اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی

در سریال ستایش، وقتی فرزند پسری طاهر پیش حشمت فردوس رفت و خود را متخصص باغ داری معرفی کرد و از او خواست تا سرمایه اش را توام با دانش تخصصی وی پیش ببرد، فردوس سالها و به کنایه وی را متخصص صدا می کرد. با این پیش گفتار برویم سراغ نشست خبری آقای شهردار که در طول این نشست کارشناسان، اعضای شورا و اصحاب رسانه را غیر متخصص خواند و بارها تخصص خود در حوزه عمران را تکرار می کرد. فلذا در ادامه ببینیم آقای متخصص چه گفت و چه شنید!
پنجمین نشست خبری شهردار تبریز در حالی در محل شهرداری منطقه ۹ در خاوران برگزار شد که علی رغم حضور خیل کثیری از اصحاب رسانه ، به جهت محتوایی غنای لازم را نداشت و بجز موارد بسیار معدود، ماهیت پرسش های مطروحه رنگ و بوی نقد نداشت. از طرفی جناب شهردار هم مثل اغلب جلسات علنی شورای شهر، بی حوصله و عصبی به نظر می رسید و یکبار نسبت به مجری و سه بار نسبت به همکاران رسانه ای برخوردی غیر موجه داشت و از این رو در تمام طول جلسه این تلقی ایجاد شد که نکند مثل جلسات شورا اگر انتقاد یا موردی بود که به مذاق مبارکشان خوش نیامد، جلسه را به نشانه قهر ترک نمایند. هر چند با شرایط روحی که جنابشان دارند، چنانچه همکاران رسانه ای در نشست فوق جانب احتیاط و مراعات را پیشه نمی کردند، چه بسا این مهم رخ می داد.
شهردار تبریز در پاسخ به سوالی در رابطه با چرایی اعطای مجوز به یک کلینیک سلامت دیگر در سه راهی ارتش با وجود تجربه تلخ ساختمان سلامت در آخر مارالان و شیخ الرئیس و البته بهاران با اظهار این نکته که این مجوز در زمان مدیریت وی صادر نشده گفت: برای حل بحث ترافیک تبریز باید کار اساسی صورت گیرد و هر خانوار تبریزی دو خودرو دارد که بالاتر از نرم کشوری است و اگر آیا پروانه ندهیم، ترافیک نمی شود؟ این مدل پاسخگویی در نوع خودش جالب بود از آن جهت که پرسشگر یادش رفت بگوید که آقای شهردار ما که در حالت فعلی ترافیک وحشتناک داریم، دلیل اعتراض ما به این قبیل پروانه های ساخت از منظر جلوگیری از تشدید ترافیک است.
وی در رابطه با بحث آلودگی هوای تبریز هم از مدیریت هوشمند و نصب دوربین های ثبت تخلف و فیبرنوری سخن به میان آورد. شاید اگر دوربین های ثبت تخلف در تبریز به میزان نیاز موجود باشد، آمار تخلف پایین بیاید، اما این اظهارات نشان داد که وی مثل دیگر مدیران شهری برنامه خاصی در کوتاه مدت برای حل بحران آلودگی هوای تبریز و ترافیک آن ندارد.
شهردار تبریز در بخش دیگری از اظهارات خود و در پاسخ به پرسشی در رابطه با اختلافاتش با برخی از اعضای شورا از حفظ شان قانونی شورا سخن به میان آورد ولی نگفت که چرا در کلان موضوعاتی نظیر فاینانس ۴۲۰ میلیون یورویی و بحث بانک شهر و آن چهارشنبه سیاه سال گذشته و همین اواخر در رابطه با باغ گلستان حاضر نشد چنین جایگاه قانونی برای شورا قائل شود و زحمت یه خط توضیح را بخود نداد. وی با غیر متخصص خواندن اعضای شورا در مباحث عمرانی آنان را متهم به مشورت با کارشناسان غیر مجرب در این حوزه نمود.
وی از سرانه سنگ فرش و الزام وجود آن در رابطه با بحث های گردشگری و توریسم گفت اما نگفت که برای توسعه گردشگری زیر ساخت های دیگری نیاز است و سنگ فرش در کنارشان به چشم نمی آید. او نگفت که چرا شهری با این وسعت و عظمت لنگ نبود شهربازی، آسفالت درست و حسابی و سرویس های بهداشتی است و خانه های تاریخی اش از جمله خانه باقرخان و ستارخان و مقبره الشعرا و …جولانگاه سگ های بلاصاحب و معتادان است و غسالخانه عمی زین الدین چگونه با خاک یکسان شد!

هوشیار در حالی که از اوایل جلسه سعی داشت نشان دهد که چهره ای نقد پذیر است اما در قبال پاسخ به نقدهای ما با سابقه ذهنی که از ما دارد برآشفت و ما را متهم به بزرگ نمایی، بی سوادی و حب و بغض نمود و از اوایل جلسه در لفافه بعضا تشری هم بدون ذکر نام به ساقی آذربایجان می نمود و حاضرین هم ما را نشان می دادند که مخاطب شان شما هستید و براحتی و بدون اینکه ما پاسخی بدهیم نشان داد که کدام سوی داستان حب و بغض دارد.
از نکات جالب این جلسه، آغاز آن با رونمایی از یک کتاب ۵ جلدی بود؟! اما کتاب؟ کتاب تعریف دارد و زمانی یک نوشته را کتاب می نامیم که دارای مجوز انتشار از مجاری قانونی و دارای شابک باشد و شواهد و قرائن نشان داد که این اثر هم هنوز مراحل قانونی اخذ مجوز را انجام نداده و به اصطلاح مثل اثر قبلی “پیشیه بزمدی ” و متاسفانه برخی هم ندانسته پای رونمایی آن امضای یادگاری زدند.

همین چند وقت پیش هم شاهد اتفاقی شبیه به این بودیم و بعدا که دم خروس بیرون زد و معلوم شد که اثر فوق دارای اشتباهات املایی بسیاری اعم از عمدی یا سهوی است و مجوز ندارد ، سریعا جمع آوری کردند و از بیخ منکر قضیه شدند.

مهم ترین بخش داستان هم مربوط به بخشی بود که از بد قصه ، شهردار می بایست پاسخگوی سوالات ما می بود و دو ابر چالش را در این بخش مطرح کردیم.
چالش اول مربوط به موضوع باغ گلستان بود. طبق مصوبه شورای تامین شهرستان شهرداری می بایست بعد از تغییر کاربری ملک مورد نظر را در اختیار نیروی انتظامی قرار می داد و از سویی چنانچه موضوع هبه مطرح بوده می بایست به تصویب شورای شهر می رسید که هیچ کدام از سوی شهرداری صورت نگرفته است و به نوعی این نهاد نظامی را در مقابل افکار عمومی قرار داد.
مورد بعدی مربوط به بحث چرایی افزایش سهام در بانک شهر است. بانکی که طبق گزارش بانک مرکزی ذیل ماده ۱۴۱ قانون تجارت کشور تعریف شده و به تعبیر عام تر مجموعه ای ورشکسته است از آن جهت که این بانک زیان ده با کفایت سرمایه منفی ۶۲/۷ در شرایط بحرانی قرار دارد و میزان بدهی هایش طبق همان گزارش ۲۷۰ برابر سرمایه این بانک است!

در پاسخ به مورد اول جنابشان مدعی شدند که ما قصد بزرگ نمایی داریم و با مطرح کردن پیاپی موضوعات مطلب را لوث می کنیم و این در حالی است که وظیفه رسانه پیگیری مشکلات تا حصول نتیجه است. وی مدعی شد که طبق قانون نیازی به تغییر کاربری نبوده و اگر چنین بوده ما مکلف به انجام آن نیستیم و خود شورای تامین باید انجام می داد و علنا اعلام کرد که وجود کلانتری در این بخش از شهر الزامی بوده و حتی درخواست ایجاد کلانتری در مقبره الشعرا را هم نمود! وی در قبال بریدن درختان تاریخی این منطقه و از بین بردن فضای سبز هم صرفا به واژه بی تدبیری پیمانکار بسنده کرد و مدعی شد که از پیمانکار شکایت کرده است! وی گفت که پلیس مدعی است که اگر در آن محل کلانتری نباشد، امنیت آن جا را دیگر از ما نخواهید؟ در حالی که اولا پلیس موظف به ایجاد امنیت در شهر است و برای وظایف قانونی خود هیچ گاه زیر لفظی نمی خواهد و از سویی مگر برای هر پارکی که در تبریز وجود دارد باید یک پاسگاه پلیس ساخت؟ ثالثا امنیت این منطقه با یک کانکس هم قابل حل بود و نیاز به بریدن درختان و باقی قضایا نبود.

پاسخ به سوال دوم جالب تر بود و ضمن ابراز ناراحتی از اینکه چرا ما با سند گزارش بانک مرکزی در جلسه حاضر شده ایم و علی رغم آن که اعتراف داشت در مسائل مالی سررشته ای ندارد، چنان وضعیت گل و بلبلی از شرایط مالی بانک در بورس ارائه کرد که دهنمان آب افتادف فقط نمی دانیم این همه فعال بورس در کشور اگر این حجم سوددهی واقعیت دارد، مبادرت به خرید سهام این بانک نمی نمایند؟ وی از بیخ منکر بدهی های بانک شد و به سرمایه های غیر منقول آن اشاره کرد که در مباحث اقتصادی معقول نیست. وی همچنین از اینکه ما اسم داماد آقای محسن رضایی را آوردیم هم ناراحت شد و وی را موفق ترین مدیر بانکی کشور خواند! فقط معلوم نیست اگر داماد گیت وجود نداشت، ایشان الان دقیقا چه پستی می توانست داشته باشد؟

در نهایت وی مدعی شد که از قبول یک مسئولیت از سوی دولت که با تخصص وی سازگار نبود، خودداری کرده است؟ چنانچه دولت مستقر به شخصی که میزبان رقیب رییس جمهور در ایام انتخابات بود و حامی جدی وی، پستی در نظر گرفته باشد، جای هزاران افسوس دارد.

 

About Author