اختصاصی ساقی آذربایجان/ وحید خدادادی
در دنیای مدیریت شهری، مرز میان عملکردقانونی و تخلف ، بسیار باریک است، وقتی این مرز با تبر بیرحم فساد و رانت شکافته میشود،دیگر بحث از مدیریت نیست؛ بحث از فروپاشی نظم اجتماعی است. اخیراً شهردار تبریز با نوعی خودشیفتگی مدیریتی، تلاش کرده است با استفاده از سپر امنیت و ادعای معصومیت، هرگونه پاسخگویی در برابر پرسشهای مشروع شهروندان و رسانه های مطلبه گر را مسکوت نگه دارد. او با تبدیل کردن نقد عملکرد به توهین به مقامات امنیتی، نه تنها در حال فرار از حقیقت است، بلکه با این کار، عملاً در حال مبارزه با اصل نظارت و شفافیت است. ما امروز با مدیریتی روبرو هستیم که به جایِ حل پروندههای قضایی، مشغول ساختن هالهای از قدسیت بر گرد تخلفات است. غافل از اینکه کسی از آقای متخصص عمران توقع عصمت ندارد و وقتی ادعا میکنند هیچ اقدام فراقانونی انجام ندادهاند، گویی حافظهی دستگاه قضا و اسناد بازپرسی را به بازی گرفتهاند. حال به حسب ضرورت تنویر افکار عمومی به جهت در پیش بودن انتخابات شورای شهر و در پاسخ این مدل استدلالات بایستی پرسید اگر عملکردتان در چارچوب قانون بود، پس بفرمایید حکم انفصال از خدمت تان برای تقدیر از اقدامات قانونی تان بود؟ اگر قانونی بودید، چرا مدیران منصوب، برخی از وابستگان نسبی شما و حتی برخی از اعضای شورا با احکام بازداشت و کیفرخواست روبرو شدهاند؟بیایید با واقعیتهای عریان صحبت کنیم، نه با رویاهای توجیهگر.
شما از قانون حرف میزنید و ما چنین ادبیات رویا پردازانه ای را با عملکردتان تطبیق می دهیم و به عکس این ادعا می رسیم آن گاه که به گفته رییس دستگاه قضایی استان مشخص می شود که بخشی از کارکنان و مدیران شهرداری و ثبت، با همکاری غیرقانونی، اقدام به شناسایی اراضی متروک و مجهولالمالک و انجام معاملات صوری برای اخذ سند کردهاند؟ آیا اینها هم بخشی از استراتژی مدیریت قانونی شماست؟ وقتی از اقدامات غیر قانونی سخن به میان می آید ناخودآگاه ذهن افکارعمومی متوجه پرونده باغ گلستان می شود. از کی واگذاری اثر ملی بدون مصوبه شورا و بدون تغییر کاربری اقدام قانونی محسوب می شود؟ و اما ادعای توهین به مقامات امنیتی؛ این بزرگترین کنایه به حقیقت است! بخشی از وظیفه این ارگانها، بررسی دقیق پروندههای تخلف در مناطق و ادارات شهرداری است. بخشی از مشغله کاری این عزیزان دقیقا بررسی تخلفات رخ داده در مجموعه مدیریت شهری است و نقصی بر آنان وارد نیست از آن جهت که با تلاش همین عزیزان یکی از بزرگترین پرونده های فساد در تاریخ تبریز و در مجموعه تحت مدیریت جنابعالی و درست بغل گوشتان برملا شد. رسانه و اعضای شورا به شکلی که قانون می گوید ونه برخی از رسانه ها و شوراهای فعلی حکم چشم و گوش نهادهای امنیتی را دارند و برملا کردن فسادی از سوی عضو شورا یا رسانه متعهد عکس فرمایش جنابتان است. گزارشها نشان میدهد که شما بارها شورا را از فرآیند تصمیمگیری کنارگذاشتهاید؛ همان موضوعی که همین هفته در قضیه ملازینال، با انتقادهای تند رئیس کمیسیون عمران همراه بود. جنابعالی که تا دیروز متخصص عمران بودید، اما حالا میبینیم که میخواهیدمعصومیت را هم به فضائل اخلاقیتان اضافه کنید. این عصمت ناگهانی را از پیاده سازی کدامین مدینه فاضله بر خود مجاز می دانید؟ حجم پروندههای شهرداری در دستگاه قضایی، نشان از یک بحران ساختاری دارد، نه یک اشتباه محاسباتی. شما نمیتوانید با پردهدری و پناه بردن به نام امنیت، بر گردن پروندههای مالی سنگینی کنید. این حجم از ساخت و ساز غیر مجاز در شهر که به تعبیر عضو شورا تبدیل به یک روال کاری مرسوم شده است اعمال فراقانونی محسوب نمی شود؟
پاسخگویی در برابر قانون، یک انتخاب نیست، یک اجبار است.این روزها تماشای صحنه سیاست و مدیریت شهری تبریز، بیش از آنکه یادآور یک اتاق فکر توسعهگرا باشد، شبیه به تماشای یک شعبدهبازی ناشیانه است که در آن، واقعیت در پشت نقاب ادعا گم شده است. جناب شهردار؛ امنیت، سپر بلای بیتدبیری نیست!اینکه مدیریت شهری،ناتوانی در شفافیت را پشت نام ارگانهای امنیتی پنهان کند، قدیمیترین و نخنما شدهترین ترفند سیاسی است. تقلیل پرسشهای حقوقی و قانونی شهروندان به توهینهای امنیتی، در واقع توهین به شعور جمعی مردم تبریز است. امنیت شهر، در گرو مدیریت پاکدست است، نه در پنهان شدن پشت دیوارهای آهنین تکذیب.اگر فرصت کردید دو خط برای افکارعمومی در رابطه با شرکت های تابعه شهرداری که شما ایجاد کردید نظیر تدبیر اندیش هم توضیح دهید که در انجا چه می گذرد؟ وقتی از عدم اقدام فراقانونی سخن میگویید، گویی در شهری دیگر حکمرانی میکنید. آیا حافظهی تاریخی مردم تبریز و اسنادِ موجود در پروندههایِ بازرسی،این ادعا را تایید میکنند؟ طوفان در راه است!جناب شهردار! نقد شما، نقد یک شخص نیست؛ نقد یک تفکر غوغا سالارانه است، سندرومی که معتقد است با هیاهو، فرافکنی و تهدید منتقدان، میتوان سرپوشی بر کاستیها گذاشت. بدانید که صندلی شهرداری تبریز، میراث پدران کسی نیست و جایگاه شهردار،پشت سنگر مصونیتهای خودساخته نیست. مردم تبریز، بیدارتر از آنند که تفاوت نقد دلسوزانه را با توهین خیالی تشخیص ندهند. جنابتان نیز به جای فرافکنی و قداستتراشی برای عملکردهای خاکستریتان،آستین بالا بزنید و به جایِ سخنرانیهای توجیهگر، پاسخگوی تخلفات روی میز باشید و اما هشدار آخراینکه این نقد، آغاز یک مسیر است، مسیری پر سنگلاخ که احتمالا هزینه های سنگینی به دنبال خواهد داشت اما تصورمان این است عاقب الامر مردم اجازه نخواهند داد این تفکر و پیروانش و جانفدایانش مجددا بر این کرسی ها تکیه زنند.
پست های مرتبط
بازخوانی کرامت زن در آینه سیره آلمحمد
تضعیف فرهنگ عمومي چالش جدي جامعه ایران
نمایندگی برای خدمت یا ابزاری برای تهمت و خصومت ؟