پزشکیان برای ایران!

به قلم : دکتر مسعود برزگر جلالی/ مدیر مسئول

وقتی او آمد عده ای خوشحال شدند و عده ای نگران و عده کثیری بی تفاوت . هر روز که به انتخابات نزدیک تر می شدیم تعداد خوشحالان بیشتر می شد و از آن عده کثیری که بی تفاوت بودند اندکی حساس شدند تا ببینند او چه می گوید. روزها گذشت و گذشت تا اینکه نیمی از حائزین شرایط رای دادن آمدند پای کار و نیمی دیگر نیامدند و بالاخره انتخابات برگزار شد و طبیب جمهور انتخاب گردید. در یک رقابت نابرابر ۳ به ۱ در دور اول و تقریبا همین حالت در دور دوم.حتی یکی از آنان می گفت به حول و قوه الهی نمی گذارم شما رییس جمهور شوی ! اما شد. چون تقدیر الهی اینگونه رقم خورده بود. ضمن اینکه رهبر فرزانه انقلاب نیز طرفدارحق بود و در مسیر تقدیر الهی.
اما گویا سرنوشت طور دیگری نوشته شده بود و آنچه که به ذهن هیچ بنی بشری نمی آمد و تصورش هم نمی رفت از همان روز اول شروع به خدمت رییس جمهور ، اتفاق افتاد و حوادث ناگوار پشت سر هم به گونه ای که فرصت برنامه ریزی برای حل مشکلات موجود و انباشته شده از سالهای اخیر را به حاشیه برد و هر روز مشکلات جدید و بیشتر خلق گردید. رییس جمهور تا حدود زیادی درگیر معضلات جدید و حل و فصل آنها شد . گویی بدخواهان این آب و خاک از انتخاب این مرد شریف بعنوان رییس جمهور بشدت ناراحت بودند . بدخواهان خارجی و داخلی همزمان با هم ! و نمی خواستند او در انجام وظایفش توفیق یابد اما حمایت و هدایت رهبر شهید انقلاب و ولی فقیه فرزانه ، کام این بدخواهان را تلخ می کرد و راه را برای حل مشکلات ، با تدبیر و درایت باز می نمود.
انبوه مشکلات پس از انتخاب این مرد بعنوان رییس جمهور باعث شد تا او نتواند در فضایی آرام و منطقی و خردمندانه به رتق و فتق امور بپردازد و ضعف در سیستم اطلاع رسانی دولت و چوب لای چرخ گذاشتن های بدخواهانِ به ظاهر خیرخواه و عدم حمایت از شبکه هواداران طبیب جمهور در سطح کشور و رها نمودن آنان به امان خدا باعث شد تعداد قابل توجهی
از رای دهندگان ، از مسعود پزشکیان روی گردان شده و از او ناامید شوند و باب انتقادات تند و تیز از وی در جمع هواداران او در سطح کشور باز شد . برخی بحق و برخی نابحق و آن هم شاید بدلیل عدم اطلاع از جزییات مسائل. انتقادهای کارشناسی از دولت کاملا بجا بود و می بایست مورد توجه قرار می گرفت که البته اینگونه نشد و این از نقاط ضعف دولت بود تا اینکه در سالگرد انتخاب پزشکیان بعنوان رییس جمهور ، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آغاز شد و فضای عمومی کشور را تحت تاثیر خود قرار داد و سپس حادثه تلخ و غمبار دی ماه که یک فاجعه ملی شکل گرفت و چندین هزار خانواده ایرانی را داغدار کرد . دست جنایتکار دشمن از آستین خباثت اش بیرون آمد و ایران عزیز را نشانه گرفت و شد آنچه که نباید می شد.
هنوز این درد جانکاه و ملی ، داغ بود که جنگ تحمیلی رمضان آغاز شد با ابعاد گسترده تر و با اهداف بیشتر و ضربه های سهمگین تر ، ویرانی های گسترده تر به بار آورد و صدها شهید به شهدای حوادث یک سال گذشته افزوده شد و به هزاران شهید رسید و در راس آنها رهبر عزیز انقلاب به فیض شهادت نائل گردیده و داغ ملت تازه تر و غمبارتر شد.
هر روز بمباران ایران و هر روز خسارت های زیاد و هر روز شاهد از دست دادن فرزندان این سرزمین آن هم با همکاری و همیاری جریان نفوذ و نفاق که از سالها پیش با هر لباسی در تمام قسمتهای حاکمیت رخنه کرده بودند و با حذف تدریجی نیروهای مخلص و دلسوز از رده های مختلف مدیریتی و تصمیم گیری و افراطی گری های بی حد و حصر ، با انگ های مختلف سیاسی و عقیدتی ، هم مانع خدمتگزاری خادمان صدیق شده بودند و هم عامل ورود نیروهای بی کیفیت و متزلزل و سرسپرده اما به ظاهر هم راستا با ارزش های انقلابی در جای جای ارکان حاکمیت! اما واقعیت های میدانی ایجاب می کرد که تدبیر اساسی و به دور از هیجانات کاذب ایجاد شده توسط همان جریان خطرناک نفوذ و نفاق اندیشیده شود و به جنگ خانمان سوز پایان داده شود که بالاخره با فداکاری ملی رییس جمهور و اعتماد رهبر عزیز انقلاب و رهنمودهای داهیانه ایشان ، تفاهم پایان جنگ امضاء شد آن هم ۱۱۰ روز پس از تجاوز دشمن وحشی و بی رحم به ایران عزیزتر از جان.
سند تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا با مجبور شدن ترامپ به پذیرش شروط ایران که مدیون خون مدافعان وطن بود امضاء شد که نشان از وحدت فکری و نظری میان مسئولان ارشد نظام داشت اما قطعا رژیم صهیونی منتظر فرصتی برای بر هم زدن این توافق خواهد بود.

About Author