اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
در عصر هوش مصنوعی کوانتوم و نبردهای شناختی، آموزش و پرورش دیگر نه یک نهاد خدماتی ساده که ستون فقرات امنیت ملی و موتور توسعه تمدنی هر کشوری است. در دنیایی که دانش قدرت است و سرعت تولید علم مرزهای جغرافیایی را درنوردیده تربیت نسلی که بتواند در تراز رقابت های جهانی قرار گیرد تنها راه بقا و پیشرفت و رمز ماندگاری در عرصه رقابت است. آموزش در جهان مدرن به معنای تجهیز سرمایه انسانی به ابزارهای حل مسئله است نه صرفا انباشت داده های بی خاصیت در ذهن. اگر کشوری بخواهد در قرن بیست و یکم سری در میان سرها داشته باشد باید مدرسه را به عنوان کارخانه انسان سازی با پیشرفته ترین استانداردهای نرم افزاری و سخت افزاری اداره کند. اما آیا وضعیت فعلی ما سنخیتی با این واقعیت جهانی دارد؟
این موضوع برای ایران ما که سیاست گذاران کلان کشور بر بومی سازی تکنولوژی های به روز دنیا تاکید دارند، ضرورتش دوچندان است.
متاسفانه یک دهه گذشته برای نظام آموزشی ایران دهه فرسایش و فروپاشی بوده است. از یک سو ترکیب شوم حوادثی نظیر پاندمی کرونا، تهدیدات امنیتی، ناترازی انرژی و آلودگی خفقان آور هوا نظم آموزشی را به کلی متلاشی کرد و از سوی دیگر ظهور قارچ گونه مدارس غیر انتفاعی با افکار کاپیتالیستی، شکاف طبقاتی عمیقی را در مغزهای دانش آموزان ایجاد کرد. وقتی در این مدارس سطح سواد دبیر به معیشت شان گره می خورد نتیجه اش همان فاجعه ای است که امروز در کارنامه های نهایی دیپلم با معدل های تک رقمی و دو رقمی شرم آور به وضوح نمایان است . ما با آموزش، آموزش را نابود کردیم و در لایه های زیرین این بحران آنچه قربانی شد آینده علمی کشور بود.
در این میان سخن گفتن از تحصیل رایگان که در نص صریح قانون اساسی حق خدشه ناپذیر ملت است، یک طنز سیاه است. وقتی مدارس به جایگاه کسب و کار تبدیل شده اند و هزینه های کلان و غیرقانونی شان جیب پدران کارگر و کارمند را به بازی گرفته است دیگر کسی از دولت انتظار اجرای قانون ندارد. اما اگر تحصیل رایگان به خاطره ها پیوسته دست کم انتظار می رفت که تدارکات اولیه برای همین آموزش پولی فراهم باشد.
امروز حدود دو هفته از آغاز سال تحصیلی گذشته یا کتابی در کار نیست و یا توزیع آن چنان ناقص است که انگار در عصر حجر زندگی می کنیم. مسئولان وزارتخانه پاسخ دهند مگر تعداد دانش آموزان ثبت نام شده در سامانه سیدا و پادا مشخص نیست؟ مگر تقویم آموزشی مخفی است؟ چگونه است که برای خالی کردن جیب والدین بابت کمک به مدرسه و هزینه های جاری و بیمه دقیق ترین محاسبات را دارید اما برای چاپ و توزیع کتب درسی در برزخ ناکارآمدی گیر کرده اید؟
نکته دردناک ماجرا اینجاست که ما می دانیم پنجره فرصت آموزش حضوری در این کشور به دلیل روحیات وحشی مآبانه دشمن آمریکایی-صهیونی، ناترازی شدید انرژی و آلودگی هوای کلانشهرها بسیار محدود است. مهر و آبان شاید تنها ماه های طلایی باشند که مدارس می توانند نفس بکشند و آموزش واقعی صورت گیرد. بعد از آن باز هم قصه تکراری تعطیلی ها و باز سروکله نحس آموزش مجازی پیدا خواهد شد. آیا مسئولان امر درک نمی کنند که با عدم توزیع کتاب در همین دو ماه طلایی عملا آخرین فرصت یادگیری حضوری را از دانش آموزان دریغ کرده اید؟
اگر توان چاپ و توزیع بموقع کتب را نداشتید همان طور که در گرفتن هزینه های اجباری از والدین پیش قدمید هزینه آزاد کتاب ها را هم می گرفتید تا بارمالی از این بابت به شما تحمیل نشود و ما هم منتی از بابت تحصیل فرزندانمان نکشیم. بی تردید والدین که در این ساختار جابرانه مجبور به تمکین هستند و هر چه شما بگویید چشم می گویند حداقل به این چشم گفتن مردم احترام بگذارید و بساط این بی نظمی سیستماتیک را جمع کنید. آینده نظام آموزشی با این دست فرمان نه
در دستان دانش آموزان نخبه بلکه در آمار ترک تحصیلی ها و بیسوادی مدرک دارها رقم خواهد خورد. آقایان کلاس درس بدون کتاب چیزی جز اتلاف عمر نسل جوان نیست این را پیش از آنکه دیر شود دریابید. وای بر حال کشوری که چنین نسل آموزش مجازی دیده ای قرار است مدیریتش را بر عهده بگیرد
پست های مرتبط
سفرههای مردم جولانگاه فاسدین نیست
مرگ شرافت در نظام سلامت
گروکشی مقبره الشعرا