تضییع بیت المال در تبریز مریض احوال

اختصاصی ساقی آذربایجان : مدتی است شهرداری تبریز اقدام به تخریب آسفالت خیابان های شهر و کفپوش نمودن آنها می نماید که با اظهارنظرات متفاوت شهروندان مواجه گردیده است. برخی معتقدند این اقدام شهرداری ستودنی است و باعث زیباتر شدن فضای شهری می شود . عده دیگری معتقدند این کار شهرداری هیچ ضرورت و اهمیتی نداشته و نیازی به چنین کاری نبود و نیست مگر آنکه قصد تبدیل خیابان به پیاده راه باشد که در اینصورت می توان توجیه مناسبی برای آن پیدا کرد.
از سوی دیگر اظهارات مسئولان شهرداری تبریز بر این موضوع استوار است که می خواهند طبق اصول شهرهای انسان محور حرکت نمایند .اما ویژگی‌های یک شهر انسان محور چیست؟
بحران‌های امروز زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی شهرها لزوم بازگشت به رویکردهای انسان مدارانه را ضرورت بخشیده است.
وجود یک شهر همواره به واسطه افرادی است که در آن زندگی می‌کنند و جهت گیری همه برنامه‌ها و اهداف باید در راستای تأمین نیازهای آنها باشد، اما ممکن است ساکنان شهر که دلیل پیدایش آن هستند به واسطه پیچیدگی و در هم تنیدگی مسائل شهری، همینطور اتخاذ سیاست‌های نادرست به حاشیه رانده شوند و در عین حالی که همه تجهیزات و امکانات برای خدمت به ساکنان شهر در نظر گرفته شده است، آنها جایگاهی در تعیین این برنامه‌ها و اهداف نداشته باشند مانند اجرای پروژه های شهرداری که در حقیقت شهروندان هیچ نقش موثری در تصمیم گیری و اجرای این پروژه ها ندارند و بهمین خاطر مراسم های افتتاح و بهره برداری از پروژه های شهرداری همواره با حضور خود مسئولان و پیمانکاران انجام می شود نه شهروندان متاثر از اجرای این پروژه ها در نقاط مختلف شهر !
بحران‌های زیست محیطی، بحران‌های اجتماعی و بحران‌های اقتصادی پیش آمده موجب زنده شدن واژه شهر انسان مدار شد و این مفهوم را پیش روی متخصصان شهری قرار داد.
شهری که برای انسان با تمامی ویژگی‌های انسان مدارانه باید تدارک دیده می‌شده است، در حال حاضر در سیطره اتومبیل قرار دارد، یا از منظر اقتصادی در سیطره نظام اقتصادی است که انسان در اولویت اول آن نیست در چنین شرایطی بازگشت به مفهوم شهر انسان مدار ضرورت داشت که قاعدتاً از همان ابتدای پیدایش شهر، قرار بوده است که شهر برای زندگی انسان با تمام ویژگی‌های انسانی باشد و بسته به فرهنگ و جهان بینی هر مکانی تعریف خاصی از انسان و نظام انسانی مورد توجه بوده است.

شهر انسان محور یا شهر حیات محور؟

اینکه باید حیات و زیست شهر را مورد توجه قرار دهیم، گریزناپذیر است، اما احتمال دارد برخی مواقع تلقی و تفسیر دیگری نسبت به برخی واژه‌ها شود، زمانی که از شهر انسان مدار صحبت می‌کنیم به اشکال مختلفی می‌توان این انسان مداری یا انسان گرایی را تفسیر و تعبیر کرد. آسیب از آنجایی وارد می‌شود که دیدگاه ما محدود به چند جنبه جزئی‌نگر از مسئله عمیق انسان گرایی شود.اساساً توجه صرف به واژه می‌تواند در نگاهی که نسبت به شهر انسان محور و انسان مدار داریم، خلل وارد کرده و توجه به مفهوم آن را در اولویت دوم قرار دهد.
اما اینکه آسفالت یک خیابان پر تردد را که میلیاردها تومان برای اجرای آن هزینه شده است تخریب کنیم و هیچ برنامه ای برای تغییر کاربری آن نداشته باشیم و با صرف هزینه های چند ده میلیارد تومانی دوباره همان مسیر را با کفپوش کار کنیم آن هم نه با کف های سنگی بلکه با کفهای موزاییکی و بتنی که هیچ زیبایی در بر نخواهد داشت این امر در حقیقت تضییع آشکار بیت المال است و باید جلوی آن گرفته شود . مصداق این کارهای شهرداری تبریز که بصورت تقلیدی در نقاط مختلف شهر جریان دارد را می توان در چهارراه شهید بهشتی ( منصور ) و همچنین خیابان ارتش شمالی دید. کفهای بتنی استفاده شده در چهارراه شهید بهشتی زیر لاستیک خودروها در حال بالا و پایین شده هستند و رد سیاه لاستیک ها بر روی کفپوش های بتنی از هم اکنون چهره نازیبایی به محل داده است. کدام عقل سلیم می تواند این اقدامات شهرداری را قبول کند و چرا پول های شهر که امانت مردم هستند برای عمران و آبادانی و تقویت چرخه اقتصادی شهر ، اینگونه هدر داده می شود؟
به نظر می رسد بدلیل حواشی موجود در شورای شهر تبریز که از همان روزهای اول تشکیل این شورا دچار آن شده است و تاکنون ادامه دارد و مسیر خدمت به شهر و مردم ، تحت الشعاع این حواشی قرار دارد، هیچ انتظاری از این شورا برای انجام درست وظیفه قانونی و نظارتی خود نمی رود و فقط سیستم های نظارتی و مشخصا مدعی العموم می تواند با ورود به این موضع جلوی حیف و میل بیت المال در شهرداری تبریز را بگیرد و نگذارد سرمایه های شهر اینگونه مورد هدم و نابودی قرار گیرد چرا که ارزش افزوده این کارهای غیرضروری برای شهر در قبال هزینه های گزاف مادی و اجتماعی که پرداخت می شود بسیار بسیار ناچیز خواهد بود و تنها نفع آن به جیب کارخانه تولید کننده کف های بتنی و پیمانکار پروژه خواهد رفت و دیگر هیچ !

About Author