معمای خونین قره داغ

اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

چهاردهم تیرماه، تقویم مدیریت شهری تبریز با خون سه کارگر بی‌گناه بار دیگر رنگ سرخ به خود گرفت. در حالی که پروژه‌ عمرانی منطقه سه‌راهی اهر مثل تمام پروژه های دوره مدیریت فعلی با هیاهوی رسانه‌ای شهرداری بعنوان برگ زرینی در کارنامه مدیران معرفی می‌شد، شکستگی دکل دستگاه پمپ بتن ریزی و سقوط از ارتفاع با کارگران درحال کار، برخورد کرده و پرده از حقیقتی تلخ و تکان‌دهنده برداشت: پروژه‌های تبریز به جای توسعه، به مسلخ‌ تبدیل شده‌اند و بار دیگر زنگ خطر وضعیت فاجعه‌بار ایمنی در پروژه‌های شهری را به صدا درآورد، غافل از آن که آنچه در این هیاهوی رسانه ای توخالی جایش خالی است، کرامت انسانی و ارزش جان انسان هاست.

تراژدی در سایه سهل‌انگاری؛ ۳ خانواده دیگر عزادار شدند

مرگ در کمین کارگرانی بود که تنها برای نان شب، تن به کار در کارگاهی داده بودند که ایمنی و نظارت فنی در آن، گویا مفهومی غریبه است. سقوط جرثقیل در منطقه سه‌راهی اهر، در همان لحظات نخست جان یک کارگر را ستاند و دو همکار دیگرش را راهی بیمارستان کرد. اما این پایان قصه‌ی تلخ بی‌کفایتی نبود؛ شدت جراحات چنان عمیق بود که پرونده این حادثه با مرگ هر سه عزیز بسته شد تا سه خانواده دیگر از قبل سهل انگاری و بی کفایتی مدیران شهری به جمع خانواده های عزاداری بپیوندند که البته تعدادشان قابل ملاحظه است!

پروژه انزوای خبری؛ وقتی مدیریت شهری به جای پاسخگویی، سکوت پیشه می‌کند

پروژه دائمی شهرداری تبریز که همزمان با سایر پروژه ها در این مجموعه در حال انجام است، پروژه انزوای خبری در صورت فاجعه به بار آوردن و دادار دودور و بمباران خبری برای به زیر سایه بردن و بی اهمیت جلوه دادن این فجایع است.
شرم‌آورترین بخش ماجرا نیز نه حادثه، بلکه واکنش مدیریت شهری است. در حالی که انتظار می‌رفت شهرداری با عذرخواهی رسمی و شفافیت در ابعاد فنی فجایعی از این دست، پاسخگوی افکار عمومی باشد، ماشین روابط عمومی شهرداری تنها یک ماموریت را دنبال کرد: سرپوش گذاشتن بر ابعاد فاجعه. انزوای خبری و بازی با کلمات برای کوچک‌نمایی این رخداد، توهینی آشکار به شعور شهروندان و خون‌های ریخته شده است. گویی در دفتر مدیران، جان کارگر تنها عددی است که در گزارش‌های ماهانه با سیاست سکوت پاک می‌شود. هر قدر صبر کردیم تا شاید دو خط توضیح ساده در این رابطه از سوی روابط عمومی و شخص یعقوب هوشیار زرنقی بشنویم، نتیجه ای نداشت و گویی آقایان گردن گیرشان خراب است و جوهر خودکارشان ته کشیده و یا سواد رسانه ای شان صرفا برای های و هوی های بی جهت است و در معذرت خواهی و توضیح دادن و شفافیت دستی علیل و زبانی الکن دارند.

خواب زمستانی نهادهای نظارتی در چله تابستان؛ تا کی تماشاگر قربانی شدن باشیم؟

این نخستین‌بار نیست که تبریز بوی مرگ در پروژه‌های عمرانی را استشمام می‌کند. تکرار این حوادث، یک سئوال واضح دارد: “نظارت در شهرداری تبریز تعطیل است؟ حال به مذاق آقایان خوش بیاید یا نیاید، حقیقت همین است.
تا چه زمانی قرار است خون کارگران بی‌دفاع، هزینه‌ی سوءمدیریت و نبود بازرسی‌های تخصصی باشد؟ سوال از نهادهای نظارتی استان اینجاست: تا کی قرار است در خواب زمستانی بمانید؟
آیا وقت آن نرسیده است که به جای سکوت، پرونده‌ی عاملان این بی‌مبالاتی‌ها را روی میز عدالت بگذارید؟
مدیریت شهری که ایمنی کارگاه‌هایش را فدای سرعت پروژه‌های نمایشی می‌کند، صلاحیت اداره‌ی شهر را ندارد. خون این سه کارگر بر گردن تک‌تک کسانی است که بر این قصور سیستماتیک، چشم بسته‌اند.

About Author