اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
بیش از ۱۰ روز از تجاوز ناجوانمردانه اسرائیل و دفاع مشروع و قانونی ایران در مقابل این رژیم جعلی می گذرد. بجز همان نیم روز اولی که به زعم دشمن غاصب موفقیت هایی کسب کردند، در ادامه نیروهای مسلح سریعا در مقام ریکاوری برآمده و تمام معادلات و نقشه های آنان را بر باد دادند. ادبیات نظامیان اسرائیلی و شخص نتانیاهو و دست به دامن ترامپ شدن نشان می دهد که این رژیم اشغالگر در حمله صبح جمعه خود تنها برای ۴۸ ساعت برنامه ریزی کرده بوده تا با زدن فرماندهان نظامی و برهم زدن سازمان تصمیم گیری در نیروهای مسلح ایران و شورش مردم ایران علیه حاکمیت خود موفق شود تا یکی از دو نیت صهیونیست ها را به انجام رساند. یا به طور کامل نظام جمهوری اسلامی ساقط شود و یا در مذاکرات صبح یکشنبه با آمریکا، طرف آمریکائی هر چه روی میز گذاشت، ایران به جهت شرایط جنگی و شورش های اجتماعی مجبور به پذیرش شود. هر دوی این آرزوها داستان شتر و پنبه دانه بود که به فاصله بسیار کمی به یاس تبدیل شد. در شق اول داستان آروزهای صهیونیستم، نه تنها نظام تصمیم گیری و مقابله بر هم نخورد بلکه در سریع ترین زمان ممکن جانشینان شهدای رده فرماندهی از سوی فرمانده کل قوا منصوب شدند تا مشخص شود که ساختار نظامی کشور به لحاظ بنیه نیروی انسانی سلسله ای از افراد را داراست که توان مدیریت جنگ را دارند.
در شق دوم تلاش ها برای کشاندن مردم به خیابان ها و به زعم آقایان شورش های عمومی بود که در این فقره نیز نه تنها توفیقی حاصل نشد بلکه مشاهدات میدانی حکایت از آن دارد که میزان سرمایه اجتماعی نظام در روزهای بعد از حمله به شدت تقویت شده است. حجم گزارشات مردمی به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی از باب تحرکات مشکوک جاسوسان و تروریست ها تنها بخشی از این واقعیت است. در سوی مقابل نیز شرایط فعلی حکایت از آن داشت که ایرانی جماعت هیچ گاه به اجنبی و دشمن خارجی دل نمی بندد و کودک پهلوی و امثالهم اعتبار و منزلتی در جامعه ایران ندارند. فضای اجتماعی و سیاسی ایران بعد از حمله، با ایران قبل از حمله چنان تفاوت های شگرفی دارد که همه تحلیلگران دوزاری شبکه های عنترنشنال و خارج نشین را انگشت به دهان گذاشته است.
صهیونیست ها بعد از برهم ریختن معادلات جنگی و سیاسی شان حالا دست به دامن ترامپ شده اند تا شاید او بتواند آنان را از ورطه جنگی که در اوج حماقت آغاز کردند، بیرون کشد. فضای جامعه به شدت تحت تاثیر حوادث اخیر با اسم رمز اتحاد در مقابل دشمن تا دندان مسلح دیروز و آشفته امروز ایستاده و چنان پای کار جنگ اند که چشمان معاندین از حدقه درآمده است. خیلی ها در این سالها باورشان بر این بود که ساختار اجتماعی ایران به گونه ای شگرف دگرگون شده و فضای احساسی و انقلابی دهه شصت رخت بربسته و دیگر کسی پای این آب و خاک نمی ایستد. عدو سبب خیر شد تا چنان اتحادی در جامعه ایران شکل بگیرد که حتی منتقدترین افراد نسبت به عملکرد دولت و دستگاه های حاکمیتی نیز در گرده حامیان برآیند و هدف مشترک پشیمان کردن صهیونیست ها باشد.
رژیم اشغالگری که سالها بود در تقابل با چند گروه مبارز اسلامی قرار داشت و به زعم خود می پنداشت، ایران نیز چیزی نیست جز همین چند گروه استشهادی و مدام بر طبل جنگ می کوبید و هل من مبارز می طلبید و برای حمله چون نوزاد حین تولد عجله داشت. حمله کرد و با تمام توان هم حمله کرد و هر چه در چنته داشت رو کرد و راه به جایی نبرد، گنبدی هم قرار بود آهنین باشد و برایشان امنیت به ارمغان آورد، پوشالی از آب درآمد تا در تاریخ ثبت شود که رهگیری و انهدام گنبد امام رضا در کشور امام رضا بسیار دقیق تر از گنبد های صهیونی و آمریکایی عمل کرده است و کار تا جایی پیش رفته که برخی از مناطق شهر تل آویو و حیفا توفیری با خان یونس و غزه ندارد و درس عبرتی شد برای لات کوچه خلوت خاورمیانه و ارباب موطلایی اش
پست های مرتبط
بازدیدهای نمایشیِ بازیگرانِ سیاسی
دیوارِ کجِ شورا
تبریز شهر بی دفاع در برابر زلزله