پروژه ساختیم، اعتماد نساختیم

ساقی آذربایجان/ احمد بایبوردی

تبریز در این شش دوره، شورا داشته است؛ اما هنوز «پارلمان شهری» به معنای واقعی نداشته است. شوراهایی آمده‌اند و رفته‌اند؛ بودجه تصویب کرده‌اند، شهردار انتخاب کرده‌اند، پروژه افتتاح کرده‌اند، تذکر داده‌اند، مصاحبه کرده‌اند و در قاب رسانه‌ها دیده شده‌اند؛ اما پرسش اصلی هنوز بی‌پاسخ مانده است: سهم شهروند تبریزی از این همه شورا چه بوده است؟
اگر خروجی شورا فقط چند پروژه عمرانی، چند عکس افتتاح، چند نطق آتشین، چند دعوای رسانه‌ای و چند وعده تکراری باشد، این دیگر پارلمان شهری نیست؛ این فقط یک ایستگاه سیاسی در مسیر قدرت است.
تبریز به شورایی نیاز دارد که از شهرداری حساب‌کشی کند، نه اینکه در حاشیه تصمیمات شهرداری حل شود. شورایی که بودجه را از پشت درهای بسته بیرون بکشد و روی میز مردم بگذارد. شورایی که به‌جای دخالت در انتصابات، بر عدالت محله‌ای، حمل‌ونقل عمومی، شفافیت قراردادها، سلامت مالی، بافت فرسوده، حاشیه‌نشینی، محیط‌زیست شهری و کیفیت زندگی مردم تمرکز کند.
واقعیت تلخ این است که برخی اعضای شورا از شهر اعتبار گرفتند، اما همیشه اعتبارشان را خرج شهر نکردند. بعضی‌ها با رأی مردم وارد شورا شدند، اما با منطق قدرت، معامله، شهرت و آینده سیاسی از آن خارج شدند. اینجا همان نقطه‌ای است که اعتماد عمومی زخم برداشت.
تبریز امروز بیش از آنکه به شعارهای پرطمطراق نیاز داشته باشد، به یک انقلاب در حکمرانی شهری نیاز دارد؛ انقلابی در شفافیت، پاسخ‌گویی، سلامت اداری و احترام به رأی مردم.
تبریز دیگر شورای تماشاچی نمی‌خواهد؛
شورای شهر باید وکیل مردم باشد، نه شریک سکوت مدیریت شهری.
اگر شورا نتواند حق شهر را از شهرداری، پیمانکار، رانت، بی‌برنامگی و مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی پس بگیرد، نامش شورا هست، اما کارکردش فقط تزئین دموکراسی شهری است و این تلخ‌ترین جمع‌بندی شش دوره است:
تبریز پروژه کم ندارد؛ تبریز اعتماد کم دارد.
تبریز خیابان و پل و بودجه دیده است؛اما هنوز شهری نشده که مردم احساس کنند واقعاً در اداره آن سهم دارند

About Author