اختصاصی ساقی آذربایجان/ احمد بایبوردی
در سالهای اخیر، یکی از سیاستهای عمرانی شهرداری تبریز، جایگزینی آسفالت با سنگفرش در بخشهایی از معابر شهری بوده است؛ پروژهای که با هدف ارتقای کیفیت منظر شهری، هویتبخشی به فضاهای عمومی و توسعه گردشگری اجرا شد. با این حال، اکنون و پس از گذشت مدت کوتاهی از اجرای برخی از این پروژهها، پرسشهای جدی درباره توجیه فنی، اقتصادی و مدیریتی آن مطرح شده است؛ بهویژه آنکه در برخی نقاط، نشانههای نشست، ناهمواری و خرابی زودهنگام سنگفرشها مشاهده میشود.
نخستین پرسش این است که آیا پیش از اجرای این پروژهها، مطالعه جامع هزینه–فایده (Cost–Benefit Analysis) و تحلیل چرخه عمر روسازی (Life Cycle Cost Analysis) انجام شده است؟ در مهندسی عمران، انتخاب نوع روسازی صرفاً یک تصمیم زیباییشناسانه نیست، بلکه باید بر پایه حجم ترافیک، شرایط اقلیمی، ویژگیهای ژئوتکنیکی خاک، هزینههای نگهداری و عمر مفید سازه انجام شود.
سنگفرش، در صورت اجرای صحیح، میتواند گزینهای مناسب برای پیادهراهها، بافتهای تاریخی و فضاهای گردشگری باشد، اما استفاده از آن در معابر با تردد سنگین خودرو، نیازمند زیرسازی بسیار دقیق، تراکم استاندارد، زهکشی مناسب و کنترل کیفی مستمر است. در غیر این صورت، نشست موضعی، لق شدن سنگها، ایجاد ناهمواری و افزایش هزینههای تعمیر، پیامدهای اجتنابناپذیر آن خواهد بود.
مشاهدات میدانی شهروندان در برخی معابر تبریز نشان میدهد که بخشی از سنگفرشهای اجراشده، در مدت نسبتاً کوتاهی دچار نشست شدهاند. اگر این مشاهدات با ارزیابیهای فنی نیز تأیید شود، این موضوع میتواند نشانهای از ضعف در مطالعات اولیه، طراحی، کیفیت زیرسازی یا نظارت بر اجرای پروژه باشد. چنین شرایطی نهتنها هزینههای نگهداری را افزایش میدهد، بلکه موجب کاهش ایمنی، نارضایتی شهروندان و اتلاف منابع عمومی خواهد شد.
از منظر اقتصادی نیز موضوع قابل تأمل است. اجرای سنگفرش، به دلیل هزینه بالای تأمین مصالح، آمادهسازی بستر، اجرای دقیق و نیروی انسانی متخصص، معمولاً چند برابر پرهزینهتر از آسفالت است. زمانی که آسفالت موجود هنوز قابلیت بهرهبرداری داشته باشد، تخریب آن و اجرای روسازی جدید، تنها زمانی قابل دفاع است که منافع بلندمدت آن بهصورت مستند، از هزینههای تحمیلشده بیشتر باشد.
از سوی دیگر، اگر پس از مدت کوتاهی نیاز به تعمیر، جمعآوری یا اجرای مجدد بخشی از سنگفرشها باشد، هزینه واقعی پروژه از برآورد اولیه فراتر خواهد رفت و مفهوم «اقتصاد چرخه عمر» عملاً زیر سؤال میرود.
تجربه بسیاری از شهرهای موفق جهان نشان میدهد که سنگفرش، زمانی بهترین عملکرد را دارد که در محدودههای تاریخی، مسیرهای پیاده، میدانها و فضاهای عمومی با سرعت پایین وسایل نقلیه به کار گرفته شود. در مقابل، برای خیابانهای اصلی و معابر پرتردد، روسازی آسفالتی به دلیل انعطافپذیری بیشتر، سهولت نگهداری، کاهش آلودگی صوتی و هزینه کمتر، همچنان گزینه غالب محسوب میشود.
اکنون انتظار میرود شهرداری تبریز و شورای اسلامی شهر، برای شفافسازی افکار عمومی، اطلاعات فنی و مالی این پروژهها را منتشر کنند. از جمله:
هزینه اجرای هر مترمربع آسفالت و سنگفرش؛
هزینه تخریب آسفالتهای موجود؛
مطالعات فنی و ترافیکی پیش از اجرا؛
نتایج آزمایشهای کنترل کیفیت زیرسازی و تراکم؛
برنامه نگهداری و هزینههای تعمیرات پس از بهرهبرداری؛
گزارش مقایسهای عمر مفید و هزینه چرخه عمر دو نوع روسازی.
شفافیت در این حوزه، نهتنها به افزایش اعتماد عمومی کمک میکند، بلکه امکان ارزیابی علمی عملکرد پروژهها و اصلاح سیاستهای آینده را نیز فراهم خواهد کرد.
جمعبندی
زیباسازی شهری، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما توسعه شهری زمانی پایدار خواهد بود که «زیبایی»، «کارایی»، «دوام» و «بهرهوری اقتصادی» همزمان مورد توجه قرار گیرند. اگر سنگفرش به دلیل ضعف در مطالعات، طراحی یا اجرا، در مدت کوتاهی دچار خرابی شود، مسئله دیگر صرفاً یک ایراد عمرانی نیست؛ بلکه به نحوه مدیریت سرمایه عمومی و پاسخگویی مدیران شهری مربوط میشود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، تبریز به پروژههایی نیاز دارد که علاوه بر ارتقای سیمای شهر، بر پایه مطالعات دقیق مهندسی، تحلیل اقتصادی و نظارت حرفهای اجرا شوند؛ چرا که هر ریال هزینهشده از بودجه عمومی، امانتی در دست مدیران شهری است و باید با حداکثر کارایی و حداقل اتلاف منابع به خدمت شهروندان درآید.
پست های مرتبط
تبریز مظلوم، شهردار مغرور!
تبریز در بنبست تبعیض
تقابل غیرت و تورّم