اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
در دل اردیبهشت، ماهی که عطر تقدیر و سپاس در هوایش جاری است، بار دیگر نگاهها به قامت یکی از استوارترین ستونهای جامعه دوخته میشود؛ حرفهای که گرچه زخمخورده ناملایمات اقتصادی است، اما همچنان محکم و استوار ایستاده تا بیرق آموزش بر زمین نماند. حادثه تلخ مدرسه دخترانه میناب، از نخستین وقایع دردناک در جریان جنگ رمضان، یادآور پیامی بود که به تعبیر صادقی، مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی، به روشنی به همه ما مخابره شد: «ما نه تنها با تکنولوژی، که با اندیشههای شما نیز دشمنی داریم.»
به مناسبت دوازدهم اردیبهشت، روز پاسداشت مقام شامخ معلم، مدیرکل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی در نشستی صمیمی با اصحاب رسانه حضور یافت تا از دغدغهها، امیدها و برنامههای این نهاد سخن بگوید. ورود خبرنگاران به محل نشست، با مشاهده تصاویر و یادمان معلمان و دانشآموزان شهید جنگ اخیر، حالوهوایی متاثرکننده داشت؛ یادآوری خونهای ناحقی که در این استان و از جامعه آموزشی بر زمین ریخت و پرسشی تلخ را در ذهنها زنده میکرد: «بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؟»
هفته معلم، زمانی برای قدردانی از تلاشهای قشری است که به تعبیر بسیاری، ادامهدهندگان راه پیامبراناند و رسالت والای تعلیم و تربیت را بر دوش دارند. امسال نیز طبق روال سالهای گذشته، اداره کل آموزش و پرورش بهعنوان متولی اصلی امر آموزش، برنامههای هفته معلم را تشریح کرد. بنا به گفته صادقی، این هفته با عنوان «برای معلم، برای ایران» نامگذاری شده است.
صادقی در این نشست خبری با اشاره به حوادث تلخ جنگ رمضان گفت: در پی این جنگ نابرابر ۱۵ دانشآموز و ۳ معلم در استان شهید شدند که سند حقانیت، مظلومیت و مقاومت ملت بزرگ ایران هستند و دشمنان با آگاهی و دانش ایرانی مخالفت دارند، اما باید بدانند که علم و اندیشه نابودنشدنی است و آنچه تخریب میشود در و پنجره است.
وی تصریح کرد: شهدای میناب حقانیت ایران را در دنیا نشان دادند. استکبار جهانی و سردمداران آنان در پی از بین بردن استقلال فکری و علمی ایران هستند و اولین جایی که به آن حمله کردند، مدرسه بود و این نشان میدهد با دانش و آگاهی ایرانی مخالفت دارند و میدانند که ایران و ایرانی، حرفهایی برای گفتن در این زمینه در دنیا دارند.
وی در تشریح آمار جامعه هدف این ادارهکل اظهار کرد: در حال حاضر بالغ بر ۷۴۱ هزار و ۹۹۷ دانشآموز در مقاطع مختلف تحصیلی (از ابتدایی تا متوسطه دوم) و ۴۰ هزار و ۷۸ نوآموز نیز در مراکز پیشدبستانی استان مشغول به تحصیل هستند.
با اشاره به تعداد مدارس استان گفت: تعداد کل مدارس ۶۵۵۱ است که پنج هزار و ۲۱۹ مدرسه دولتی و یک هزار و ۳۳۲ مدرسه غیردولتی است. تعداد کلاسهای درس نیز در استان ۳۴ هزار و ۲۲۴ کلاس که ۲۵ هزار و ۶۴۱ کلاس دولتی و ۸ هزار و ۵۸۳ کلاس غیردولتی است.
مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی با بیان اینکه سهم بخش غیردولتی از این تعداد دانش آموز ۱۳۸ هزار و ۴۶۴ دانشآموز است، گفت: تعداد کادر آموزش و پرورش استان ۴۷ هزار و ۳۱۸ نفر است.
وی در ادامه گفت: در پی وقایع اخیر، حدود ۷۵ فضای آموزشی دچار آسیبهای جزئی و کلی شدهاند. از این تعداد، ۴ مدرسه به طور کامل تخریب شده و مابقی فضاها قابل تعمیر و بازسازی هستند. برای دانشآموزان مدارس تخریبشده، تمهیدات لازم جهت انتقال به مراکز آموزشی همجوار که فاصله چندانی با محل قبلی ندارند، اتخاذ شده است.
یکی از نکات مهمی که در توضیحات آقای مدیر کل وجود داشت مشکل همیشگی تبریز در سرانه فضای آموزشی و موضوع دو شیفته بودن مدارس بود که برای شهری در قواره تبریز، پسندیده نیست و مشخص می شود که قول های رسانه ای برخی از مدیران شهری جلوی دوربین هم تنها کاربرد شهرت بازلیخ دارد و خبر چندانی از آن ۱۴ مدرسه قول داده شده نیست و همین موضوع هم جزو پرسش های ما از آقای مدیر کل بود. هر چند این مدارس هم صرفا از محل منابع شهرداری نبود و نوعی توافق با آموزش و پرورش استان در راستای حل مشکل زمین های مورد اختلاف بین این دو نهاد در طول سالیان سال بود و نوعی تهاتر محسوب می شد و تنها ۵ مدرسه از این تعداد قرار بود از محل مسئولیت های اجتماعی این نهاد مدیریت شهری احداث شود که از این ۱۴ مدرسه فقط یک مورد در خاوران در مرحله اجراء قرار دارد و بقیه در مرحله تفاهم است و احتمالا به عمر مدیریت آقایان قد ندهد، هر چند بعضا برخی در این شهر خود را مدیر دائم برخی از کرسی ها می دانند!
صادقی گفت: سرانه فضای آموزشی در سطح کشور ۵.۶ مترمربع به ازای هر دانشآموز است که این رقم در کل استان نیز با میانگین کشوری برابری میکند. اما متأسفانه سرانه فضای آموزشی در شهر تبریز تنها ۳.۵ مترمربع است. همین کمبود شدید فضا در مرکز استان باعث شده است که برخی مدارس به صورت دو نوبته (دو شیفت) اداره شوند.
از دیگر انتقادات مطروحه در این نشست از آقای مدیر کل، بحث ادامه کلاس های مجازی و تعطیلی مدارس بود و اشاره شد که این تصمیمات ریشه به تیشه آموزش و سطح سواد در این کشور می زند. در پاسخ به این انتقاد وی اظهار داشت که تعطیلی مدارس بنا به دستور مقامات بالادستی بوده و در راستای ملاحظات امنیتی است!
ولی باز این پرسش مطرح است که آیا بهتر نبود که مدارس یک ماه دیرتر تمام شود و یا از آن سو سال تحصیلی ۰۶-۱۴۰۵ یک ماه زودتر آغاز شود و در این یک ماه به صورت فشرده دروس سال قبل مرور شود؟ تعطیلی مدارس به بهانه های مختلف نظیر آلودگی هوا، برودت هوا، جنگ و کرونا در سالهای اخیر آینده خوبی را برای نظام آموزشی و فارغ التحصیلان آن به تصویر نمی کشد و ورود این حجم از فارغ التحصیلان بی سواد به ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور جبران ناپذیر خواهد بود.
پست های مرتبط
سوخت دوم ، کارساز یا بحرانساز؟
ناتوانی مدیریتی عامل نارضایتی اجتماعی
مرگ تلخ و سکوت سیاه