اختصاصی ساقی آذربایجان/ مائده برزگر جلالی: در سالهای اخیر، فضای مجازی از یک ابزار برای ارتباطات ساده، به یک زیستبوم اقتصادی عظیم تبدیل شده است. در این میان، پدیده بلاگری که زمانی با تولید محتوای تخصصی یا تجربههای زیسته شناخته میشد، امروز با چهرهای متفاوت و حتی نگرانکننده ظاهر شده است: استراتژی تولید سخیف برای کسب درآمد.
گزارشهای اخیر نشان میدهد که ما با یک بحران ساختاری در فضای مجازی روبرو هستیم. مسئله اصلی، تنها کیفیت پایین محتوا نیست؛ بلکه مسئله، تغییر ماهیت خود این حرفه است. امروز، بسیاری از بلاگرها بهجای تمرکز بر آموزش یا انتقال تجربه، به دنبال کشف فرمولهای دیده شدن هستند و در این مسیر، مرز میان واقعیت و نمایش، بهشدت کمرنگ شده است.
نقش واسطهها؛ مهرههای اصلی در چرخه سخیفسازی
نکتهای که کمتر به آن پرداخته میشود، نقش نهادهای واسط، یعنی آژانسهای تبلیغاتی و مشاوران اینستاگرامی است. این نهادها که وظیفه داشتند به این حرفه نوپا هویت و نظم ببخشند، خود به «تغذیه کننده» محتوای زرد تبدیل شدهاند. وقتی یک آژانس تبلیغاتی، برای یک برند، بلاگری را انتخاب میکند که تنها با داستانسراییهای دروغین و اغراقهای مبالغهآمیز میتواند مخاطب را تحریک کند، در واقع در حال خریدن اعتبار جامعه در ازای سودهای کوتاهمدت است. در این چرخه، چگونه پولدار شدن به کلی فدای پولدار شدن شده است.
از نمایش زندگی تا ابزاری برای تحریک کنجکاوی
در این فضای بیضابطه، حتی حریم خصوصی و اعضای خانواده نیز به ابزاری برای افزایش نرخ تعامل تبدیل شدهاند. نمایش روزمرگیهای مبالغهآمیز و استفاده از مامیبلاگرها یا بلاگرهای کودک، فراتر از یک فعالیت تفریحی، به یک استراتژی اقتصادی تبدیل شده که بر پایه کنجکاوی هیجانیِ مخاطب بنا شده است. این یعنی ما با یک مدل اقتصادی روبرو هستیم که به جای ارزشآفرینی، بر پایه جلب توجه ارزان استوار است.
پیامد: جامعهای با مخاطب حداقلی
خطر بزرگ اینجاست که اگر این حرفه به سرعت از حالت خودگردان خارج نشود و چارچوبهای قانونی و اخلاقی مشخصی برای آن تعریف نشود، شاهد فروپاشی سرمایه فرهنگی خواهیم بود. وقتی محتوای سخیف، استاندارد برتری شود، مخاطب نیز به سمت سطحیترین لایههای ذهنی سوق پیدا میکند. نتیجه نهایی، چیزی نیست جز تولید محتوای حداقلی برای خلق یک جامعه حداقلی؛ جامعهای که در آن دانش و اعتبار، جای خود را به شهرت کاذب و ثروت حاصل از دروغ دادهاند.
بدیهی است که در عصر دیجیتال، نمیتوان با نگاهی سنتی با این پدیده برخورد کرد؛ اما اگر ضابطهمندسازی و نظارت بر این جریان آغاز نشود، آنچه در فضای مجازی میبینیم، دیگر رسانه یا محتوا نخواهد بود، بلکه تنها بازاری برای تجارت سخیف خواهد بود.
پست های مرتبط
عیار طلای بانوان ایرانی
رقص ارقام در تبریز مه آلود
توزیع عادلانه خدمات شهری در محلات تبریز از حرف و شعار و مصوبه تا عمل و اعتقاد و حاشیه