قوانین بی پولی ..

دکتر جلال معالی

اینی که می نویســم و عرض می کنم به ســر خیلی از ماها اومده اونم از نوع درجه یکش و همه ما آنرا با پوســت و گوشــتمان و حتی تک تک استخوانهای بدنمان لمس و درک کردیم .
عرایــض بنــده عمدتــا در مــورد بــی پولی مقطعی اســت که صد در صــد کارمندان و کارگــران زحمتکش اصــولا از نیمه ماه که رد می شــه، کــم کم باهاش مواجه شــده و کسی هم نمی تونه منکرش باشه .چرا ؟چون حقوق ماهیانه ته می کشــه و اونوقت این مصایب
را به چشــم دیده و به گوش می شنویم.
امان از زمانی که اسکناس تا کرده در جیب و پول در کارت بانکی و ذخیره در منزل نداری ، این مصایب بر ســرمان نازل می شــود که این مورد را بنده بــا عنوان (قوانین بی پولی) نامیده ام. بلــه عرض کردم وقتی ســکه ای (که الان خیلی نایاب شــده) ته جیب کت
نداشته باشی،اول اینکه ، لامپ راه پله می ســوزه ،اونوقت باید برای پیدا کردن کفشــهای مبارک ،روی زمین با انگشــتان نازنینت پیانو بزنی تا کفشــهایت را پیدا کنی. نمــک نمکدانها خالی میشــه یا باید غذای بی نمک تنــاول بفرمایی و یا باید نمکــدان را ببــری دم درب همســایه وبا خجالــت کمی نمک بگیــری ِ،البته اگر با همســایه ســابقه سلام وعلیک داشته باشــی وگرنه روی هر همسایه ای نمی شه حساب باز کرد. ســوم اینکه یک عدد چوب کبریت برای روشــن کردن اجاق گاز هم پیدا نمی شــه ،فندک اجاق گاز هم که از اولش خراب بود.
چهارم ،گوشــی همراهت ، ادا نمــی مونه که درنیاره وباید بــره مطب تعمیر موبایل …
پنجم،اگر موتور ســیکلت داری مطمئن باش یکی از چرخهایش پنچر شــده باید پیاده ببری پنچرگیری تا نفســت بند بیاد،وتــازه به پنچر گیر هم رو بزنی و بگی هزینه اش را ســرماه تقدیم خواهی کرد. ششــم ،اگر خــودرو داری قطع یقین یا روغــن چکه می کنه ،یــا آژیر دزد
گیرش اتصالی پیدا می کنه و دم به ســاعت هوار می کشــه، اونوقت باید غرغــر و بد وبیراه های همســایه ها را هم تحمل کنی چون حقوق ته کشــیده و پولی در بساط نداری برای تعمیر …
البتــه اگر از بدبیــاری های زمان بی پولی عرض کنم کــه دو جلد کتاب هم کم اســت تا چه رسد به یک ستون روزنامه . راســتی اینم عرض کنــم در این مدت هم بعضی از دوســتان و اقــوام (البته بعضی ها) حتی با یک زنگ تلفن هم ســراغی از شــما نمی گیرند ..
اما بر عکســش هم هســت ،زمانی کــه کبکت خروس می خونــه و جیبت از حقوق اول ماه پر از اســکناس تا نشــده و کارت بانکــی ات چح چح (یا چهچــه )مــی زند ،اونوقت اون لامپــی که تو راه پله ســوخته و به قول خودمان (پریده) بود با یک تلنگر انگشــت یهو روشــن می شــه ..جل الخالق پس این لامپ سوخته بود؟
الباقی موارد هم همینطوره ،از قدیم و ندیم گفتند :جیبت که پر باشــه زمین و زمان هم باهات کوک می شــوند اما زمانی کــه کفگیرت به ته دیگ بخوره بایدحواست باشه تا کم نیاری.
مــادر بزرگ هایمــان در این مواقع همیشــه در خانه ذخیره هایی داشــتند تا نماننــد ،البته دیگه با حقوق کارمندی و کارگری فکر نکنم بشــه ذخیره ای داشت.
الهــی که جیــب تان پر پول و کارتتــان پر تراکنش و لب تان خندان بشــه و هیچوقت گرفتار قوانین بی پولی نشــوید..همین

About Author