مسائلی که هرازگاهی خبرهایی از آن ها منتشر و یا از مردم شنیده و یا با چشمان خودم دیده و با گوشهای خودم شنیدهام جای تأسف بسیار عمیق دارد و حیف است که جایگاه حرمت، احترام و ارزش این افراد متخصص و مؤثر در اشاعه و بقای سلامت و حیات جامعه انسانیت به خاطر ضعفهای قانونی و ناتوانیهای سیستمی، فرصتطلبی و سودجویی عدهای معدود از پزشکان و جراحان که مطب و اتاق عمل را تجارتخانه و بیماران را تراول چکهای زنده متحرک و یا سکههای براق و درخشان میدانند زیرِ سوال برود تا یادم نرفته به این موضوع اشاره نمایم که نمیگویم جراحان و پزشکان کسب درآمد نکنند و چنین سخنی منطبق با واقعیت نیست جای بسی تأسف و مایه ننگ است که پزشک بیمار را نه یک انسان که از درد به او پناه آورده کیف پول او را ببیند و سعی و تلاش وی این باشد که چگونه میتواند حداکثر پول را از این کیف بیرون کشد چون بیمار را به دیده کیف پول مینگرد. و یا فلان آقا دکتر اکثر بیمارانش را فقط با یکی دو دقیقه معاینه سطحی اولیه و بدون هیچ ضرورتی به آزمایشگاه مخصوص خود جهت عکسبرداری به اندوسکوپی، سونوگرافی، کولونوسکوپی و یا نظایر اینها ارجاع میدهد یکبار شاهد قضیه بودم که بیماری فیلم سونوگرافی را نشان داد آقا دکتر قبول نکرد و برایش گفت من برایت گفته بودم به فلان آزمایشگاه برو چرا جای دیگر رفتهای لذا این قبول نیست آیا دارد طبابت می کند یا سوءاستفاده مادی از بیماری که برایش مراجعه نموده است؟
وقت قانونی برای معاینه یک بیمار حدوداً بین ۲۰ و ۳۰ دقیقه است ولی برخی پزشکان به ویزیت دستهجمعی میپردازند و طبق سوگندنامه از بیماری مریض نباید کسی مطلع گردد و بایستی بیماری بیمارش به مانند راز و سر بین بیمار و دکتر محفوظ بماند.
امروزه بیماریها را پزشکان در بهترین حالت کنترل میکنند و نه درمان و برخی بیماریها را حتی کنترل هم نمیتوانند بکنند ولی این را هم ناگفته نگذرم مشکل اساسی ما این است که جامعه ما از حیث فرهنگی دچار فقر شدیدی شده است و برخی افراد همه چیز را از پنجره و دید مالی میبینند.
به طنز تلخ گفته میشود که اگر این روزها مریضی در ایران تب کند یاد مطبهای پزشکی و هزینههای دارو ودرمان که بیفتد لرز هم به آن اضافه میشود.
* پسر بچهای به نام ص- ز به دلیل جراحت چانه به بیمارستان …. مراجعه مینماید و به صورت سرپائی با بخیهزدن عمل جراحت درمان میشود اما به دلیل نداشتن پول و ناتوانی خانواده وی ازپرداخت هزینه به پزشک، پرستار بخیهها را دوباره باز میکند.
*در شهرستان …. روستای …. مالک بیماری به نام صادق جهت مداوای پا به پزشک مراجعه مینماید پزشک مربوطه صراحتاً میگوید تا هزینه را پرداخت نکنی ازعمل خبری نیست برادرش خیلی اصرار و پافشاری مینماید که پای برادرم به علت عفونت درمان در حال قطعشدن است پزشک در جواب میگوید مشکل شما به ما ربطی ندارد و برایشان صراحتاً میگوید اگر دیر بجنبید احتمال قطعشدن پای بیمار زیاد است پدرش مجبور میشود برای عدم قطع پای پسرش تمامی دار و ندار خود را و حتی جهیزیه دخترش را که برای عروسی وی آماده کرده بودبفروشد.
* پیرمرد ۷۵ ساله پرسانپرسان از بیمارستان تا خیابان میآید تا آزمایشگاهی را پیدا کند که دکتر معرفی نموده است و باید حتماً از همانجا جواب آزمایش را ببرد آزمایشی که در بسیاری از آزمایشگاهها انجامشدنی است اما او فقط به همان جایی برود که دکتر تجویز نموده است و بجاست که بگویم قصه داروخانههای خاص، مصرف داروی خاص مراجعه به آزمایشگاه خاص قصههای تکراری است و نقطه جالب موضوع این است که فرستادن بیماران بدون حتی یک معاینه ساده است آقای دکتر ـ سونوگرافی آزمایشگاههای غیرخودی را قبول ندارد.
بلی نگاه و دید مادی گرایانه عده معدودی از پزشکان به بیمار نگاه کالا محور دارد و بیمار را به عنوان یک منبع درآمد نگاه میکنند و درآمد را بر سلامت بیمار به عنوان یک منبع درآمد نگاه کرده و درآمد را بر سلامت بیمار ترجیح میدهند. البته پزشکان با وجدان و اخلاق مدار و خدوم هم کم نیستند ولی کاش روزی میشد که همه چیز از جامعه به مدار انسانیت و کمک به همنوع انجام میشد.
* پیرمرد قلبش تیر کشید، وقتی از ناتوانیهایش برای تهیه سکه ناامید شد پزشک هم با کمال پررویی در چشمان او زل زد و گفت که این مشکل توست مگرخانه، ماشین یا چیز دیگری نداری که بفروشی؟! با شنیدن این حرف تصویر زن و فرزندانش از مقابلش رژه رفته و چشمانش به سیاهی رفت و تنها توانست سنگینیاش را به دیوار مطب تکیه دهد.
در این میان بعضی از منشیهای پزشکان نقش رابط بین بیمار و پزشک را بازی میکنند و با طرح ادعائی چون نبود امکان نوبتدهی تا چند ماه دیگر محدود است زمان حضور دکتر در کشور بیمار و خانواده وی را برای دریافت مبالغی بالاتر از تعرفه معمول پزشکی در تگنا قرار میدهد.
* یک بیمارستان در تهران دو بیمار را به دلیل نداشتن هزینه درمان سوار بر آمبولانس و در کنار خیابان رها میکنند که این دو بیمار یکی سوختگی داشت و آن دیگری شکستگی پا.
* رفیقی دارم که به خاطر پول زیرمیزی تمامی طلاها و جواهرات خانمش را فروخت و به پزشک مربوطه تحویل داد.
البته چه بسیار بیمارانی که به واسطه خیراندیشی و خیرخواهی و نوع دوستی پزشکان بیادعا و گمنام تحت جراحیهای سنگین و پرهزینه قرار میگیریند بدون آنکه حتی یک ریال هزینه تداوی بپردازند و خیلی از پزشکان وقتهای قابل توجه و تخصصی خود را به رایگان وقف رسیدگی و درمان بیماران بیبضاعت مینمایند.
چه بسیار پزشکانی که نه تنها پول ویزیت را به بیماران میبخشند بلکه پشت نسخههای این گونه بیماران را امضا میکنند تا داروخانههای موردنظر پول دارو را نیز به حساب پزشک بگذارد و از او مطالبه کند. چه بسیار پزشکانی که هم حق و حقوق بیماران را رعایت میکنند و هم به سوگند مقدسی که یاد کردهاند وفادار و پایبندند و هم عامل به اخلاق پزشکی و بالاتر از اینها خدا باور و متقی و خیرخواه هستند و یا سفر گروهی از پزشکان به کرمانشاه برای جراحی رایگان بیماری شکاف لب و کام از هر حیث قابلتقدیر و تحسین است به طوری که در ۵ روز ۱۵۷روز را به رایگان عمل جراحی نمودند که هزینه در سال ۹۶ بین ۵ تا ۷ میلیون تومان بوده. پزشکی را میشناسم که هر هفته ۴ خانم سالخورده و مسن را در منازلشان معاینه مینماید برای اینکه توان بلندشدن و رفتن به مطب دکتر را ندارند.
درود و افتخار بر این نوع پزشکان باد.
البته برای حل این مشکل باید قوانین و ضوابطی کارشناسی شده متقن مستدل، مستحکم و قابل اجرا با اخذ نظر جامعه پزشکی برای جلوگیری از مسائل و تخلفات در این حرفه ارزشمند و مقدس وضع شود و با معدود پزشکان و جراحان متخلف نیز مطابق قانون برخورد جدی و قاطع شود.
نمیدانم روی چه دلیلی وقتِ بیمار برای برخی پزشکان بیارزش است چندین ساعت معطلشدن در مطب دکتر دیگر به یک اتفاق عادی معمولی و همدیگر تبدیل شده اصولاً که پزشکان و جراحان روزهایی که در بیمارستان عمل جراحی دارند نبایستی مطب آنها باز باشد و بیماری که به مطب آمده در انتظار آمدن دکتر باشد و بارها شده از این عده معدود پزشک که اتاق عمل خود را به تجارتخانه تبدیل نموده بایستی پرسید اگر تجارت میکردی چرا پزشکی را انتخاب نمودهای؟
پزشکی نباید یک تجارت قلمداد شود بلکه باید نقطه راهی برای نجات انسانها باشد وقتی خطای پزشکی جان میگیرد گناه را که به گردن قسمت میاندازند و به راحتی میگویند که قسمت بیمار این بوده و برخی از خطای پزشکی به میان نمیآید. نبود یک قانون جامع و یک سیستم نظاممند بزرگترین معضل است و بدون درنظرگرفتن شرایط روحی بیمار به راحتی جمله امید به خدا از ما کاری ساخته نیست را میگویند و اصولاً چرا بایستی در بیمارستانها ابتدا هزینه درمانی از بیمار گرفته شود و سپس خدمات لازمه ارائه گردد به جا است که بگویم دستهایی که شفا میدهند مقدستر از لبهایی هستند که دعا میخوانند. زکریای رازی با توجه به نظریات پزشکان برجسته معاصر و پیشکسوت خود تأکید دارد که پزشک باید از ویژگی هایی برخوردار باشد تا بتواند شایسته طبابت باشد به عنوان مثال وارستگی و آراستگی در ظاهر و رفتار که رازداری، پرداختن به مطالعه، خودداری از اتلاف وقت در کارهای بیهوده و ناشایست عدم توجه به مادیات و عدم استفاده از طبابت به عنوان تجارت و داشتن اعتماد به نفس مناسب در هنگام کار و احترام گذاشتن به بیمار و تأکید بر این که هیچگاه نباید پیش از شناسایی عامل درد داروهای ضد درد را تجویز کرد بلکه باید عامل درد را شناسایی کرده به اقدام برای زدودن آن پرداخت.
در خاتمه عرایضم را با این نوشته به پایان رسانده و روز پزشک را به تمامی پزشکان متعهد و دلسوزان سرزمینمان تبریک عرض نموده و در برابر خدمات بیشائبه، باارزش و انسانی یکایک آنها سر تعظیم و تکریم فرود آورده و دستان پرتوانشان را میفشارم.
«صدها فرشته بر آن دست بوسه میزند کز کار خلق یک گره بسته وا کند.»
و از جامعه پزشکی متعهد و دلسوز ایران زمین به واقع چشم امید همه دردمندان که زیر لب «یا من اسمه دواء و ذکره شفاء» را زمزمه میکنند پس از خدای متعال به دستان پرمهر پزشکان فرهیخته و متخصص کشور دوخته است./
پست های مرتبط
جوانمرگی شهرک جوانان
دیپلماسی فعال آذربایجان شرقی در دل جنگ
سنگفرش یا آسفالت؟