مجید بهشتی روی- شهرساز و پژوهشگر مسائل شهری
چندین هفته از ماجرای ریزش ساختمان های محله ملازینال با تخریب یک واحد همسایگی در ۳ ثانیه سپری شده و جلسات متعدد جهت بررسی تشکیل و حتی تصمیماتی نیز اتخاذ شده است. ولی این سئوال هنوز باقی است: براستی مقصر واقعی در ماجرای ریزش چه کسانی بوده و هستند؟ و آیا با این تلنگر کوچک، قدری به خود آمده اند؟ براستی با این وضعیت، در صورت وقوع یک زلزله ۷ ریشتری و بیشتر چه بر سر شهر و حتی استان خواهد آمد؟ روی سخنم با اعضای محترم شورای اسلامی شهر تبریز، مدیریت شهری، اعضای شورای مسکن، اعضای ستاد بازآفرینی شهری، اعضای کمیسیون ماده ۵ و اعضای هیات چهار نفره استان است.
آقایان آیا همه مقصر نیستیم؟ سال هاست که ما با ضعف، ناتوانی و ناکارآمدی های خود و در سایه کنار گذاشتن نیروهای کارآمد و نخبه، نتوانسته ایم تصمیمات درستی اتخاذ نماییم و با تصمیمات غلط به بحرانی تر شدن وضعیت جامعه کمک کرده ایم. استان و شهری که در سال هایی نه چندان دور با صدور یک پروانه ساختمانی، می توانست برای آینده شهر، کوی ولیعصری را بسازد با استانداردهای روزآمد جهان و یا با بالاترین تکنولوژی های روز، ساختمان های پیچ و مهره ای ۸-۱۰ طبقه کارخانه ای را بسازد، اینک سرپناه هایی با حداقل استانداردهای فنی، شهرسازی و بهداشتی می سازد. راستی چه بر سر ما آمده است که ساختمان در حال احداث ما می ریزد!!! بگذارید، قدری ریشه ای به موضوع شهر و شهرسازی تبریز و استان بپردازیم.
در سال های اول انقلاب و جنگ طبیعی است که مجالی برای پرداختن به شهر و شهرسازی و حل مشکل حاشیه نشینی در کشور، استان و شهر تبریز نبود. ولی از بعد از پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ چه؟ چرا تاکنون برای حاشیه نشینی و بافت فرسوده و تاریخی کاری نکرده ایم؟
قریب ۴ دهه شهر و استان دست عزیزان بوده است. بنده می خواهم قدری با سند و مدرک بر ضعف ، ناتوانی و ناکارآمدی عزیزان و نقش آنها در ریزش ساختمانهای ملازینال و ریزش های ساختمان های آتی بپردازم. دقیقاً در سال های پایانی دهه ۸۰ در شرایطی که همه شهرهای کشور، پس از طی یک دوره سازندگی در شهرها و استان های کشور، برای اعتلای کیفیت ساخت و سازها و بازآفرینی بافت های شهری، تلاش های عالمانه و کارشناسی را آغاز نموده بودند در شهر تبریز و استان آذربایجان شرقی، تلاش هایی غیرعالمانه و غیرکارشناسی آغاز می گردد که در این مختصر به دو مورد اشتباه مهم اشاره می گردد:
نمونه نخست: هیأت چهار نفره استان، هیأت موضوع ماده ۳۳ قانون نظام مهندسی ساختمان که مستندی برای دخالت درخصوص انجام خدمات مهندسی بر اساس آرای متعدد قضایی اخیر التصویب(هیئت عمومی دیوان عدالت اداری برمبنای رأی شماره ۱۹۱۷ مورخ ۱۲/۱۲/۱۳۹۹ ) و (هیئت عمومی دیوان عدالت اداری، رأی به شماره دادنامه ۲۷۶۵ مورخ ۰۹/۱۲/۱۴۰۱) نداشته است، طی مصوبه ابلاغی مورخ ۵/۰۷/۱۳۸۹، استفاده از خدمات شهرسازی، در مورد ساختمان های گروه (الف)- (ب) –(ج) یعنی بیش از ۹۰ درصد ساختمان های احداثی(ساختمان های زیر ۱۰ طبقه)، در سطح استان را غیرضروری تشخیص و صرفاً کنترل رعایت اصول شهرسازی در سطح استان را در تهیه طرح و نقشه و اجرای ساختمان های گروه (د) در پروژه های با بیش از یک بلوک، ساختمان های ده طبقه و بیشتر و ساختمان های با زیربنای بیش از ۵۰۰۰ مترمربع الزامی اعلام می نماید!!! این مصوبه ۱۵ سال هست که بصورت خلاف، بستر زایش و احداث بناهای غیرفنی، غیرشهرسازی و غیربهداشتی را فراهم نموده است.
نمونه دوم: کمیسیون ماده ۵ استان در تهیه و تصویب طرح تفصیلی تبریز(۱۳۹۱)، مقررات منطقه بندی تراکمی شهر تبریز را حذف و بجای مقررات منطقه بندی که به مثابه ابزاری مؤثر برای کنترل تراکم در همه شهرهای ایران و جهان می باشد با تعریف ضابطه سه عنصره تأمین پارکینگ، فضای باز و عرض گذر، اجازه احداث هرگونه ساختمان را در هر قسمت شهر تبریز ، با حذف ضوابط و مقررات منطقه بندی صادر می نماید!!! این مصوبه قریب ۱۴ سال هست که باعث تخریب بافت ها و هویت مناطق مختلف شهر تبریز شده است.
پست های مرتبط
تداوم معضل ترافیک تبریز با پروژه های نمایشی
بافت تاریخی تبریز، گروگان مدیریت جزیره ای
سوخت دوم ، کارساز یا بحرانساز؟