اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
نان، نه تنها قوتِ غالب، بلکه شاخصِ سلامتِ اقتصادی و اجتماعی یک شهر است. اما در تبریز، این شاخص در حال فروپاشی است. در حالی که نوسانات قیمت در بازار، فشار مضاعفی بر سفرهها وارد کرده، ماجرا به قیمت ختم نمیشود؛ آنچه شهروند تبریزی با آن روبروست، سقوطِ بیسابقه در «کیفیت» و یک «بنبست نظارتی» است که هیچ نهادی حاضر به پذیرش مسئولیت آن نیست.
این روزها نه نان، که «تکهای خمیرِ سوخته و بیات» سهمِ سفرههای مردم تبریز است. در حالی که قیمت نان در یک جهش ناگهانی، جیب شهروندان را هدف قرار داده، کیفیت این قوت غالب به قهقرا رفته است. نانهایی که یا در آتش کوره ذغال شدهاند، یا نیمپز و خمیر، پیش از رسیدن به خانه، طعم ناخوشایند ماندگی میدهند.
بازی «کی بود، کی بود، من نبودم»؛ مسئول اصلی کیست؟
از آن روی که مردم با گرانی های یک شبه و حس و حال مردان آنجلس بزرگ شده و با آن خو گرفته اند لذا سوال اصلی مردم تبریز نه در مورد قیمت، بلکه در مورد «متولی نظارت» است. وقتی شهروندی از نان بیکیفیت گلایه میکند، اهالی رسانه در مقام مطالبه گری با پاسکاریِ شرمآوری مواجه میشوند. بخشی از دور باطلی که همواره ما اهالی رسانه برای پیگیری موضوع نان طی می کنیم به شرح زیر است:
• اتحادیه نانوایان: غالباً در مقامِ دفاع از نانوا، توپ را به زمینِ کیفیت آرد میاندازد.
• جهاد کشاورزی: با خونسردی مدعی است که وظیفهاش تنها توزیع آرد است و بس!
• فرمانداری و تعزیرات: مسئولیت را به گردن دیگر نهادها انداخته و نظارتها را به گزارشهایِ صوری و «سرپایی» محدود کردهاند.
در نتیجه:
سفرهای که از نانِ استاندارد تهی است و مردمی که در این بوروکراسیِ بیمسئولیت، سرگردان ماندهاند.
نانینو؛ ویترینی برای نمایش بیقانونی
شواهد میدانی و اعتراضات گسترده مردمی حاکی از آن است که در بسیاری از نانواییهای تبریز، دستگاههای «نانینو» یا خاموشاند و یا به بازی گرفته میشوند. فروش آردِ سهمیهای در بازار آزاد، به تجارتِ پرسودِ برخی متخلفان تبدیل شده است، در حالی که نانِ مردم، هر روز بیکیفیتتر از دیروز از تنور بیرون میآید.
آیا مسئولان ذیربط، براستی از این فاجعه در زنجیره تأمین نان بیخبرند یا سکوتشان، معنای دیگری دارد؟
فریادِ شهروندان: نانِ مردم، بازیچه نیست!
تبریزیها حالا به تنگ آمدهاند، گزارش های متعدد روزانه از طرف شهروندان تبریز حکایت از آردِ بیکیفیت، تعطیلیِ خودسرانه نانواییها و گرانفروشی تحت لوایِ نانِ بیکیفیت دارد که صبرِ عمومی را لبریز کرده است؛ در بازار گرانی افسار گسیخته گوشت، برنج، روغن، ماهی، مرغ و … نان که قوت غالب مردم است، حالا به منبعِ دغدغه و اتلافِ منابعِ خانوار تبدیل شده است.
آقایان! پینگپنگِ اداری را تمام کنید. نانِ مردم، شوخیبردار نیست. مشکلات نانِ توزیع شده در نانواییهای تبریز، فراتر از یک سوتی یا بیدقتی ساده است. گزارشهای میدانی و شکایات مکرر مردم، نشاندهنده یک الگوی تکرارشونده است. تا زمانی که نظارت بر نان از حالت «تکمیلِ گزارشها» به حالت «بازرسیهای ضربتی و تنبیهی» تغییر نکند، این چرخه ادامه خواهد داشت. مردم تبریز اکنون فراتر از یک توضیح ساده، خواهان یک «نقشه راه نظارتی» هستند. آنها میخواهند بدانند دقیقاً کدام نهاد، مسئولِ نظارت بر «کیفیت آرد»، «استفاده از دستگاه نانینو» و «اصالتِ نانِ تحویلی» است. به عبارت ساده تر در رابطه با معضل نان ما باید یقه چه کسی را بگیریم و مطالبه برحق شهروندان این شهر را بکنیم؟
مردم تبریز منتظر پاسخ نیستند؛ آنها منتظرِ «اقدام» هستند چرا که نمی توان از جامعه انتظار داشت شاهد همزمان صعود قیمت و سقوط کیفیت باشد و زبان در کام گیرد، البته انتظار نابجایی است
پست های مرتبط
افتتاحهای پرهزینه یا اولویتهای فراموششده شهرداری تبریز؟
روایت تلخ!
بانک شهر ، گورستان پول های مردم تبریز !