ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
مطلب امروز را به بهانه پیروزی غرورانگیز تیم ملی فوتبال کشورمان در دومین بازی از مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر به رشته تحریر درآوردم هر چند باخت مقابل آمریکا و عدم صعود به مرحله حذفی جام جهانی زنجیره این موفقیت را قطع کرد، اما نتیجه بازی با ولز و اتفاقات پس از آن گواه این واقعیت است که می توان به کوچکترین بهانه ای دل این مردم را به دست آورد و اینکه جامعه ایران جامعه پر توقعی نیست که نشود از عهده تامین توقعاتش برآمد.
شاید برخی بر این عقیده باشند که کاش این مرقومه زودتر از این تحریر می شد، اما باورمان بر این بود که اظهار نظر در شرایط خاص می تواند برداشت های منفی ویکسویه به دنبال داشته باشد و از سویی بی بهره از هیجانات کف جامعه نباشد.
هر چند پیشتر مسئولان امر نشان داده اند که تبحر عجیبی در تبدیل فرصت ها به تهدید دارند، اما انصافا دیگر در این شرایط شاید فرصت جبران اشتباهی نباشد، لذا استفاده حداکثری از فرصت های هر چند اندک برای عبور از بحران راهکار عقل سلیم است. امیدواریم که برخی در مزرع خونین این روزهای کف خیابان یادی از کشته خویش کنند و مستی بی خبری از سرشان پریده باشد. بعد فوت مهسا که ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها، بارها صبورانه سرکشی های قلم را با قند تحمل مهار کرده ایم تا خطابی با عتاب نگوییم و درست گویی را بر درشت گویی ارجحیت داده ایم، اما تیتر فردای بعد از بازی تیم ملی با ولز کیهان کاسه صبرمان را لبریز کرد از آن روی که منافع ملی در روزگاری که زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد، بر همه امور اولویت و رجحان دارد.
کار را به جایی رسانده ایم که امروز امثال شریعتمداری، حسن عباسی و رائفی پور و خیل کثیری از کسانی که مصداق لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ بوده و همواره شیپور را از سر گشادش زده اند، میدان دار عرصه ای هستند که به عین الیقین نتیجه اش خسران است.
با جامعه ای که حتی در شرایط اینچنینی پای ایران و منافع ملی اش ایستاده می توان فتح باب گفتگو کرد اگر و تنها اگر به جاروی انصاف بساط اعتراض را بپیراییم، آب حکمت و عقلانیت و دیانت راستین را به جوی حکومت بازگردانیم. خشونت نقد را بچشیم که در آن فایده هاست و یاد بگیریم که جامعه را چون کودکی نپنداریم که پشت سر هم نیاز به تروخشک کردن دارد. برایش درصدی از حد بلوغ سیاسی و اجتماعی را قائل شویم و جامه قدرت به حد اعتدال ببریم و گهگاهی هم اجازه دهیم تا ردای مدیریت مان چین و چروک شود. مطمئن باشیم که این مردم دیانت راستین را ارج می نهند، همانی را که بازیچه دست برخی ها برای رسیدن به مطامع شخصی است. در طالع باشکوه و تابناک این مردم یک جامعه اخلاقی بماهو اخلاقی ترسیم شده است. برای مردمی که نجابت از سروکولشان می بارد، نا نجیبی نکنیم و برایشان رُحَمَاء بَيْنَهُمْ باشیم. قدر قلم های بی طمع را بدانیم و باب نیمه باز مخاطبه را غضبناکانه نکوبیم. از ریختن آبروی مومنی چنان بیمناک باشیم که از نمودن تارمویی! از اصلاح امور بر حذر نباشیم و شوکرانش ننوشانیم که اصلاح امور بن مایه قیام عاشوراست آن جا که هدف معظم ترین شهید تاریخ انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي!
در روزهایی که هواس همه ما به حوادث پیش آمده بود، دلار به نزدیک ۴۰ هزار تومان رسیده و بیم آن می رود که کسری بودجه وحشتناک ۱۴۰۱ را از محل همین بالا و پایین کردن ها جبران کنیم، اما شرط عدالت آن است که تفقدی کنیم درویش بی نوا را. در باب تقویت دولت در استفاده از خبرگان و نخبگان جامعه ابایی نداشته باشیم که ما پیش پیش مدال افتخار توسعه را بر سینه شما می زنیم. کابینه فعلی نشان داده که آن چه برای اداره کشور تصور می کرد، سرابی بیش نبوده و نه از یک میلیون شغل در سال و نه از یک میلیون مسکن ملی در سال خبری شده و نه استقلال سفره مردم از توافق برجام رقم خورده است . مسیر اصلاح دولت را برای مجلس باز کنیم و اجازه دهیم تا فارغ از گرایشات سیاسی و جناحی کسانی که دل درگرو توسعه کشور و انقلاب دارند، بر مسند امور بنشینند و مخلص کلام، حالا که صحبت از نقد و باب گفتگوست،نسیه اش نکنیم و چهره رحمانی و متبسم اسلام باشیم، شکم اقتصاد را که از اختلاس فربه شده بپیراییم و کاری نکنیم که نیاز به ابوذر و خواندن آیه کنز و استخوان پای شتر باشد.
پست های مرتبط
بازدیدهای نمایشیِ بازیگرانِ سیاسی
دیوارِ کجِ شورا
تبریز شهر بی دفاع در برابر زلزله